از وقتی که کلاس سوم بودم و معلم به خاطر برگه امتحان املا دعوام کرد، چون دست های من همیشه خیلی عرق میکنن و برگه امتحانم از عرق دستم خیس شده بود، دستمال زیر دستم میزارم موقع نوشتن هرچیزی. از وقتی یادم میاد تعداد افراد خیلی کمی بودن که موقع راه رفتن یا بازی ها حاضر بودن دستمو بگیرن... یه وقتایی هم به خ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چشم... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

و آخرین عمل عاشقانه من برای تو این بود که تنهایت گذاشتم تا شاید کسی را که واقعا میخواستی پیدا کنی. حالا من از تو میپرسم آیا کسی انقدر دوستت داشت که دیگر از جهان نترسی؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تو باید بدانی چه بر من گذشت چه شب های تلخی به جانم گذشت سرودیم نم نم من و آسمان که طوفان و رعدی ز حالم گذشت من و نام تو، یاد تو، فال تو، یکسره نفس هم کشیدم ز یادم گذشت...   یه زمانی منم طبع شاعری داشتم. اصن نمیدونم وزن و قافیه هاش درسته یا نه. دو-سه سال پیش خیلی دوست داشتم اما کم کم ذوقم بهش کم شد. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

عجیب از ته دلم میخواستم یکی رو داشتم که میتونستم بهش اعتماد کنم. بتونم زندگیمو بهش بسپارم و کمی از فشار دنیا رو دوشام رو بهش بسپارم ولی من ادم راحتی نیستم. ادمی نیستم که زیر بار حرف کسی برم یا بزارم کسی برام تصمیم بگیره و بخواد برام قانون تعیین کنه. ادمی نیستم که در برابر حرفی که شنیدم گذشت داشته با ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پادکست شادی جدیدخیلیا داریم جون می‌کنیم تا یه زندگی «همه‌چی‌تموم» بسازیم.از بچگی برامون یه مسیر از پیش نوشته‌شده تعریف کردن، انگار که شادی یه فرمول ریاضیه:➖ برو مدرسه خوب➖ پیدا کن یه کار درست‌ودرمون➖ یه خونه واسه خودت بخر➖ ازدواج کن➖ بچه‌دار شوو تهش؟ قراره «خوشحال» باشی. 🎯اما واقعاً همیشه اینطوریه؟ر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چند سال پیش آنها همسایه مان بودند ؛ پدر و مادرم همیشه با نوعی افتخار خاص از آنها برای مهمان های هر ازگاهی مان حرف می‌زدند انگار که واقعا بچه های خودشان هستند . البته من آن موقع بیشتر گرفتار حساب و کتاب درس هایم بودم و معادلات چند مجهولی و استوکیومتری و ... حل میکردم و زیاد به این دونفر فکر نمیکردم و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام . یک‌ماه از اینجا دور بودم ؛ هر از گاهی یادم می افتاد که چنین جایی دارم برای فریاد زدن بغص های وامانده ی ته گلویم اما دروغ چرا اصلا حوصله نداشتم ؛ حوصله نداشتم بیایم اینجا داد و فریاد کنم و بازهم بی کسی ام را تماشا کنم . دیگر خوشم نمی آید توی یک اتاق تنگ و تاریک وبسته بر سر خودم فریاد بکشم و ان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بخش بزرگی از چیزایی که سرم اومده، انتخاب من نبوده. میپرسی چرا؟ پسری که روز تولدش پدرشو از دست میده، از همون لحظه به بعد استرس اینو میگیره که آینده چطور میشه؟ هیچکس توی خونه و خانواده بهش توجه نمیکنه، اولین بار که شروع میکنه به دوست داشتن کسی، و اون شخص بهش محبت و توجه نشون میده، تمام باورهاشو مینویس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سریال کره ای ایدی من خوشگل گنگنامه :  اشاره به منطقه ی گنگنام که همه ی عملای زیبایی اونجا انجام میشه . یه دختری هست زشته و هیچکس دوسش نداره ، خانواده ی معمولی هم داره ، قبل اینکه بره دانشگاه مامانش پول جور میکنه این میره عمل زیبایی میکنه ، میکوبه دوباره می سازه . از این رو به اون رو . با اینحال همچن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید