JasadReza Yazdani🗣 رضا یزدانی🎧 موزیکهای مشابه تو اپلیکیشن ...
به فاک رفته ام رفقا.امروز برای بک کاری که مقداری مهم بود برگشتم سرکار و هم ابلاغ خودم را دیدم و هم خانمی را که قرار است بیاید جای من مشاهده فرمودم. در مورد ابلاغ باید بگویم که برگشته ام به آب آب به عبارتی.یعنی جایی را برایم در نظر گرفته اند که عرب نی انداخت و من باید از اول کارها را یاد بگیرم در مور ...
امروز با همسر اثاثی که قرار بود ببریم با خودمون جزیره رو جمع و جور کردیم... همسر میگه دوتا حیاط خونه ای که گرفته داره ..قرار شد تو حیاط پشتیش سبزی بکاریم و کشاورزی کوچولو راه بندازیم... تو حیاط جلویی گل های فصلی بکاریم 😁 فک کن از خونه میای بیرون دریا رو ببینی... البته ساحلش همسر میگه یه کوچولو خطرنا ...
سریال کره ای پری و کیون وو یا دلباخته و معشوقه ش Head over Heels راجبه پسری به اسم کیون وو عه که از بچگی نحس بوده ، خانواده ش اونو بیرون انداختن و اون با مادربزرگش زندگی میکنه ، مادربزرگ از بچگی اینو پیش هر جادوگری برده تا نحسیش برطرف شه ولی نشده . اون برای اخرین بار پیش یه جادوگر؟ شمن ، میره که ...
Forwarded From من ِآشفته (Arefeh Hajhosseini)عصر ارام پنج شنبه ست.خانه تمیز است.دوتا گلدانم را با گل های زرد کمرنگ و ارغوانی پر کرده ام و یکی را وسط میز گرد شیشه ای اشپزخانه و دیگری را روی میز چهارگوش هال گذاشته ام.برای قهوه سازم که بعد از پنج سال دوباره به راهش انداخته ام امروز قهوه ی دانه خریده ا ...
عصر ارام پنج شنبه ست.خانه تمیز است.دوتا گلدانم را با گل های زرد کمرنگ و ارغوانی پر کرده ام و یکی را وسط میز گرد شیشه ای اشپزخانه و دیگری را روی میز چهارگوش هال گذاشته ام.برای قهوه سازم که بعد از پنج سال دوباره به راهش انداخته ام امروز قهوه ی دانه خریده ام.امروز به خانه رسیده ام.برای پتوس های بلند ش ...
غریبه ی بی رحم سلام ؛ دقیقا ۴ سال پیش تو را دیدم و درست وقتی پر از احساس دوست داشتن تو بودم مرا رها کردی و رفتی ... بسیار خب گله ای نیست ؛ من گریه هایم را کرده ام، نامه های زیادی برایت نوشته ام که هرگز به دستت نرسیده ،گاهی پیش خدا از دلتنگی ام برایت گفته ام و چند باری تو را با همسرت دست در دست بی آن ...
هر وقت میرم دکتر، تا ننشستم روی یکی از مبلهای راحتی زرد رنگ، میپرسه چرا ارتباط با یکی دیگه رو امتحان نمیکنی؟ شاید کمکت کرد و فراموشش کردی! حق داره... نمیدونه تو بیشتر از یک "تو" بودی. تو 7 سال بهترین و تنها رفیقم بودی. 7 سال یارِ من بودی... ما با هم درس خوندیم، با هم گریه کردیم، با هم خندیدیم، با ه ...
بچه ها برای یک هفته رفتند سفر.باید بلند شوم اخرین نشانه های حضور بچه ها را در خانه جمع کنم،پاکت پیتزای خورده شده ی دیشب،توپ آبی طرح بارسلونا که زیر مبل است،دو تا لیوان کنار تخت که دیشب سر اینکه کی برود اب بیاورد «هرکی تک بیاره » بازی کرده بودیم،پاک کردن قطره های اب البالویی که با سینا گذاشته بودیم ت ...
برای خونهی لیلی میخواستم آب تصفیه بخرم که یادم افتاد یک آب تصفیه خیلی خوب از قدیم برای دفتر خریده بودم که افتاده یه گوشه، به نصاب زنگ زدم و شرایط آب تصفیه رو گفتم، بهم گفت احتمالا فقط باید فیلترها رو عوض کنیم، منم […] ...