مری آن وبستر که لقب زشتترین زن جهان رو داشت، داستان جالبی داره! داستانی که وقتی خوندمش تا مدتها ذهنم درگیرش بود. داستان زنی که برای مراقبت از بچههاش دست به کاری زد که شاید فقط باید مادر بود تا درکش کرد. داستان زندگی مری رو به نقل از ویکی پدیا بخونید : سرنوشت مری آن : زندگی مری بسیار عادی بود. او ...
سلام ؛ آتوسا. باز دوباره اوضاع داره خراب میشه ؛ اینو حس کردی ؟! ...
همسر رفت سرکار نمیدونم تا کی...یک ماه چهل روز چهل پنج روز خدا میداند. چی بگم والا دلم براش تنگ ؟ بله بله شده.. + فردا جمع بندی ماه تیر میکنم و برنامه برای مرداد مینویسم بزار یکم خلوت شه خونه + برم اسکویید گیم شروع کنم و یه کتاب جدید..شایدم ادامه کتاب قبلی... ولی دلم میخواد عمیقا کتاب بخش دی رو بخون ...
در این سفر، به یمن چشمهای تیزبین و کنجکاو دخترک که به هر شیء درخشنده واکنش نشان میدهد، با زوجی آشنا شدم که هر زمستان می روند سفر به دریا و اقیانوس. آشغالها را از ماسه ها و آب های عمیق جدا میکنند. در بهار با آنچه جمع کرده اند کاردستی، آویز و گوشواره و نماد درست میکنند و تابستان در شهر های مختلف غرفه ...
فکر میکنم پیاماس باشم. این حس یکهویی که فکر میکنم دوست نداشتنی ترینم همیشه زیر سر ریختن دیواره رحمم است. الان هم به شدن بهم ریختهام. از صب بیدار شدم درس خواندم و اکنون خواستم چند دقیقه بخوابم که یکهو تمام حسهای بد عالم ریخت در دلم. فکر میکنم دوست نداشتنیام. یا حتی بقیه با نبودنم از دستم راحت ...
طرح فنیقی ساختهی وس اندرسون عُریانگریِ طرحی دمِ دستی برای بروزِ هنر در مجلهای فمینیسمی است. این طرح در ابعادِ مکانیکی ساختاری همراه با امضای کارگردان در پاورقیِ خود دارد و در ادامهْ داستان مُنحنیِ جذابی بر روندِ دیکته شدهی مولف ایجاد کرده. روندی که حتماً این فیلم را از دیگر آثارِ اندرسون جدا می ...
یه مدت عادت کردم صبح آب و لیمو بخورم گاهی عسل هم می ریزم گاهی نه مهم اینکه مزه ترش بودنش حس کنم 😋 فقط هم لیمو تازه، قربونش برم من از وسط بهشت اومده اینقدر می دوستمش که یه دونه لیمو کاشتم برا خودم امسال فقط یه دونه داده 😂 شربتمو خوردم، موهامو گوجه ای بستم، ماسک صورتمم زدم... یه جایی از کارم گیر کرده ...
یه جمله توی فیلم سینمایی حوض نقاشی هست که شهاب حسینی در نقش پدر سهیل به سهیل میگه :ببخشید من بابات شدم سهیل . من امروز از ته دلم این جمله رو به دخترم گفتم که ببخشید من مامانت شدم.چون واقعا بعضی وقتها نمیدونم چطور استرس بهش ندم یا هر رفتاری میکنم که استرس رو کمتر کنه انگار بیشتر دامنه میزنم .و واقعا ...
شاید قابل پیشبینی بود، اما خودم هم سوپرایز شدم وقتی چ رو برای بار ۸ام قبول کردم! یعنی ۷ بار جدا شد و برگشت و باز تو قلبم من جا داشت. گیجم. به پدرم فکر میکردم که اغلب غائبه. شغلش آزاد نیس و یه شغل کارمندی با ساعت کاری کم داره. اما باقیش و با هر بهونهای بتونه بیرون از خونه میمونه. میگه راننده تاکسی ه ...
ساعت ۱ و ۳۵ دقیقه هست ک دارم اینو مینویسم. خوابم میاد یکم ولی نه اونقدر. بهتون گفتم چند روز پیش اولین مشت توی صورتم رو توی بوکس خوردم؟ فقط بالا لبم یکم باد کرده و جالب شده بود. شبش هم که اومدم بخوابم متوجه شدم شکمم خیلی درد میکنه ولی همچنان هیجان شدیدی رو حس میکردم. چند وقتی هست میرم بوکس و بهم خوش ...