دوستم که ظهر میپرسید چه دوست دارم و چه میخورم. شب آمد و گرانولای موردعلاقهام را پیدا کرده بود. گفت: دلم برایت تنگ شده بود و دوست داشتم چیزی برایت بیاورم. چقدر دلگرم کنندهاند این محبتهای بیچشم داشت. یادم است در روزهای بعد از جنگ توییتی زده بودند که: روابطتون با دوستاتون توی این مدت چطور شده؟ م ...
ادب مدرک نیست! ادب لباس گران پوشیدن نیست، ادب بالای شهر زندگی کردن نیست! ادب ماشین خوب داشتن نیست، ثروت و مدرک ادب نمی آورد، ادب در ذات آدمهاست که با تربیت و آموزش صحیح به بار می نشیند، ادب یعنی به همسرت امنیت، به فرزندت محبت به پدر و مادرت خدمت و به دوستانت شادی را هدیه کنی، و معنای #آدمیت را درک ک ...
بهم گفتن بری خونه جدید و ازشون فاصله بگیری، خیلی چیزا عوض میشه و از اینجا خوشت میاد... رفتیم خونه جدید و هیچی عوض نشد... گفتن بچهدار بشی سرگرم بچه میشی مجبور میشی به خاطر بچه از خونه بزنی بیرون و میبینی شهر بدی نیست خیلی داره پیشرفت میکنه و امکانات داره، بچهدار شدم و هیچی بهتر که نشد هیچ، بدتر ه ...
به تعداد موهای سرم مهاجرینی رو دیدم که تا لحظهٔ آخر، دنبال بهونهای برای نرفتن بودن و حتی وقتی رفتن هم مدام چشمشون به خبرای ایران بوده تا با اولین تحول برگردن خونه... چیه این وطن؟(خداوندِ ایران نگهدار و نگهبان ایرانیها باشه)(@mahdyartian) ...
سازا تصمیم گرفته بود امروز بیاید اینجا و میرزا قاسمی درست کند.به همین خاطر دیشب پیامک فرستاد که: - از اقلام زیر کدام را داری؟ - تخم مرغ - گوجه فرنگی - بادمجان - پیاز جواب دادم: - تخم مرغ بعد امروز ساعت ده و نیم زنگ زد و بجای سلام و علیک گفت: - ببخشید صحرای آفریقا؟ - بله بفرمایید - ببین می دونم نون د ...
سه شنبه امتحان شیمی دادم و از اون روز هیچی نخوندم چهارشنبه امتحان زیست دارم امشب دیگه این حس لعنتی بی انگیزگی و بی حوصلگی رو گذاشتم کنار و یه پارت از ویدئو زیستمو دیدم شروع خوبی بود این روزها مدام سرم درد میکنه و مدام خوابم میاد امروز صبح هشت و نیم بیدار شدم و کاری هم نکردم به جز همون یکم زیست خوندن ...
ناراحت بود ازم اما نه زیاد. اندازه تیرگیِ آبیِ ناخنهاش. توی بالکن پاهامو به سمت خیابون 15 خرداد رها کرده بودم. داشتم پلیسا رو نگاه میکردم و نفسهای سردترین شبِ هفته رو میخوردم. با اشتها! انگار دیگه فردا قرار نیست نفسی باشه! گفت "نمیخوای بس کنی؟ نمیخوای پاشی؟" سرم به سمت پایین خم شد و ارتفاع رو چک ک ...
غمگینم. از هورمون و فصل و برف و بیماری مزمن شده ام نیست. دوست داشتم کشور من هم زمستانی کند درحالیکه منتظر خرید و رونق بازار شب عید است.شما چطورید؟ (اگر بسیجی و امت قاسم سلیمانی هستید یا فکر میکنید این بچه ها اغتشاشگر و مخل امنیت کشورند، قبل اینکه پیدا و بلاک کنم، ساکت و محترم بمانید و خودتان از اینج ...
گاهی از این فکر که هر لحظه ممکن است مرگ از راه برسد و من هنوز یاد نگرفتهام چطور زندگی کنم وحشت میکنم. ...
بسم الله چه دنیای ترسناکی شده خوابیدم بیدار شدم ونزوئلا رد زدن رئیس جمهورش رو بردن کشورشون رو استعمار کردن... ترسناکه..اما چیزی که برای ایران میخوان همینه ، تجزیه، استعمار..!.راستش جون خودم و عزیزانم مهمه..عمرم با ارزشه...کشورم خاکم عزیزه.... اما دلم بیشتر از این گرفته دنیا با چه سرعتی داره به سم ...