با داستان شوم آن سه تا دونده رسوا اصلا نمی توانم شوخی کنم و البته نفرینشان هم نمی کنم.زیرا همین الان به لعن و نفرین ابدی دچار شده اند.چه نفرینی بدتر از سوایی؟ اما آن دونده بی شخصیتی که رفته بود بدود و بجایش گوشی دزدیده بود را هیچ رقمه نمی توانم هضم کنم.کاری به عمل شنیع دزدیش ندارم.واقعا اینقدر کم هو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به ایستگاه اتوبوس که می‌رسی، سردت می‌شود، دستهای - بدون دستکشت ـ را بهم می‌مالی. تویشان «ها» می‌کنی. جلوی دماغت را می‌گیری؛ تا سرما به حلقت نرسد. جعبه شیرینی را روی نیمکت می‌گذاری. منتظر اتوبوس می‌نشینی، _ روی نیمکت آهنی سرد ایستگاه که نیمی‌از آن خیس باران است _ . گاهی سرت را به مسیر آمدن اتوبوس بر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

همسایه ای که اینموقع شب آهنگ حاااامد پهلان گذاشته و نمیذاره بخوابم ، احمق ترین همسایه اس... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

درباره الهه شنیدین؟ راستش ترسناکه. خبرای این مدلی که میاد تا یه مدتی میترسم از خونه بزنم بیرون. فکر کن تا امروز عصر زندگیت کامل عادی بوده، صبح پاشدی خیلی عادی موهاتو شونه کردی به خودت رسیدی کارای عادیتو انجام دادی. یه ساعتی از خونه زدی بیرون اما دیگه به خونه برنگشتی...:) موندم یه آدم چقدر میتونه پست ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بالاخره من و آقا ح صحبت کردیم. صحبت که می‌گویم، صحبت منظورم نیست. تنها کلمه کردن آنچه که میدانستم و در آن صفحه چت نوشته نشده بود، منظورم است. راه رسیدن نیست. راهی که هر دو آن را بتوانیم انجام بدهیم. نوشت تصمیم نهایی را تو بگیر. تصمیم راجع به چه چیزی؟ راجع به نبودن راه؟ راجع به تلاش نکردن؟ از دید انف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قدیم بچگیا تو محل ما یه دختری بود خیلی خوشگل بود، چشماش عسلی، مو طلایی، دستاش باریک، خنده‌هاشو که من خیلی یادمه خیلی زیبا بود. من اون موقع خیلی بچه بودم. خیلی مهربون بود هر موقع منو میدید یه چیزی بهم میداد... آبنبات چوبی، آدامسی هر چی! چند وقت بعد ته پاییز یکی از سال هایی که من مشق هامو توی مدرسه می ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من همیشه یه جمله رو سرلوحه‌ ی خودم قرار دادم: "برای خودت و گوشات ارزش قائل شو :)" چون موسیقی فقط یه رشته‌ ی بی‌جان از نُت‌ ها نیست یه سرزمین جادوییه… یه آغوش پر از احساس و رویا شاهکار هایی که توی هر نتشون، زندگی موج می‌ زنه موسیقی رو نمی‌ شنوی… لمسش می‌کنی نفست رو باهاش هماهنگ می‌ کنی. هر قطعه‌ ی نا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اگر از من بپرسند فوق العاده ترین استعدادت چیست نه از قلم خوبم صحبت میکنم، نه از دست پختی که بهترین خانم های فامیل هم تحسینش میکنند، نه از تعریف های استادم در موسیقی و و و..... از بپرسند استعدادت چیست خواهم گفت: تظاهر به شاد بودن و مشکلی نداشتن. آنقدر در این امر خبره و با مهارت هستم که گاهی خودم هم ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز حین انجام دادن تکالیف کلاسیم، ذهنم درگیر اساتیدم شد. به اینکه چی ذهن‌شون رو داره سامان میده. چی باعث میشه جهت‌گیری‌های علمی و غیرعلمی‌شون شکل‌ بگیره و چطور روابط قدرت بین اساتید و دانشجوها شکل میگیره.  همزمان گاهی خودم رو می‌بردم در مکالمه با استادِ جان. وقتی که ازم در مورد کلاس‌هام می‌پرسید.. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بچه ها من گاوم؟!؟!؟!؟!؟ نه واقعا سوال شده برام. من جدی گاوم؟!؟!؟!؟!؟! نفهمم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟! درس عبرت نمیگیرم؟!؟!؟!؟! جدی درس نمیگیرم؟!؟!؟ چقدر من گاوم اخه😂😂😂😂😂چطوری میتونم ی روز آروم زندگی نکنم. چقدر تصمیم اشتباه اخه. چقدر مسیر اشتباه. چقدر هی ب خودت بگی نه من فلان کارو باز نمیزارم روز آخر. چقدر آخه. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید