سی پنل مجدد آپدیت داده و باز هر چی سرور آپدیت کردید باید آپدیت کنید. چند بار گفتیم پورت باز نکنید تا کامل سی پنل و سرور ها وضعیتش مشخص بشه. ...
تو اعماق غم و اندوه بودم ، یه آهنگ ملایم با گیتار دم گوشم بود و به ماهی که آروم آروم داشت میرفت زیر ابر سیاه خیره شده بودم ، یه کتابم رو شکمم بود همینطور داشتم فکر میکردم یهو گوشیو برداشتم اومدم ویرگول رفتم دیدم کسی کامنت نذاشته و اینا …. بعد یهو رفتم ناشناس ، یکی از بچه ها طبق معمول رگباری پشت هم ف ...
خم شدم تا پیپیِ طوطو رو از روی فرش پاک کنم، یهو یه صدای تِق شنیدم و انگار توی کمرم رعدوبرق زد؛ خشکم زد و درد بود که از مرکز کمرم به تمامی نقاط بدنم داشت فوران میکرد! حالا تنها دغدغهام توی زندگی شده این: فردا که از خواب بیدار شدم بتونم کمرمو صاف کنم. […] ...
با سلام به دوستان گل، بازی اوپن فرانت یکی از خفن ترین بازی های ایرانی است که تا به حال دیده ام. این بازی توی زمان جنگ توسعهیافته و در فروردین سال 2585 منتشر شد. ...
از توموئه تا سامر هیل!: مقایسهای میان توتو چان و فلسفههای نوین آموزشی توتوچان: دخترکی آنسوی پنجره اثر تتسوکو کورویاناگی، داستان واقعی دوران کودکی نویسنده است که در مدرسهای خاص و متفاوت به نام «توموئه گاکوئن» در ژاپن تحصیل میکرد. این کتاب داستان دختری به نام توتوچان را روایت میکند که به دلیل رف ...
لا به لای سیم های گیتاردر هیاهوی کلید های پیانومیان تار های سنتورروی گرد آرشه کمانچهروی چوب درامدردی از من باقی ماندهاین منمجاری میان نوت هاو میخواهم دقیقه ای دور شوممیخواهم برومو دیگر بازنگردمدوست دارم موسیقیمرا به دور ترین کهکشان ببردآنجا پیاده شومو محو شومحاضرم برای چیدن یک سیب بمیرمهمانطور برای ...
اهل ایران با طراحیِ محمدحسین مهدویان که سرپرستیِ نوشتناش را مهدی یزدانیخرم بر عهده دارد، مصداقِ مقاوتِ نمایشی در برابر امپریالیسم است. مشخصاً در قسمتِ هشتمِ آن که با کارگردانی سجاد پهلوانزاده همراه شده نویسندهای را میبینیم که با پولِ نوشتن خرجِ زن، بچه و زندگی را میدهد؛ البته که این پدیده خیلی ...
( داستان کوتاه از : تهمتن )رفتم دم در ، توی چشمی نگاه کردم :_ کیه ؟ چی میخوای ..._از طرف هاشم اومدمسیگارمو برداشتم و شیکممو از زیر پیرهن خاروندم :_ هاشم خر کیه ؟_ هاشم ، هاشم خیری نمیشناسی ؟_ برو پی کارت مردیکه هاشم کیه ....مرده رفت پی کارش ...رفتم طرف کاناپه قوطی آبجو رو برداشتم و بازش کردم ، کنترل ...
( داستان کوتاه از : تهمتن )رفتم دم در ، توی چشمی نگاه کردم :_ کیه ؟ چی میخوای ..._از طرف هاشم اومدم سیگارمو برداشتم و شیکممو از زیر پیرهن خاروندم :_ هاشم خر کیه ؟ _ هاشم ، هاشم خیری نمیشناسی ؟ _ برو پی کارت مردیکه هاشم کیه ....مرده رفت پی کارش ...رفتم طرف کاناپه قوطی آبجو رو برداشتم و بازش کردم ، ...
آن شباهنگامه کز دوری بَرَد خو زاسمان، اختر وان دمی کان سجع با شب می خورَد ساغر رسد با او سرودی کاو خُنَد در گوش خاکستر زند شب سازِ دیگرآن پتی یارک برآید کش ز خاکاندر دَمَد باد از دهانم زو کند چون، وِرد رویَد بر لبانم:های! من سرگیجه دارمنیست پیدا کس گشاید در؟!نیست پیدا بر زمین، پت یاره ای دیگر؟! ...