چند روزه تو فکر چند تا دوست وبلاگیم که وبلاگهاشون رو به روز نکردن یا حذف کردن میشه یه خبری بدین نگرانتون هستم اول سهیلا خانوم وبلاگ یه خورشید درخشان بعد خانم دکتر قره بالا و دختر مهربونمون گیل پیشی عزیز و دوست داشتنی امیدوارم حال همه تون خوب باشه سالهای اول وبلاگ نویسی خیلی وبلاگ بود که روزانه می ن ...
روح گرسنه و تشنه میشه، یکی به سفر و نظر به دریا و نورد کوه رو میاره بابت این گرسنگی و تشنگی، یکی به صحبت با دوستاش و مامانش و اینا، یکیم ممکنه مثل من بره یه کتاب از تو قفسه بکشه بیرون اوریانا فالاچی در نامه به کودکی که هرگز زاده نشد دست و پای روح بشری رو ماساژ میده، بهش آب و نشاط و فلسفه و فرنی مید ...
درست شکل چهار پنج سالگیم و دقیقاً به همون اندازه، دلم میخواد تولد امسال یه دوچرخه هدیه بگیرم. ...
دوستش دارم. به عنوان یک انسان خوشحالم که وجود داره. چ رو میگم. یه هفته هم نشده که میشناسمش. آدم با انصاف و وجدانی بنظر میرسه. سختی کشیده اما عقده ای نشده. از همه چالش ها سربلند بیرون اومده. یجوریه که میشه همه چیزش و قبول کرد. مثل یه نوشیدنی ملایم و دلچسبه. ملایم صحبت میکنه اما صداش و بخواد ببره بالا ...
خدایا دیدی 30 دقیقه پیش منو؟ ایقدر بی پناهی دیدم که آدم هایی که توآفریدی که هیچ می ترسم به خود خودت هم بگم تو هم مثل بنده هات جاخالی بدی چرا یادم رفته بود من هیچکسم؟! یادم میره یک با یک دو نمیشه یادم میره یه سری آدما چیزایی درست می کنن که برای بقیه قفل اصلا نددین، نمی فهمن چیه.. یادت باشه خدا ا ...
درس دوم: نه به منفعت شخصیبرای شما شاید شبیه شعار باشد، اما برای من این چندمین بار است که ثابت شده وقتی پای منفعت شخصی به کاری باز شود، جز تباهی چیزی عایدمان نمیشود. این طرف یکی به خاطر بر سر زبان افتادن نامش کار میکند، دیگری به خاطر پول خوبش و آن یکی هم تا صندلی درخوری برایش خالی نشود راضی نمیشود ...
امروز صبح مسعود زنگ زد که کی بیام پیشتون گپ بزنیم، منصوره رفته بود کوه، ولی باید این جلسه کاری که قرار بود به مهمونی کاری تبدیل بشه زودتر تشکیل بشه. عصر قرار گذاشتیم، وقتی مسعود اومد بعد از حرفهای معمولی و روزمره رفتیم سر […] ...
من عاشقم. عاشق نفس کشیدنم. عاشق اینم ک شبا بالشت رو بغل کنم و بخوابم. عاشق آسمون آبیم. عاشق نوازش های داغ خورشیدم. عاشق خودکار مشکیمم. عاشق موهای بافته ی مامانمم. عاشق چاییم. عاشق آهنگ های شکست عشقی طورم. عاشق اهنگ های هیدن حتی هستم. عاشق رنگ قهوه ای در کمدم. عاشق دار قالی ام. عاشق بگایی هام هستم. ع ...
شما بیا بعنوان مخاطب قسمت امشبو بببین. چرا انقدر حوصله مخاطب سر میبرید. وای صحبت طولانی طنازو علی ده دقیقه تمام اول برنامه. بعد چه جالب که ماهرخ چند وقت مثل سایه بود حالا یوهو ناراحت شده گریه کرده جالب نیست هر کدوم مدتی تو حاشیه امن هستن و میپرن بیرون. چون این اتفاق بین میلاد و ماهرخ افتاد متعجب شد ...
ـ گفتم اگه دلمو به دریا بزنم، دریا دل میشم. ـ شدی؟! ـ نشدم که هیچ، دل تنگِ "دریا" هم شدم. ـ چرا؟ ـ هیچی! ـ هیچی که نشد جواب! ـ راستی خودت چرا اینجایی؟ - حرفو عوض نکن. - به نگاهش زل میزنم، می درخشد. - جوابمو بده؟ چرا اومدی اینجا؟ - آوردنم اینجا. - چرا؟ - ... که شاهد باشم. - شاهد چی؟ - شاهد... شاهد ...