یک هفته همه چیز خوب پیش میره، یک هفته همه چیز دایورت میشه، یک هفته نصفه خوب پیش میره، زندگی همینه، هیچ چیزی ثابت نیست. حتی روتینترین برنامهها هم میتونن روتین نباشن. یکم از برنامه دارم فاصله میگیرم، دلیلش اینه پروژهی خیلی بزرگی رو شروع […] ...
یه بارم مشتری به بچهاش گفت شیطونی کنی (به من اشاره کرد) عمو دعوات میکنه! 😐حالا من ۲۲ ثانیه قبلش داشتم با بچه دالیموشه بازی میکردم و میخندوندمش! 🤦♂️#اسیر_شدیم ...
وحشت چیز خوبیه . خیلی بهتر از غفلته. وحشت برای اتفاق افتادن جرقه، برای رعد . که مقدمه میشه برای بارون . وحشت چیز بدیه .می تونه بعد از تنها شدنت بعد از خالی شدن دنیات بعد از تموم شدن ایمان و امنیتت اتفاق بیافته... وحشت چیز تازه ایه...بد باشه یا خوب دوستش دارم حتی وحشتی که بعد از نازنین ها اتفاق می ...
Nejatam BedeHamid Rakhshandeh🗣 حمید رخشنده📸 Instagram🎧 موزیکهای مشابه تو اپلیکیشن ...
امروز دوباره بحث کوچکی با خواهرم پیش اومد و من دیگه این جور بودم کههه نمیخوام توی این اتاق بمونم. البته چیزی بینمون رد و بدل نشد و قهر پیش نیومد. سکوت کردم رفتم پیش مادر و پدر گفتم: اون اتاق رو میخوام. و اونا هم اینجور بودن که خب حالا بعدا ( هیچ وقت) منم دیدم ای بابا اون سوسن آروم جدی جدی به درد ا ...
امروز برای اینکه حواسم پرت بشه زدم تو کار تمیز کاری راه پله و سرویس بهداشتی و آشپزخونه همه رو شستم ، حالا کل خونه رو بوی جرم گیر گرفته و بیرون نمیره موهایی که هنوز ازشون قطرات آب میچکه رو همونطور میپیچم لای حوله ، یه روز میزنه به سرم و کوتاهشون میکنم مچاله شده لای پتو منتظرم ساعت بگذره و برسه وقت رف ...
امروز احساس پررنگ ترس است. ترسیدهام و راستش از این ترس نمیدانم از این ترس چگونه استقبال کنم. از برنامه عقب که میمانم ابنجور میشود. حالا هم ترسیدهام. از خودم میترسم. چقدر بد است آدم از خودش بترسد. این ترس که میگویم شبیه این است که یک شیر دردنده روبرویم میبینم با دندانهای تیز. نگاهم میکند و گ ...
امروز جمعه ست . چه خوبه که دیگه هیچکسی اینجا نمیاد و نمیخونه ... امروز دو سه ساعت درگیر چندتا پارگراف فصل دو بودم فقط . دیکه تا آخر شب نمیرسم هیچ کاری بکنم چون میخایم بریم بیرون . بقیش میره فردا . من نباید اینقد غصه بخورم باشه ؟؟؟ ...
دیروز یک تماس ناشناس داشتم. آقایی که پشت خط بود با لهجۀ غلیظ کردی (که البته درستتر است که بگویم به زبان کردی) و با پیششمارۀ ۸۷ که برای کردستان است پرسید فلانی؟ بعد من نمیدانم چه فعل و انفعالاتی در مغزم رخ داد که فکر کردم از یک کشور عربی تماس گرفته و دارد عربی حرف میزند. در جوابش گفتم لا! أنا لا ...
خاکستری عزیزم، روزها بی رحمانه تر از چیزی که هست می گذرند و من رو به سراشیبی امتحانات نزدیک تر می کنند. استرس و امتحان جز جدایی ناپذیر زندگی من شده و باید باهاش کنار بیام. امروز دلم می خواست برای خودم خط چشم بکشم ولی هر کار که کردم نشد. چون مدل چشم هام هم round و هم hooded هست. مشکل ترین مدلی که به ...