تولدم مبارک به وقت ۴ اردیبهشت ...
نمی دونم هیچ وقت سر و کارتون به اداره ی دارایی افتاده یا نه ؟ نمی دونم افرادی که شخص حقیقی هستند ، به اندازه ی شخص حقوقی مجبورن برن اداره ی دارایی یا نه ؟ ولی من چون شرکت دارم و شخص حقوقی به حساب میام ، باید برم اداره ی دارایی و به نظر خودم خیلی رو مخ هست و خیلی دنگ و فنگ داره . اول اردیبهشت یک ابلا ...
این چن. روز همش نق می زدم رفتن اونجا یه سر به درخت بادوم ها نزدین برام چغاله بادوم بیارین.. بعد این میوه تو حیاطمون سبزش که هنوز کال اینقدر ترش و خوشمزه اس که نگم اینا رو می چیدم میگفتم حالا که برام چفاله نیوردین 😂 امروز عصر رفته بودن بالاخره برام چغاله آوردبن بعد سهم من فقط 4 تا دونه زیاد چیده بودن ...
۱. یه بار تو یه گروهی یه بنده خدایی که نمیشناختمش معادل فارسی چندتا کلمه رو پرسید. راهنماییش کردم. چند وقت بعد پیام داد که میخوام تو مقدمهٔ کتابم ازتون تشکر کنم. اجازه میخواست و میپرسید با چه عنوانی بنویسم؟ گفتم نیازی به تشکر نیست و وظیفه بود. اصرار کرد. گفتم بقیه رو هر جوری نوشتین منم همونجوری ...
نادر طالب زاده خیلی کاریزما داشت قبول دارین؟ هر سال اوایل اردیبهشت یادش می کنم یاد خداحافظی باهاش هشتم اردیبهشت تو خیابون بهشت یاد مسیر گفتنش یاد خلاقیتش در مسیر و از خود عبور کردنش یاد روز قدسی که روز رفتنش شد بهش میگم آقای نادر خوش به حالت این روزها رو ندیدی بهم میگه حتی اگه روزی یه قطره اشک ه ...
اول سال که داشتیم برنامههای شش ماه اول سال رو مشخص میکردیم، یکی از پروژههایی که روی زمین مونده بود و صاحب نداشت طراحی و پیادهسازی اپلیکیشن TV بود، من خیلی با ذوق گفتم بدید ما انجامش میدیم. کلا عاشق کارهایی هستم که هیچی ازش […] ...
Love is awful. It’s awful. It’s painful. It’s frightening. It makes you doubt yourself, judge yourself, distance yourself from the other people in your life. It makes you selfish. It makes you creepy, makes you obsessed with your hair, makes you cruel, makes you say and do things you never thought y ...
با یه پای زخمی اومدم نشستم اتاقم. حال ندارم بشینم پشت سیستم. لپ تاپ رو روشن کردم و همینطوری دارم ول میچرخم. دارم به این فکر میکنم چقدر تنهام! تنهایی گاهی وقتا به این معنی نیست که کسی کنارت نباشه. تنهایی بعضی وقت ها مثل الانِ من به این معنیه که کسی به فکر تو نباشه. نگام میوفته به انگشت پام که خونی و ...
دوستم میگه: با روزی 8 ساعت پیاده روی تو خیابون و گذر از کنار سه مغازه در دقیقه، با توانایی در قانع کردن دیگران که در تو سراغ دارم، اگر بتونی از هر مغازهدار نفری 1000 تومن بگیری، میکنه به عبارتی در دقیقه 3000 تومن که در ساعت میشه 180000تومن که در طول 8 ساعت میشه یک میلیون و چهارصد و چهل هزار تومن د ...
من این احساس رو دارم یا واقعا دیگه زندگی اون حس خوبی که قبلنا داشت رو نداره؟انگار روی همه چیز غبار خاکستری رنگی کشیده شده،دیگه هیچی مزه نمیده نمیدونم از چه موقع زندگی انقدر کم رنگ شده مثل یه نقاشی که هر چی کهنه تر میشه رنگ ها خاصیت خودشونو از دست میدن،نمیدونم این حرفا ناشکریه یا نه ولی این چیزیه که ...