قسمت پنجم: لحظه‌های پنهان صبح روز تازه‌ای در زندان آغاز شد. نور مه‌آلود از پنجره‌های مشبک عبور می‌کرد و سایه‌های طولانی روی دیوارها می‌انداخت. دختر برخاست و به آرامی قدم برداشت؛ این بار نه برای نوشتن، بلکه برای کشف چیزی که تاکنون نادیده گرفته بود: لحظه‌های پنهان زندگی در زندان . صدای آرام خنده‌ای که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من داشتم با اشتیاق کارهای دم دستی و مزخرفی را که روسای جدیدم برایم تنیده بودند انجام می دادم که یهو کسی پرسید: - can you speak English مغز ساده ام به هیچ عنوان نمی توانست آنالیز کند که آن yes چه مصیبت هایی برایم بهمراه خواهد آورد.زیرا بعد از آن yes یک دیالوگ چند ‌دقیقه ای با طرف که یک دختر جوان عرب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قسمت چهارم: گذر از سایه‌ها و پیدایی امید صبح در زندان، نور کم و خاکستری پنجره‌ها، فضا را پر از سکوتی سنگین و عجیب کرده بود. دختر روی تخت نشست و دفترچه‌اش را باز کرد، اما امروز قلم را به گونه‌ای متفاوت برداشت: نه فقط برای نوشتن خاطرات، بلکه برای جستجوی راهی برای امید . هر خطی که می‌کشید، گویی تکه‌ای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هرشب به جایت با در و دیوار از درد‌هایم قصه می‌گویم من بعد تو دیوانه خواهم شد از زندگی هم دست می‌شُویم ای کاش از اول نمی‌بودی تا پای احساسم نمی‌لنگید من با دلم پیشت چه‌ها کردم اما تو که هربار می‌جنگید گفتم که من از عشق می‌ترسم گفتی بمانم تا ابد هستی پرواز کردم پر گشودم تا... بال و پرم را گرچه تو بستی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آدمی هر چی سنش بالاتر میره با تجربه تر ،عاقل تر و پخته تر میشه و تصمیم هاش رو از روی فکر میگیره بیست و چند سال از خدا عمر گرفتم ولی هنوز مثل بچه ها بی فکر عمل میکنم چند ماهی میشد تو فکر رفتن مسافرت با دوستم بودم و این باعث شد بی فکر با هم یک توره ۴ روزه شمال ثبت نام کنیم و حالا امروز متوجه شدیم این ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اتاقک گلی ساخته‌ی محمد عسگری شرافتمدانه‌ترین غیرتِ ایرانی را به نمایش گذاشته. فیلمی که در جمیعِ جهات اُنتولوژیِ ایرانی را در برابرِ تجاوز و خیانت به تصویر می‌کشد. سکانسِ پایانیِ فیلم من را به یادِ «ارتفاع پست» حاتمی‌کیا، انداخت. آناهیتا افشار، خزال، دستِ کودکِ تازه متولد شده‌ای را می‌فشارد که شاهو، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صبح زود رفتم حمام ساعت 5 خورده ای بود وقتی اومدم مامان رفته بود سرکار، برنج خیس کرده بود لوبیا سبز ها از فریزر دراورده بود منم پیش خودم گفتم حتما گذاشته واسه دمی غذا رو پختم و ظهر که چشیدم شور بود (حیف این همه زحمت ینی رخ کار میدی ضعف می کرد از بس خوب پخته بودم کاملا دون دون و خوشرنگ نمی دونستم چیکا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

داری درباره چیزی می‌نویسی که کسی دنبالش هست؟یا فقط خودت عاشقشی؟ 🎭۵ ساعت برای یه مقاله وقت گذاشتم.عکس پیدا کردم، تیتر جذاب گذاشتم، دوبار ویرایش کردم. بعدش هم با هیجان روی Publish کلیک کردم.نتیجه؟بعد از شش ماه، فقط ۱۲ بازدید.از اون ۱۲ نفر هم نصفشون وسط مقاله زدن بیرون.اون لحظه، حس می‌کنی نویسندگی شغل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

همیشه اعتقاد داشتم که هیچ اتفاقی مسبب‌ش یک عامل نمی‌تونه باشه. یعنی چی؟  ی بیمار سرطانی رو در نظر بگیر. چرا سرطان گرفته؟ چون سیگار کشیده؟ خب خیلیا سیگار می‌کشن ولی سرطان نمی‌گیرن! و عوامل دیگه. به همین خاطر ما نمی‌تونیم بیماری سرطان رو فقط به یه عامل ربط بدیم. قطعا اون شخص تحت تاثیر همزمان چند عامل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بسم الله این روزا انقد خسته از سرکار میام که انگار دو شیفت کار کردم امروز ۲ ساعت برق مدرسه قطع بود ما بقی هم صدای جوش کاری میومد دیروزم ۴ ساعت ... تقریبا مطمئنم براشون یادگیری دانش آموز ذره ای اهمیت نداره + کلا نه حس مادر خوبی بودن دارم نه حس معلم خوبی بودن... فکر میکنم این دوتا نقش باهم برای من خیل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید