لعنت بهش، چقدر تا اینجای کار فیلم خوبی بود، ناراحت میشم وقتی به هر کسی میگم دارم این فیلم رو میبینم و بهم میگه فصل آخرش رو نبین. بگذریم، آخر این فصل طوری تموم شد که مجبور شدم یکی دو قسمت از فصل بعدی هم […] ...
در دهه بیست زندگی، فکر میکردم و عملا ایمان داشتم که به هر قیمتی شده، رویایم؛ هر رویایی از عشق و آرزو و جاه را نباید رها کنم. یک الگویی هم داشتم، دختری هم سن و سال خودم که از دید من معشوقه رویایی ترین رابطه عاشقانه قرن ما بود، یک جمله ای را جایی به نقل قول نوشته بود که: Don't you dare to give upحتی ج ...
از اونجایی که وظایفی که تو فرهنگستان داشتم رو انجام دادم و دیگه باید منتظر بقیه میموندم که کاراشونو تحویلم بدن که پروژه رو ادامه بدم، از رئیس اجازه گرفتم که دو سههفته نرم. ساعت کاری این ماهمم به لطف تعطیلی مدارس زود پر کردم و دیگه اگه میرفتم و کاری میکردم هم حساب نمیشد. بهشون گفتم میخوام بمونم ...
چین به خاطر ظرفیت جمعیتی بالایی که داشت، برای استعمارگران طعمه چرب و نرمی بوده و در قرن ۱۹ میلادی درگیریهای زیادی داشته است، چه خود امپراطوری چین با قدرتهای... ...
میدونی، مهربونی فقط یه کلمه قشنگ نیس؛ مثِ پلیه که دل آدمارو به هم وصل میکنه. ولی سخته وقتی دستایی که به سمتت میاد، به جای گرفتن دستت، ولت میکنن و میرن. با این حال، بازم دلت نمیاد نامهربون باشی، حتی وقتی دنیا سرد و بیرحم میشه. تو مثِ یه چراغی که توی تاریکی میدرخشه، حتی اگه هیچکس قدرشو ندونه. ما ...
تو هر جا که میری، رد پای مهربانی میذاری؛ حتی اگر کسی متوجه اون نشه. این رد پاها شاید کوچیک باشن، اما جهان را به مکانی بهتر تبدیل میکنن. شاید تو قهرمان بزرگ داستانها نباشی، اما برای کسی که نیازمنده، تو همهی دنیا هستی. مانا/1404 ...
زن از ظاهر زندگی من رفته ولی هنوز بعضی وقتها خوابش را میبینم.در واقعیت توی یک ماه ازدواج کردیم.هردومان عروس یک فامیل شدیم.از روز اول باهاش مقایسه شدم.برای من نماد مهمی ست شاید.کانون خانواده ای که من دوست دارم داشته باشم را دارد.شاید هم از اینکه ادمها او را پذیرفتند بهش حسادت میکنم.دیشب توی خواب سر ز ...
شغال بهرنگ توفیقی نهایتِ ذاتِ فرهنگ گُسیختگی در جامعهی نمایشِ خانگی است که ترویجِ افسردگی، بیبندوباری، سیاستزدگی و واپسگرایی در آن زبانزد شده. گویی نافِ نمایشخانگی را یک اُپوزیسیون بُریده. داستانهایی پُر شده با مشروباتِ الکلی، موادِ مخدر، ثروتِ ناشناخته، پوکر، تجاوز به عُنف روابطی که به ازدواج ...
دیروز بعد از کار ، رهسپار کلاس موسیقی شدم تمرین گروهی نداشتیم و با میلاد برگشتم. حالا میلاد کیست؟ میلاد یک پسر بیست و شیش هفت ساله ی بی نهایت مهربون و با شخصیت است که تازه سربازی اش را تمام کرده و موها و ریش و سبیلش دقیقا همرنگ موهای آن شرلی س. خیلی ام خوب ساز میزنه و ما ب واسطه ی کلاس موسیقی با ه ...
جزوههای پخششده کف پذیرایی خونه. یه کتاب نیمخونده. گفتوگوهای متعددی که همین امروز شروع شدهن، توی گوشیم. یه آدامس جویدهشده. روز پنجم: سه شیء از امروزت که اگر کسی ببینه، میتونه روزت رو حدس بزنه. ...