دیشب اوضاع به هم ریخته ای داشتم و تو لاک خودم بودم که یه آقایی وارد آتلیه شد. سلام کرد و جواب شنید و کارت شناساییش رو دراورد و گفت بنده مامور بیمه هستم. گفتم امرتون. گفت کارتم رو ببنید. گفتم لازم نیست. گفت آخه واجبه. گفتم واجب نیست. گفت میتونم بشینم گفتم بفرمایید. گفت یه سری سوال دارم اگر م ...
سلام دزیره عزیز واینسادی ببینی آخرش چی میشه زود خاموش کردی رفتی بی معرفت یه خداحافظی ای چیزی باشه ...
امروز را روز جهانی هیچ پُخی نبودن نامیدم. البته از بخت کوتاهم کسانی که از این نامگذاری باخبر میشوند از دویست سیصد نفر تجاوز نخواهد کرد.چهارم آبان چهارصد و چهار؛ خواستم از شر کسی شدن راحت شوم، از نگرانی دستاورد نداشتن و آدم مهمی نبودن.سالها فکر میکردم اگر این فیلمنامه را بنویسم، اگر این داستان را ...
یه ساعت پایان نامه نوشتم یه ساعت الکی یوتیوب چرخیدم😑😑 ...
امروز از درس نمیخواهم بگویم. حالم از کتابها فعلا بهم میخورد تا زمانی که برسم و خیالم راحت شود. __ گاهی فکر میکنم آدم ممکن است خودش را گم کند؟ آخر یک روزهایی بیدار میشوم و حس میکنم روح و کالبدم یکی نیستند. انگار که یکی از آنها اشتباهی جایگذاری شده است. این جایگذاری اشتباه باعث میشود من هم حس ک ...
دو هفته شد که تهرانم بینهایت دلتنگ شهر و دیارم کلاس آنلاین کارشناس رسمی هست کارای شرکتم مونده میگن برم شعبه تهران نمیخوام اینجا پاگیر بشم میخوام همین حالت مسافر باشم چرا بقیه از تهران خوششون میاد من شهر خودمونو آدماشو با هیچ جا عوض نمیکنم. ایجور نژادپرستم. صدای قار قار کلاغ چیه این وسط ...
چشم باز میکنی و میبینی از پسِ خوگرفتن و روزهای پرتعدادی که گذشته، حالا دیگر نه تو چیزی داری تا به سازمانی که در آن مشغولبهکار هستی بدهی و نه محل کارت دیگر آنقدر پویا و سخاوتمند است که بتواند فرصتهای تازهای در اختیار تو بگذارد تا به جهان بزرگتری متصل شوی.متن کوتاه استعفا را نوشتم و تحویل مدیر ...
صبح تونستم یه سر و سامون به فصل اول بدم البته خیلی تعداد صفحات زیاد شد و مجبورم از فصل دو خیلی زیاد بزنم . فکر میکنم بتونم خودم یه کارایی بکنم . مثلا میتونم منابعو درست کنم . فصل ۴ میدم یه اماریست دیگه نگاه بندازه فصل پنجم از رو بقیه یه چیزی سرهم میکنم اما بعید میدونم تو این ماه باشه احتمال زیاد آذ ...
جمعه نشسته بودم توی خونه و دوست داشتم یک فیلم ببینم، از قضا دلبر هم همین تصمیم رو گرفته بود، ولی چون کنترل دستش بود، یک فیلم طنز که به نظرم خیلی هم زرد اومد گذاشت و از شانس خوبم چون لیلی خونه بود، بعد […] ...
منظور از وطن، تنها یک قطعه زمین یا مرز جغرافیایی نیست. وطن، هر آن حقیقتیست که انسان به آن دل بسته و در آغوشش معنا مییابد؛ جایی که روح، آرام میگیرد و نبودش، خلأیی در جان مینشاند. برای انسان مؤمن، وطن میتواند ایمانش باشد، عقیدهاش، آرمانش، یا همان حقیقتی که به خاطرش زیست میکند و میجنگد.در این ن ...