«ای آنهٔ فردا! بدان که امروز، من—آنهٔ امروز—تصمیم گرفتهام: ترسهای کهنه را لایِ برگهای خشکِ کتابِ گذشته قایم کنم… با هر طلوعِ آفتاب، نامی تازه بر خود بگذارم: «ملکهٔ مهتاب»، «نقاشِ رنگینکمان»، یا «دوستدارِ پروانههای سپید»… و هر صبح، پیش از آنکه جهان از خواب بیدار شود، با درختانِ اَونلی رازگویی کن ...
الان که دارم اینجا مینویسم تو لابی یه شرکت تولید قطعات خودرو تو جاده مخصوص تهران کرج م و مصاحبه استخدامی شو قبول شدم ! کارشناس منابع انسانی ش رفته برام نامه های تکمیل پرونده رو بیاره قراره دستیار و مسئول دفتر معاون بازاریابی و فروش اینجا باشم . خب من کلا بازاریابی رو دوست دارم و موضوع پایان نامه م ه ...
ما نمیتونیم کنترل کنیم که چه اتفاقی میوفته اما میتونیم اثری که روی ما میذاره رو کنترل کنیم. این یک جمله شالوده رواقیگری هست. در حقیقت رواقیگری یا Stoicism یک فلسفه فکری هست که یک جورهایی به ما کمک میکنه که تحت تاثیر اتفاقات، محیط و شرایط نباشیم و خودمون رو کنترل کنیم. مثلا یکی از دوستانتون به ...
تو مترو داشتم میدوییدم به کارام برسم یهو یه خانوم چادری همسنای مامانم صدام کرد تو دلم گفتم یا خدا الان میخواد بخاطر شال افتادم، روزمو خراب کنه که ؛ با مهربونی پرسید خانوم کجا موهاتو لایت کردی؟ انقد شوکه شدم از سوالش که با مکث گفتم نمیدونم شمارشو میدم بهت گفت فویلی بود گفتم بله - فویلی چقد میگیره؟ ک ...
آدمهای زیبا و دوستداشتنی، به صورت تصادفی به وجود نمیآیند.زیباترین و دوستداشتنیترین انسانهایی که میشناسیم، آنهایی هستند که با شکست آشنا شدهاند. آنهایی که رنج را تجربه کردهاند. آنهایی که از دست دادن را تجربه کردهاند. آنهایی که پس از این رویدادهای دشوار، دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا ک ...
امروز اسکله شهید رجایی ترکیده یکی از بستگان نزدیکمون سرکاره همونجاس تازه من تعلق خاطری به این بنده خدا ندارم ولی خب بالاخره فامیل نزدیکمونه پنج دقیقه کمتر طول کشید تا فهمیدم سالمه ولی تو همین ۵ دقیقه سکته کردم مردم و زنده شدم. خدارو هزار مرتبه شکر که این بنده خدا طوریش نشد. خداکنه کسی طوریش نشده باش ...
من جهت افزایش میزان روشنفکری خانواده به مادرم اعلام کردم یک آقا پسری به من هدیه دادن. ( سلام آقا پسر) خلاصه حالا ما قراره با دوستمون بریم مسافرت و مادر میگن نکنه بری ایشون گولت بزنه : )))))) میگم مادر من، ما اصلا رابطهای نداریم. من ازش خبری ندارم اصلاً. و حتی شهر محل زندگی ایشون نمیرم و خبر ندارن م ...
یکی از صفات من، لجباز بودنم هست ینی خدا نیاره بخوام با چیزی یا کسی لج کنم... الان با مادر گرامی بحثم شد منم گفتم اوکی خودت انجامش بده، چون اینجا حق با من بود مثل همیشه رگ وسواسی بودنش زده بالا منم گذاشتم خودش انجام بده چون من حال و حوصله بحث ندارم 🥰 از عصبانیت یه لیوان آب خنک سر کشیدم و لیوان رو محک ...
خوابم نمیبره. ذهنم به هرچیزی چنگ میزنه تا خالی نمونه. از داستانهایی که ننوشتم، تا حرفهایی که نزدم. از بوسهای که نگرفتم، تا آدمی که دیگه هرگز نمیبینم. از نفس راحتی که بیش از هفتهای یکبار نمیکشم، تا شعرهایی که برای کسی نمیخونم. به پشیمونی و بخشش و فراموشی فکر میکنم. به رنجی که میکشیم و رنج ...
بسم الله الرحمن الرحیم دوست دارم زندگی رو. دوست دارم این هیچ کسی که الان هستم رو . وجود داشتن رو نفس کشیدن رو. تماشای عاشق شدن بچه هام در چند سال آینده از الان قند تو دلم آب می کنه. دوست دارم که همه با هم سیصد کیلومتر می کوبیم بریم لامپ سوخته ی مادر رو عوض کنیم و گرفتگی سینکش رو باز کنیم. دوست دا ...