در این عکس آب گرم است و موج‌ها ملایمند. یک طرف پشت سرم چترهای رنگی هستند و صدای همهمه آدمها در امواج دریا گم میشود.ده ساله بودم‌. تابستان بود در هتل هایت خزر. دریا را نصف کرده بودند. نصفش را هم به سه بخش، کوچکترین را اختصاص داده بودند به زنها. در امتداد ساحل حتی پوشیدن جوراب اجباری بود. داخل محوطه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از پیش دوستم برمیگردم. انقدر که من حرف زدم اون حرف نزد، حس خوبی ندارم. گیجم. یعنس چ داره از من برای فراموشی و حرص درآوردن استفاده میکنه؟ ادامه زندگیم باید چطوری باشه؟ ازدواج کنم؟ نکنم؟ به چ گفته بودم تا ۵ سال دیگه هم قصد ازدواج ندارم فعلا. چ گفت اگه یه پسر خوب، با ظاهر خوب، شغل و درآمد خوب بخواد باه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پارسالم پست برای کنکوریا گذاشته بودم :> بچه هایی که فردا و پس فردا کنکور دارین براتون از صمیم قلبم موفقیت میخوام 3>>> و ارزو میکنم به اون چیزی که رویاشو دارین برسین و از این مسیر با لبخند خارج شین :))) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میروم و نگاه می‌کنم. همه چیز سر جایش است. خانه هنوز همان خانه است، با همان پنجره‌ای که صبح‌ها نور را از گوشه پرده عبور می‌داد، همان فرشی که گاهی پا را در خودش می‌بلعید. هیچ‌چیز عوض نشده، جز من. من دیگر نیستم. نه آن‌طور که فکر می‌کنند، نه آن‌طور که اعلامیه‌ها می‌گویند. هستم. فقط در شکلی دیگر. ایستاده ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سپرده بود به آوارگی عنانش را غریبه ای که نمیگفت داستانش را کلافه بود، به سیگار آخرش پک زد وبعد خم شد و پر کرد استکانش را شراب کهنه ی جوشیده در رگش جوشید و شعله ور شد و سوزاند استخوانش را -زیاده می نخوری ! شهر پاسبان دارد -که مرده شو ببرد شهر و پاسبانش را ! (نگاه صاحب میخانه بی تفاوت شد اگرچه زیر نظر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آدم‌های خودخواه برای دیده شدن، آتش به لباس تو می‌زنند و بعد فریاد می‌کشند که «ببینید! چقدر خطرناک است !» تو را بد جلوه می‌دهند، نه چون بدی، چون آن‌ها خوب نیستند . برای خودشیرینی، تصویرت را با دروغ می‌پوشانند؛ واژه‌ها را وارونه می‌چینند، دل‌سوزی‌های دروغین‌شان را خرج جمع می‌کنند، و تو را زیر نگاه‌های ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تا وقتی چ ریشش رو نزده بود، نفهمیده بودم چقدر شبیه ی، کراش بچگیم هست. ولی شریف تر، جسورتر، بالغ تر و قدبلندتر. چ رو دوست دارم. یه سری نکات منفی هم دارم البته. مثلا بهم فضای کافی نمیده. نمیخوام باز تجربه ای که با الف داشتم و تکرار کنم. که زندگیم و طبق خواست طرف مقابلم اونقدر تغییر بدم که دیگه خودمو ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خواب یکی رو دیدم اینقدر بدم میادازش حد نداره. حتی از اینکه تو خوابم ببینمش حالم بد میشه فکر کن یه آدم چه جوری بوده و چطوری بهت بدی کرده که تو خوابت هم بیاد حالت بد میشه احساس می کنم سردرد گرفتم اینو تو خوابم دیدم 😒 ارتعاش بد بودن اون آدم تو خواب هم بهت انتقال میده. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چهارمین جلسه فیزیوتراپی گردنم با دردهای ناشی از سوزن‌درمانی و اتصال آن‌ها به برق تمام شد. امروز برخلاف دیروز درد کمتری داشتم ولی احساس کردم که عضلات گردنم توان پشت‌میزنشینی و کار روزمره را ندارد و باید استراحت می‌کردم، ولی ای کاش امروز آن روزی نبود که نیاز به استراحت داشتم!آمدم کمی بخوابم ولی هر بار ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چندتا فیلم ژاپنی دیدم  :    فیلم ژاپنی  شخصیت با  بازی ماساکی سودا :   راجبه یه مانگانویسه و نقاشه که با اینکه طراحی های خوبی داره ولی داستاناش بی روحن . اون داستانای جنایی مینویسه . بهش میگن انگار تو اصلا نمیدونی قتل و قاتل چه جوریه . اون یه روز اتفاقی وقتی به یه محله رفته بوده تا عکس یه خونه رو بک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید