پدرم خیاط نبود، اما دست‌هایش را اگر می‌دیدی، باور نمی‌کردی که لباس‌ها را با همان کوک‌های ساده و غیرحرفه‌ای، دوباره زنده می‌کرد. او بلد بود هر پارگی را مثل یک راز حل‌نشده بپوشاند و هر شکست را پشت وصله‌ای محکم پنهان کند. کوک‌هایش گاهی ریز بود و گاهی درشت، اما تمامشان از جنس محبت بود؛ کوک‌هایی که نه فق ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کف زمین کنار در ورودی دراز کشیدم و با انگشتام روی سقف سایه میندازم برق رفته و حوصلمم سر رفته.. هر چی فکر کردم به کی زنگ بزنم با کی حرف بزنم به نتیجه ای نرسیدم.. طبیعیه هر شب دلم میگیره؟! افسرده نشده باشم:( آهنگ جدید دانلود کردم و طلیسچی ازون موقع مدام‌داره میگه "کاش بش میگفتم" کااااش؟! کاش میشد میتو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از عید که به دوستی گفته بودم من وسیله‌ای دارم که به کارت میاد ولی باید خودت بیای ببریش، پنج ماه گذشته بود و نیومدم ببره، این شد که امروز تصمیم گرفتم با هر زحمتی هست خودم این کار رو براش انجام بدم. وسیله رو […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز توپیام رسان پیامتو زمانی که میخواستم برای کس دیگه پیام بفرستم دیدم! تاریخش برای ۲ مرداد بود! چه راحت بی ارزش شدی برام! از خودم خوشم اومد که مثل اشغال انداختمت از زندگیم دور! چون حسود بودی! پیامی که بهم دادی یادم هست هنوز! متن پیامت بهم میگفت که بهم رکب زدی!!! شغل و دانشگاه و منزلت اجتماعی که ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این عکس در آخرین جلسه‌ی کارگاه «نقد ادبی روان‌کاوانه (۱)»، در یکی از گرم‌ترین روزهای امرداد ۱۴۰۴ به یادگار گرفته شد. هوای بسیار گرم تابستان مانع از آن نشد که این دوستان با بیشترین میل یادگیری به کارگاه بیایند. به‌راستی چه چیز انگیزه‌ی آن‌ها را تا به این حد قوی کرد؟ بسیاری از دانشجویان در دانشگاه‌های ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

می دونستین یه نسخه قدیمی هست برای درد چشم و تقویت بینایی که میگه جگر گوسفند رو آتیش بزنین دود حاصل شده بدین به چشم. خب دیگه الان فهمیدین با این قیمت ها نمیشه خرید، دیشب جگر گوسفند دیدم یادم اومدم اومدم انجام بدم، مامان پخته 😬 گوشت هارو هم گذاشتیم برای نذری هامون هرسال اربعین می پختیم امسال نپختن بعد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوست من اگه یه روز اتفاقی گذرت به اینجا افتاد و این نوشته ها رو خوندی میشه بهم در مورد خودت بگی ؟ به نظرت اگه یه روز اتفاقی تو چهرت بیفته که نتونی فورا درستش کنی و مجبور باشی باهاش مدتی زندگي کنی مثلا :صورتت پر از زخم های مشخص بشه یا پر از جوش و جای جوش باشه یا مثلا یه ویژگی دیگه که دوسش نداری بیاد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام از شنبه؛ از روز اول هفته . من هم مثل همه ی ایام هفته ام بیکارم ؛ صبح بدون برنامه بیدار میشوم ؛بی هدف چند لقمه صبحانه به زور قورت می‌دهم؛ بی حوصله تر از همیشه چند تا از کارهای تمیزکاری خانه که وظیفه ی من است را انجام می‌دهم؛ کمی توی گوشی می پلکم بی صبرانه دلم می‌خواهد بفهمم همه ی همکلاسی هایم هم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در مطلب قبل بحث کرامت نفس در گیت‌های بازرسی رو نوشتم. امیدوارم یه روزی بیاد که این قضیه حل بشه. که زائر به خاطر بازرسی، در ازدحام ساعت‌های شلوغی، دقیقه‌های نفس‌گیری رو لابه‌لای جمعیت له نشه. دغدغه این قضیه اگر دامن‌گیر گیت‌های مردانه هم بود، لااقل شنیده می‌شد اما متاسفانه، فقط در گیت‌های زنانه مسال ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به لطف پسر که سحر از خواب پا شد تونستم بعد مدت ها نماز صبح رو بخونم:) اما هرکاری کردم دیگه نشد بخوابم الانم گرسنمه + امشب همسر به امید خدا میره....این سری دلخوری داشتیم اما با هم بحث نداشتیم و اینو همسرم گفت فکر می کنم تغییراتی که تو خودم و نحوه رفتارم ایجاد کردم جواب گو بوده... همسر اوایل گارد من ر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید