انرژیام به روال سابق برگشت. البته پیاماسم تمام نشد فقط بدنم تصمیم گرفت بیشتر از این بدقلقی نکند. اوضاع خودمم این روزها بهتر است. مثل آدمیزاد مینشینم و درس میخوانم. غر نمیزنم و مشکلاتم تا حدودی رفع شدهاند. خوابم درست شده است و از خودم شرمگینم که این قدر سرزنشاش میکردم و فکر میکردم خودم کمک ...
زنگ زدم استادم که پایان نامه رو بخونه تا بارگزاری کنم بره ... میگه یه هفته دیگه میگم خیلی الان تو نوبت دارم 😶 یعنی به دفاع شهریور میرسم ؟؟؟؟ ...
برای داشتن عکس پروفایل تو شبکه های اجتماعی شاید یه وقتایی بهترین راه استفاده از هوش مصنوعی باشه که به زیبایی هر چه تمام عکسهاتون رو تبدیل به عکسهای پرتره جذاب کنه. برای اینکار میتونید از چندتا پرامپت زیر تو ChatGPT استفاده کنید و نتیجه رو ببینید. پرامپ شماره یک – عکس پرتره Convert this portrait into ...
بعد از حدودا دو سال در یک جلسهی مصاحبه شرکت کردم، قبلش انگار میدونستم چه سوالاتی قراره بپرسن، جواب همهشون رو آماده کرده بودم، چون خودم در نقش مصاحبهشونده زیاد بودم، بگذریم این قسمتهاش برام روتین و معمولی هستن، اونجایی که من رو به هیجان […] ...
امروز داشتم درباره مدیریت کلاسی میخوندم..خیلیاش خوب بود...اما ترس من از شرطی شدن بچه ها موقع جایزه و هدیه اس بزرگترین سوال من تو حرفه ام چطوری بچه ها رو تشویق کنم که شرطی نشن؟ بدونه دوست داشتن من در گرو هدیه نیست... بدون اصول اخلاقی مهمتر از تشویق و جایزه اس.. چطوری بچه هارو تنبیه یا توبیخ کنم موقع ...
در بسیاری از اساطیر و روایتهای کهن، آب با زنان و خدایان مؤنث پیوند خورده است: از الهههای چشمهها و دریاها در تمدنهای باستانی گرفته تا روایتهای محلی که زن را نگهبان سرچشمه و پاسدار حیات میدانستند. این پیوند، علاوهبر جنبه نمادین آن، بهنوعی بازتاب تجربه زیسته زنان در مراقبت از زندگی روزمره نیز ...
وقتی دوست داشتن، زخمیست در جامهی لطافت آدمها گاهی با واژهی «دوستت دارم» چنان خنجری به قلبت میزنند که زخمش تا سالها در عمق جانت میماند، نه از جنس خون، که از جنس اشک. آدمها گاهی عشق را بلند فریاد میزنند، نه برای نوازش، که برای تملک. دوست داشتنشان بوی اسارت میدهد، طعم اجبار، رنگ دوزخی که نامش ...
شنبه صبح یک دفعه ای با تصمیم پدرم به گردش رفتیم ؛ رفتیم شهرکرد حوالی رودخانه که سرتاسرش یک دشت سبز و زیبا و هوای بهشتی هست . متاسفانه آب رودخانه خیلی خیلی کم شده بود آنقدر که سنگ ها و جلبک های کف آب کاملا معلوم بود؛ سه چهار تا تیکه از رودخانه کاملا خشک شده بود . کودک و بزرگسال همه وسط آب ایستاده بود ...
دو دقیقه اومدم اینجا مثلا بین استراحتم بود اینو دیدم😑 کار از سم و اسید گذشته بش گفتم شیشه زدی 😂 جنس قلابی از موتوری گرفتی صنعنی و سنتی همه چی باهم بوده.. به قول اسی من مُدلم الان چطوری برگردم به زندگی قبل از دیدن این.. تو آیینه چشماتو می بینی یاد این میفتی 🤧 ...
مدتیه وقت نمیکنم بنویسم. مامان چ رفته مسافرت و من خونه چ موندم. روز اول سر بحث همیشگی دعوامون شد اما میدونم اینبار من مقصر بودم. خواستم ازش جدا بشم. روز قبل با فامیل خودم جمع شده بودیم و از فیلم های ترسناک و جنایی میگفتن. وقتی با چ دعوام شد ترسیدم. گفتم نکنه بلایی سرم بیاره. بهرحال مشکلی پیش نیومد و ...