این روزا انقد خسته میام خونه که نه میتونم با خودم دردودل کنم (تو دفترم) نه بیام پیش شماها دلیلشم کار جدیدیه که دو ماهه استارت زدم مث یه نوزاده باید شبانه روزتو براش بذاری من فکر میکردم یک ماهه از اب و گل دراد اما الان میبینم هنوز باید همش بغلش کنم!!! بابام میگه تو زیاده خواهی! اما من فقط عاشق کار کر ...
امروز بیشترین تایم ممکن رو اینستا بودم 😤 منی که نهایتا 20 دقیقه می رفتم دارم فکر می کنم خواننده ها نویسنده ها کارگردان ها تقریبا این سه دسته بیشترین تاثیر روی ناخودآگاه ما می تونن بذارن.. یه اهنگ میای گوش بدی اینقدررررررر غمگین حالت بد میشه میای فیلم می بینی یه خانم با چنتا بچه فقیر یه شوهر عنتر که ...
در وصف 30 تیر هزار و یک خاطره میتونم تعریف کنم. اما اونقد حالم بده اصلا حال نوشتن ندارم. فقط اومدم بنویسم که: " اونی که میگفت بیا هر اتفاقی هم که افتاد 30 تیر رو یادمون نره " الان دو ساله همه چیو یادش رفته... ...
ازم می پرسن چیکار می کنی جوش نمی زنه صورتت؟ چی میزنی؟ والا من خیلی به کشیدن چیزی به صورت اعتقاد ندارم یه گزینه اس به اسم هر چیزی نخور انگشت مبارکت بفشار روی این دکمه هرچی دیدی کوفت ننما خود به خود صورتت اوکی میشه 🙂 پوست حوصله می خواد همین. *من ازت خاطره دارم توی قلبم ❤️ ...
امروز ماه تیرم رو ارزیابی کردم نقطه قوتش ۳ کیلو کاهش وزنم بود هرچند که خیلی جست و گریخته ورزش میکردم و کالری شماری میکردم اما نتیجه خوب بود یه سری اصلاحات انجام دادم یه جاهایی شل تر گرفتم یه جاهایی سخت تر تا هدفم قابل دستیابی تر باشه نقطه ضعفمم بحث با همسرم .. یه چیزایی تو ذهنم هست که بعد از چندین و ...
پادکست امروز خلاصهی کتاب «۱۶۸ ساعت: شما زمان بیشتری از آنچه فکر میکنید دارید» نوشته لورا واندرکام بود که به شما کمک میکند نگاه تازهای به زمان و شیوه استفاده از آن داشته باشید. نویسنده با یک حقیقت ساده شروع میکند: همه ما در هفته […] ...
آه جانانا دل امروز شاهد ماجرای بدی بودم … چه صحنهی تلخی رو دیدم … هوای داغ، ظهر خیابان معلم، و مردی که به جای نالهی درون، فریاد بیرون میکشد … یک دیوانه، یا شاید مجنونی که دنیا، گوشِ شنیدن دردش را نداشته … و بعد، خشونتی که مثل پتک فرود میآید، نه برای دفاع، بلکه برای خاموش کردنِ صدایی که هیچکس نخ ...
آه جانانا دل امروز شاهد ماجرای بدی بودم… چه صحنهی تلخی رو دیدم… هوای داغ، ظهر خیابان معلم، و مردی که به جای نالهی درون، فریاد بیرون میکشد… یک دیوانه، یا شاید مجنونی که دنیا، گوشِ شنیدن دردش را نداشته… و بعد، خشونتی که مثل پتک فرود میآید، نه برای دفاع، بلکه برای خاموش کردنِ صدایی که هیچکس نخواست ...
پست دیروز رو بایگانی کردم مرسی از دوستان عزیزم حرفهاتون جالب بود مخصوصا خانم دکتر عزیز که دقیق متوجه علت مشکل شد مرسی ازتون. اومدم چند تا مطلب بنویسم بعنوان خاطره بمونه. چند وقت پیش یه پاکت شیر تو یخچال مونده بود که درش باز شده بود اما مقدارخیلی کمی ازش مصرف شده بود و ۵رور گذشته بود خوب میدونید که ا ...
بعد از خوردن قیمه بادمجون دستپخت مامان ، خودمو روی تخت پرت کردم تا شبکاری و نخوابیدنِ دیشب رو با یه خواب بعداز ظهر جبران کنم اینبار هم یک هفته خونه ام ، هفت روزه ولی انقدر سریع میگذره که انگار فقط دو روز بود برنامه خاصی برای مرخصیم ندارم و فقط امیدوارم این چند روز بتونم کمیدرس بخونم نا امیدوار همه ...