از وقتی با چ وارد رابطه شدم و باهاش بیرون میرم، میبینم چقدر الگوی رفتاریم تو خونه شبیه پدرم شده. اولین فرصت دوش میگیرم و میرم تا اخرین تایم های شب. اگه پدرم واقعا میخواست به عنوان تاکسی از خونه بره بیرون، دوش نمیگرفت. اخیرا دوش گرفتنهاش طولانی تر شده. بطور کل حس بدی ازش میگیرم. بنظر میاد یه قرارداد ...
شب اول...مدرسه کوچک دخترانه در روستا در آتش سوخت زندگی سرایدار هیچ وقت مثل سابق نشد می ترسید با گفتن حقیقت به دیوانگی و جنون متهم شود از سوی دیگر می ترسید که این راز وحشتناک را در سینه اش تا ابد حفظ کند. بخاری قدیمی مدرسه با نفت کار می کرد یک نشتی کوچک انفجار در یکی از کلاس ها، سرایت از طریق روبان ه ...
دیروز دخترخالهام اصرار داشت که من زودتر از بقیه با او و شوهراش به ویلا بروم. من هم کمی سست شدم و گفتم خب زود میروم و اتاقی برای درس خواندن وجود دارد بقیه که آمدند میروم درس میخوانم. از ویژگیهای من درس خواندن در شلوغی بدون اهمیت به دیگران است. اگر بخواهم درس بخوانم یا هر کار دیگر انجام بدهم برایم ...
بنام دوست عدد ثابت مانده ی نظرات میگوید که اینجا متروکه بنظر میرسد و این خوب است. بی ترس از قضاوت شدن یا کامنت بی ربط خواندن مینویسم اگر تیتر نزنی صفحه بلاگفا وبلاگت را نشان نمیدهد و این بهتر هم میکند ماجرا را.. تنهایی خوب است میتوانی چشمهایت را ببندی و با ویس تایپ گوگل هرچه در ذهنت میگذرد را ...
در این بازی زندگی که عطش پیروزی، همه را به رقابت می کشاند، همیشه کسی هست که نامش را «برنده» می گذارند؛ اما آن سوی این پیروزی، کسی ایستاده با طعم تلخ شکست بر لب. اما حقیقت ساده تر از آن است که دیده می شود: برد و باخت، تنها در صفحه ی نتایج معنا دارند؛ در درون انسان، پیروزی جاییست که نگاهش هنوز رو ...
در مسیر ماجراجوییهای انیمهای امسالم به اثری به نام solo leveling - سولو لولینگ یا به فارسی به اوج گیری و یکهتازی هم ترجمه شده، رسیدم. یک اثر شونن که بیشتر مناسب پسران نوجوان هست و عموما در این دسته آثار صحبت از پیشرفت و قوی شدن و مبارزه در میان هست و سولو لولینگ هم به جرئت میتونم بگم یکی از به ...
در کنار مرگمامان رو که داشتیم به بیمارستان میبردیم گفت: "به خاله زنگ بزن خبر بده." و این عجیبترین چیزی بود که ما بچهها شنیده بودیم. آخه مامان همیشه اعتقاد داشت ناخوشیها مال پستوی خونهست و تا جایی که میشه کسی نباید بفهمه حال بد آدم رو. میگفت تا سیلی هست، صورت آبرو داره به سرخیش. میگفت جیوه پش ...
برای مخاطب خاص ؛رمز نام خودت به فارسی ...
زن و بچه ساختهی سعید روستایی حاصلِ یک لج و لجبازیِ کودکانه با شرایط است و قطعاً مدیومِ سینما جای این بچهبازیها نیست. سینما باید شخصیت بسازد و شخصیت داشته باشد. من نمیتوانم در پیمان معادی لایههایی از یک پرسوناژِ آبزیرکاه را ببینم که از آمبولانسِ خصوصیاش به عنوان گرمخانه و اجاره دادن آن به دیگ ...
قبل از جنگ تصمیم داشتم کل کارهای چوبی خونه رو با هم انجام بدم، ولی بعدش دیدم اونقدرها هم فرصت زندگی نداریم که اینقدر صبر کنیم، این شد که رفتم پیش دوستم که کارگاه MDF داره بهش گفتم اینقدر چوب و یراق میخوام، نقشهها رو […] ...