چون قزل آلاییتمام رود ها را میپیمایمچون قزل آلایی صید میشومدر آب های کالیفرنیاتوسط قلاب های بزرگکه پیش از صیددهانم را خراش میدهندطعمه های بزرگ ترکرم هایی که در آب خفه میشوندمن برای کرم های خفه شدهخود را به کشتن میدهمچون قزل آلایی در آب های پاریسروز پنجم خرداد ۱۴۰۵راس ساعت ۱۰:۰۶ صبحصید میشومصیاد مننه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نوجوون که بودیم، یه مراسم برای فیلم‌دیدن داشتیم. جمعه‌ها بلااستثنا برنامه‌مون فیلم بود. ناهارمون تموم نشده می‌رفتیم پشت میز کامپیوتر و می‌نشستیم روی صندلیای پلاستیکی. من هیچ‌وقت توی پروسه‌ی انتخاب و دانلود فیلم قرار نمی‌گرفتم، اما مطمئن بودم حالا که برم بشینم پشت لپ‌تاپ، داداشم یه فیلمِ خوب دانلود ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ما هر روز با چالش هایی رو به رو هستیم اما پشت هر مانعی میتونه یه شروع جدید باشه امید ، به ما این قدرت رو میده که رو به جلو حرکت کنیم و این ، همون روحیه ای هست که در تمامی پستی و بلندی ها همراه ماست رویاهای ما هیچ وقت تمامی نداشتن بخاطر همین زیر فشار ها باز هم ادامه دادیمتا بالاخره اون سفر حماسی رو ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خرگوش سیاه، خرگوش سفید تازه‌ترین ساخته‌ی شهرام مکری فیلمِ خوش‌ساختی است که با استفاده از زبانِ جادوییِ خیالْ چهره‌ی رویاپردازی در مَنِشِ کلاسیک درام را تغییر داده. انسانی که جادو می‌‎کند یا انسانی که جادو شده؟، این مسئله‌ی همه‌ی فیلمِ اپیزودیکِ مکری است. ساختارِ سیاحتمندانه‌ی فیلم از اُپِنینگ‌اش پدی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صبح شنبه ۱۲ اسفند ماه ۱۴۰۴ بود؛ یک صبح سرد و زمستونی که بخار نفس‌هایمان در هوای پیست گم می‌شد. اما پشت فرمان کارت، این سرما تنها محرکی بود که اشتیاق برای "تخت‌گاز" رفتن را دوبرابر می‌کرد. صدای انجین‌های دو زمانه وقتی در دور بالا جیغ می‌کشیدند، تنها موسیقی متن این صبح بود؛ صدایی که به جای گوش، مستقیم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اسامی مختلفی داشته‌اند. وهم‌ها را می‌گویم. کسانی که پیش‌تر نبوده‌اند یا بعدتر جای خودشان را به وهم دادند. از وقتی که به درک بهتری از این رسیدم که من در مرکز جهان و توجه نیستم، بلکه غباری کم‌ارزش در پهنه این کهکشان و این تاریخ طول و دراز هستم، از ابراز خودم و این وهم‌ها کمتر می‌ترسم. چون که حتی در به ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

حدودا 10 سال پیش یا شاید 12 یا 13 سال پیش بود که ناگهان سر و کله ی پیامک های انبوه به گوشی های مردم پیدا شد .مثلا تو خونه نشسته بودی و در حال استراحت ، یک دفعه ای در عرض 1 ساعت 10 تا پیامک میومد که محتوای اون ها به این شکل بود :مثلا برای آموزش زبان انگلیسی . مثلا چند تا کلمه می داد که املای کدومش در ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پنجره ای بازآسمانی بی ابربادی پر شورخورشیدی بیکارصدای زنگ دستگاه برش فلزگرد روب درختجیک جیک پرندگانو مناندوهی از پشت پنجرهاندوهی مانند خورشید پشت ابر هابرف کوه ها آب شدهتنها دو سه لک سفید مانده استطبیعت روی حساب کتاب استاما اندوه منهیچگاه پاک نمیشوددو پرندهروی کاشی زرین مقابلم مینشینندپر هایشان را ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آدما برای رسیدن به چیزی که دوسش دارن براش رویا میسازن ... هر روز، هر شب، تا تصویرش جلوی چشمشون زنده بمونه، تا دلشون قرص باشه که یه روز با دستاش لمسش میکنه اما امان از وقتی که فاصلت با رویا فقط یک قدمه. همون یک قدم لعنتی ... فکر کنم خیلی‌ هامون این درد رو چشیدیم؛ رسیدنِ نزدیک و از دست دادنِ حت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اتفاقی که در دوران جنگ برای بیانِ دوست‌داشتنی افتاد، مثل سیلی بود که به شهر پرجمعیت و قدیمی‌یی رسید و همه‌ی خونه‌ها رو‌ با خودش برد. از اون به بعد هر کسی به سمتی رفت و جایی شروع کرد به‌ نوشتن که حس خانه و «وطن» بهش نمی‌داد.  توی این سه ماهی که از خاموش‌شدن […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید