صبح ساعت هفت با حالت تهوع و دردهای مبهم بیدار شدم. متوجه شدم پریود می‌خوام بشم و خب شدم. به قدری حالت تهوع و درداش شدید بود که احساس می‌کردم حتی توانایی خوردن قرص هم ندارم. ماه پیش هیچ دردی نداشتم و یادم رفته بود گاهی می‌تونه اینجور به آدم حمله کنه. چقدر همچین دوره‌ای که نمی تونی حدس بزنی چطور پیش خ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چخبرابیاین حرف بزنیم. خوش میگذره؟ مماختون چاقه؟ زندگی و ایام به کامه؟ هوم؟این چند وقت رو بخوام بگم، با توجه ب پست قبلی، تونستم اوضاع رو یکم اروم کنم ک سمت کارای بد بد نرم. نمیرفتمم اما وقتی مشکل رو حل میکردم ب خودم میگم کاشکی راه درست این نبود‌. کاشکی درستش ک حل شدنش از این طریق نبود. دوست دارم مجبو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تیم‌سازی واقعا یکی از پیچیده‌ترین کارهایی هست که یکی می‌تونه تو زندگیش بکنه، اینکه یک سری آدم رو دور هم جمع کنی، با هم آشنا کنی، با هم همکار کنی، هم فکر کنی، همراه کنی، خلاصه برسونی تا یک خروجی جذاب. تا حالا کل تیم […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمیدونم از چی میخوام بگم، بیشتر دلم حرف زدن میخواست. دارم سعی می‌کنم خوب پیش برم، فکر نکنم موفق بوده‌ام. تلاش میکنم ولی بیشتر باید بشه. چقدر دلم برای یک چیزی خارج از این ریتم تنگ شده. یک چیزی که ریتم روزهامو عوض کنه. بهترین کار این روزهام اینه که گوشی رو تو اتاق مطالعه‌م نمیبرم و شبا حدود ساعت یازده ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این کیوان صبح علی الطلوع شروع کرد به بد و بیراه گفتن به برادر همسرش که دانشجوست و به خاطر یک ‌کلاس درسش حاضر نیست پدرش را ببرد دکتر.خلاصه کیوان نخ را ول کرد و همکاران گرفتند و تا توانستند به بچه های این نسل تاختند و از نسل خودشان تعریف کردند و از این رهگذر سقلمه های کلامی متعددی به خانواده همسرانشان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یادمه بچه که بودم، یه شب خونه مامان بزرگم بودیم، مامان ماکارونی پخته بود. نشستیم سر سفره، من و آبجیم و دایی هام و ... مامان برای همه کشید. البته نه برای همه! همه به جز من! همه شروع کردن به غذا خوردن به جز من! هیچوقت یادم نمیره با ترس و بغض گفتم "مامان پس من چی؟..!" مامان منو یادش رفته بود... نوروز ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

گاهی همه‌ی جهان خسته می‌شود، اما تویی که با یک نگاهت، آرامش را به دل برمی‌گردانی . همه‌ی دردها کوچک می‌شوند وقتی دستی در دستت باشد . آدم اگر پناهی مثل عشق داشته باشد، دیگر هیچ طوفانی نمی‌تواند او را ببرد ... 🕊 نسرین ـ مانا ـ خوش‌کیش 🕊 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه پادکست گوش دادم کلی سوال و شبهه برام ایجاد شد ودرجهت پاسخ همون سوال ها رفتم سراغ یه کتاب که از امشب کلیک خورد خوندنش.. جالبه نظرات مردم راجع این کتاب کاملا دودسته اس یه عده قبول دارن یه عده میگن خرافاته ولی من سعی کردم هنر متفاوت دیدن روتوی خودم تقویت کنم. من نمیگم کل یه کتاب صددرصد خرافاته به هر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مرا برگردانید به آن مهمانی در زمستان گاه‌، همان زمان که کودکی هشت ساله بیش نبودم. مهمانی پر از غذا های رنگی، دسرهای هیجان‌انگیز و عطری که شادی را بازتاب میکرد. مرا برگردانید به آن مهمانی که خیالی نداشتم فردا چه رخ خواهد داد. همان که آغشته بود به چایی های فراوان و شیرینی های زینتی. همان زمان که هنوز ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

(مهدیار): در جریانه که شاپور ساسانی یک «شاه» بوده؟ تعجب نمی‌کنم اگه چند وقت دیگه شاهد برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله باشیم.(📍میدان انقلاب تهران؛ رونمایی از مجسمهٔ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید