صبح و من با موهایی که هنوز بوی خواب می‌دهند و دلی که زودتر از چشم‌هایم بیدار شده… صبح وقتی عاشقی، حتی نور هم آهسته‌تر راه می‌رود که مبادا دلِ زنی را که تازه عاشق شده بلرزاند. من یک زنم با پیراهنی نازک از دلتنگی که صبح را با فکرِ تو روی تنم می‌کشم. عاشقی برای من همین است این‌که قبل از قهوه قبل از آین ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تعطیلات آخر سال است و من یک هفته با درد یکنواخت و کشدار دندان شماره ۱۳ دست و پنجه نرم می‌کردم. همه دندانپزشک‌های شهر برای تعطیلات به ویلاهایشان در کلورادو و فلوریدا رفته‌اند و شهر از دندانپزشک خالی شده است. با مقدار زیادی تلاش توانستم برای هفته بعد از یک متخصص ریشه وقت بگیرم. (مشکل از ریشه دندان شما ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من تنها و تنهامیخواهمدستمال تر شده در آب حیات رابچلانمو با آنشیشه های دلم را پاک کنمو سادگی را در عمقگل های سرخ این دستمالبیابمو به هر کس که قلمی در دست داردنشانش دهمو به او بگویمزندگی جز این دستمال خیس نیستو به او بگویمدست از نوشتن برداردو برخیزدو در میان جنگلی پر بوتهتا انتهای شادیبدودو در نهایتدر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پادکست کتاب تراژدی به صورت مجزا از رادیو تراژدی منتشر می‌شود. آن را در کست‌باکس مشترک شوید.https://castbox.fm/app/castbox/player/id5357106/id881635757 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امشب زودتر بقیه شب‌ها به تخت خواب اومدم. جمعه‌ها گفته بودم که دست و دلم به خوندن نمیره. بیخود ننشستم پای کتاب‌ها و اومدم که بخوابم. دوست ندارم امشب از روند درس خوندنم بگم واقعا به اندازه کافی فشارش توی طول روز روم هست. از چی بگم؟ مثلا این که دلم برای نامه نوشتن تنگ شده. توی کانالم گفتم بیاید برام نا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به زندگیم‌ بخوام نگاه کنم ، تنها قسمت مفیدش همین ساعاتیه که سرکارم و بقیه اش هیچِ هیچِ هیچ.. زندگی به صورت بیخودواری میگذره و من همه چیو ول کردم خودم رو ول کردم ، درسم رو ول کردم ، خونه و زندگی رو ول کردم فقط شب رو صبح میکنم و صبح رو شب.. داشتم فکر میکردم دیگه چیزی نمونده برسم به سی سال سی سالی که ت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

انار که میخوردی ، گوشه لبت قرمز شدبا دستمال تمیزش کناگر هم نمیکنی ، خیالی نیستهر آنگونه که باشی ، دوستت دارمپ.ن : شب یلداتون با تاخیر خیلی زیاد مبارککک🍉🌹🌹پ.ن2: نمیدونم یه چیزی باید بنویسم این پست به سیصد کاراکتر برسه که منتشر میشه (این خط اصلا حاوی محتوا نیست 🤣🤣) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فکر می کنم بعد از دروغگویی بیشتر از هر چیزی از بدقولی بدم می آید و خیلی برایم عجیب است که بعضی ها وقتی قولی می دهند انتظار ندارند روی قولشان حساب کنی و وقتی می فهمند که تو انتظار داشته ای به قولشان عمل کنند جنان تعجبی در چشمانشان موجی می زند که قشنگ حس اسکل بودن به تو دست می دهد.این احساس دیروز در خ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روز‌ها روز پوچی همچو روزان دگر سایه‌ای ز امروز‌ها، دیروزها! دیدگانم همچو دالان‌های تار گونه‌هایم همچو مرمر‌های سرد ناگهان خوابی مرا خواهد ر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هر شب منتظرش می‌نشست با چای تازه‌دم . یک شب زنگ در را نزد . ولی تا صبح چایش را عوض نکرد . 🕊 نسرین ـ مانا ـ خوش‌کیش 🕊 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید