مستند مرکل را دیدم. اگر زنی بودم در نقطه دیگری در کره زمین احتمالا حالا باید جسارت، جاهطلبی یا جنگندگی مرکل در ارتقاء خودش، کشورش و اروپا تحتتأثیرم قرار میداد اما از آنجا که زنی هستم در خاورمیانه، تصاویر انبوه پناهجویان سوری و عراقی که به لطف سیاست درهای باز مرکل به خاک آن کشور سرازیر میشدند، م ...
چند روز پیش توییتی دیدم با این مضمون که همهٔ آن کاسبهایی که جریان اعتراضات با حضور آنها در خیابان شروع شد، حالا کرکرههای مغازههایشان را بالا دادهاند و کموزیاد مشغول کاسبیاند. انگار زورِ ما فقط به کسبوکارهای خرد آنلاین میرسد که نمیتوانند با خیال راحت، فعالیتهای مجازیشان را از سر بگیرند. ...
Forwarded From مَد۱۵ بهمن ۰۴بیشتر روزها، منم و مامان و خاله. گاهی خالههای دیگر هم هستند. یک روز زندایی آمده بود، از مهربانی بسیارش، فقط برای دیدن ما. بستری که بودی، یک بار میم پای تلفن گفت: «به قلعهٔ زنانت که میخواستی، رسیدی» و هر دو خندیدیم. الان از «قلعهٔ زنانم» بدم میآید؛ مثل همهٔ چیزهای دیگری ...
SarneveshtSiavash Ghomayshi (@mahdyartian)من اینا رو فهمیدم از زندگیکه با سرنوشت میشه جنگید و بُردما از نور و بارون و آینهایمنباید به تاریکی عادت کنیمنباید از هیچ آدمی تو جهانبا چشمای بسته اطاعت کنیم#با_من_بشنوید(@mahdyartian) ...
Forwarded From دو دنیا۱.بعد از حدود یک ماه تلگرامم بالا امد.انبوه نوشته های کانال هایی که دوستشان دارم را باید بخوانم.پیام های پرمهر کسانی که حالم را پرسیده اند باید جواب بدهم.و باید چیزی بنویسم.انگار زندگی برای من با نوشتن ادامه پیدا میکند و رنج حوادث را تنها با نوشتن می توانم لحظه ای زمین بگذارم.۲ ...
Forwarded From _lettersto_«چطور میشود میزان درد و رنج جسمی یا روحی را اندازه گرفت؟ یا به چه کیفیتی میتوان فعالیتِ غدد اشکی انسان را برآورد کرد؟ چه کسی دانههای اشکمان را، وقتی که نصفه شبها گریه میکنیم، میتواند بشمارد؟»• سیمای زنی در میان جمع / هاینریش بل@letterssto ...
Forwarded From یادداشتها | فاطمه بهروزفخربرای بهار تازهٔ ما باد که آنطور ریشه درخت زردآلو را از خاک بیرون کشید و درخت تناورْ بهشکل غمانگیزی کج شد، آباجان نذر کرد اگر درخت، دوام بیاورد و بارِ میوهاش بهثمر برسد، همهٔ زردآلوها را بین بقیه تقسیم کند و چیزی برای خودشان نگه ندارد.درخت ازریشهدرآمد ...
به تازگی یکی از روشهای اقناع را روی بچههام پیاده میکنم. وانمود میکنم رفتار مورد نظرم در آنها مسبوق به سابقه است. مثلا وقتی از بیرون میآییم، به دخترم میگویم «وقتی دو ساله بودی، هر وقت از پارک میاومدیم خانه، دستای کوچولوی تپلیت رو اینجوری میگرفتی بالا و با اون زبون قشنگت میگفتی دستا بوشور». ...
Forwarded From سَبيدواون قسمت فلیبگ که دوتا آدم بستری شده توی مرکز درمانی سیگار میکشیدن و با هم حرف میزدن، یکیشون میگفت من میخوام برگردم پیش خانوادهم و مراقبشون باشم و اون یکی میگفت من فقط میخوام بتونم گریه کنم، مدام گریه کنم ...
*در یک جلسه جبرانی به همهشان گفتم، امتحان را معیاری برای سنجش مطالب حفظی ندانید. برای همین از شما این خواهش را دارم که در پاسخ به سوالاتی که متکی به بررسی و تحلیل خودِ شماست، شهامت «خود بودن» را داشته باشید و چیزی را بنویسید که فکر میکنید درست است. گفته بودم، ادبیات، بین شما و فرهنگِ ایران، نسبت م ...