بوی ماهی تازه شور شده، آشپزخانه را پر می کند. هوای جنگل های خنک شمال به سرم می زند. با چاقوی کوچک دسته چوبی، دنبال ساده ترین مسیر برای جدا کردن سر ِماهی بیچاره هستم. بعدش نوبت به باله های ظریف و زیبایش می رسد. و دست آخر صدای تیک تیک پاک کردن پولک های ریز و شفافش. هر بار، هر کلکی که به ذهنم می رسد پی ...
▪️ فحش پیشگیرانهیکی از کارکردهای فحش در فرهنگ ما مخفی کردن احساسات دیگران بوده. ما برای چیزی فحش میگذاشتیم. فحش گذاشتن برای جلوگیری از اینکه کسی فکری یا میلی یا کنشی داشته باشه. فحش گذاشتم اگه کسی فلانطور فکر کنه. یا فحش گذاشتم اگه کسی آشغال بریزه. این فحش گذاشتنها عمومن به تغییر عقیدهی دیگری ...
دلم میخواد این جا چیزمیز بنویسم... از همون نوشنتای کارآگاهی قبلا. ولی نا ندارم... وقت هم ندارم... همین الان هم در حالی که چشامو به زور باز نگه داشتم، توی تخت خواب ولو شدم.. دارم خواب میرم.. نوشتن که چی بگم، حتی کامنتای شما هم هنوز تایید نشدن. نزدیک یک (دو؟) سال کامنت دارم برای تایید. هه هه. :) خوبه، ...
میخوام بخوابم. بدنم داره از بیخوابی میلرزه اما نمیتونم بخوابم o(╥﹏╥)o ...
بار دیگر سال نو و روزیِ نو ومحرم نو و خانه تکانی ....تکانی و آن هم چه تکانی، بعضی خانه ها را طوری تکاندند که به زمین برنگشته در و دیوارشان و انسان باید با خودش بنشیند.انسان باید خودش را ملاقات کند.و کسانی هستند، که به عمری یک لحظه خودشان را می بینند آن هم وقتی تقریبا دارند می میرند.نمی دانم چطور ...
کف پاهام حالات داغی داره آزمایش فقط برای کم خونی زده شب ها پاهامو می ذارم زیر باد کولر بعد طرف میگه حجامت کن خوب میشه 😐 اخه حجامت اول برای خانم ها معمولا توصیه نمیشه من همینجوری کم خونم باید به صد التماس کنم تورو خدا یه نمه خون به من بدین بعد بیام حجامت! بعد خود حجامت فصل و زمان خاصی داره یلخی طور ن ...
چیزی که من توی این دنیا از همه چیزی غمگینتر دیدم، این بوده که آدما همیشه دنبال یه جایی بودن که احساسات منفیشون رو تخلیه کنن. پدری که از یه روز شلوغ کاری برمیگرده به خونه، به سر خانومش داد میزنه که غذات چرا نمک نداره! با اینکه 10 سانت از نمکدون فاصله داره! صدای توپ بازی بچهاش که از صدای بال زدن ی ...
باید به خودم یاداوری کنم که می توانم بدون عشق زندگی کنم.خیلی سال توانستم.البته که هنوز فکر میکنم زندگی کردن بدون عشق ارزش زیادی ندارد ولی خب همین است که هست،قرار نیست هر چیزی دلمان میخواهد بشود،قرار نیست توهمات و رویاهایمان توی این دنیا به واقعیت بدل شود.اما وقتی جهان بیرون ناامن است،وقتی آسمان ته ...
خونم از گرما به جوش آمده بود! کره ها را تند تند از توی کیسه نایلونی فروشگاه بیرون کشیدم. شل و وارفته شده بودند. درِ فریزر یخچال را باز کردم و دنبال جای مناسبی بودم که بوی سبزی و گوشت نگیرند! بخار خنکش که به صورتم خورد، یکهو هوس کردم خودم هم بروم توی فریزر! جا نمی شدم! برای کره ها یک جای مناسب پیدا ک ...
دلت که حلوا بخواهد بلند میشوی میپزی لابد. یا نه، مینشینی زار میزنی. سرت که شروع کرد به جیغ کشیدن از درد، میروی فیلم ببینی تا گریه گم شود و با اولین سکانس، زار میزنی. هقهقکنان و فینفینکنان تا ته فیلم میروی چون چشمهایت دارند تلاش میکنند از حدقه دربیایند و اینجور نمیشود کتاب خواند و برو ...