Forwarded From November 25thدر دهه بیست زندگی، فکر میکردم و عملا ایمان داشتم که به هر قیمتی شده، رویایم؛ هر رویایی از عشق و آرزو و جاه را نباید رها کنم. یک الگویی هم داشتم، دختری هم سن و سال خودم که از دید من معشوقه رویایی ترین رابطه عاشقانه قرن ما بود، یک جمله ای را جایی به نقل قول نوشته بود که: Do ...
اپسیلون شلیاق یه ستاره هست که نزدیک مثلث vega - Deneb - Altair هست. این ستاره ها پرنور هستن و الان در جهت شمال هستن و با هم یک مثلث میسازن که در ایران باستان وقتی این سه ستاره مثلث پرنور را می دیدن میگفتند فصل تابستون شروع شده. وگا که در فارسی کرکس نشسته بهش میگن ستاره پرنور صورت فلکی شلیاق هست. د ...
امروز پیامی ازت دریافت نکردم. البته که حتی بهت فکر نکردم. راست میگم، تا حدود سیزده دقیقه بعد از بیدار شدنم، حتی یک ثانیه هم به یادت نیفتادم. بعدش هم بیشتر از چهلوسه بار در طول روز، خاطرات مربوط به تو رو توی ذهنم به عقب هل ندادم. بهت پیام هم ندادم، با اینکه شاید میخواستم (فقط شاید، این یه موقعیت ...
توی ذهنم هزارتا جمله بود. هزارتا چیز که میخواستم بهت بگم. ولی لبهام حتی یک بار هم تکون نخورد. وقتی چشمهام رو میبندم، دورتا دورم پر از درهایین که هیچوقت باز نکردم. منظرههایی که ندیدم و مکانهایی که توشون قدم نذاشتم. مثل سایههایی که از دور نور رو تماشا میکنن، همونجا وایمیستم و نگاه میکنم. یه ...
یک خبری دیروز منتشر شد با عنوان «اینترنت دایال آپ پس از ۳۴ سال سرانجام به پایان رسید» که من رو به دهه ۸۰ برد اون موقع که اینترنت تازه اومده بود ایران و یک صدای خیلی خاصی داشت وقتی میخواستی وصل بشی. کامپیوترهای اسمبل شدهای که حتما باید کارت شبکهی مجزا داشتن و از اون طرف هم برای وصل شدن به اینترنت ...
موقعیت: در حال گذر از برههی حساس " خب الآن چه غلطی کنم با این زندگی". ...
دو میلیون و پانصد هزار تومن هزینه گچ گرفتن انگشت شکسته پایم شد.بعددکتر ارتوپدی که پریروز پایم را گچ گرفت با اینکه کارش خیلی درست است یادش رفت بگوید چند دقیقه پایم را در هوا معلق نگه دارم تا گچ خشک شود و من هم که کلا همیشه نانم روی ساج است سربع پایم را پایین آوردم و تا دستیار دکتر متوجه شد و گفت پایم ...
نشستم برنامه ده روز آینده ام نوشتم. جمع بندی کردم ده روزه گذشته رو خوب نبود به هزار و یک دلیل + دلم الکی الکی گرفته! + من خیلی ترس از دست دادن دارم از مردن عزیزانم میترسم تو جنگ به اوج خودش رسید...جنگ به ظاهر تمام شد ولی این ترس موند...انگار جنگ منو با ترسم رو به رو کرد... انگار هرچی وابستگی عاطفی د ...
خیلی خیلی احساس خوبی دارم ینی امشب می بینمش؟ تورا دیده ام بعد عمری سلام ببین اشک شوقی که ریزد مدام * خونه یکی از دوستان خانواده گی زهره هستیم بینهایتتتتتت مهمون نواز طوری رفتار دارن انگار صد سال همو می شناسیم.. آدم این همه مهربونی می بینه عشق می کنه مارو هم به وای فای خونشون وصل کرده.. ...
خوشحال نیستم. امروز حس کردم آدمها باز دارن حرومم میکنن. من یبار حروم شدم توسط الف. عشقمو، وقتمو، جونترین ورژنمو به فنا داد. امروز وقتی ساعت کاریم تموم شده بود زیادی درگیر کار شدم. مدام تماس،... حس کردم زیاد ازم استفاده کردن بدون اینکه قدرم و بدونن. چ خواست بعد از کارم برم پیشش. رفتم و بیشتر راحتی او ...