من از آهنگ گوش دادنم شانس نیاوردم😔 تایمی که گوش میدادم حالم بد شد وامروز مریض شدم تا این حد فشار روحی برام میاره از یه آهنگ معمولی ولی من عادت کردم گاهی بغضم با یه اهنگ بشکنه... آهنگ های حامیم هم همه غمگین خودش نمی تونه بغضشو وقت خوندن نگه داره ماکه جای خود داریم... ثبت بشه اینجا چه روز بدی رو گذرون ...
امروز جلسه تشکیل شد. من کوچکترین و کم سابقه ترین فرد بودم. با اینحال بنظرم عملکردم هوشمند و کارآمده. بهرحال بنظر میرسه وضعیتم خوب نیس. بخاطر شرم مداوم، حقم و نگرفتم و کسی هم دلش نخواسته حقی برا من قائل بشه. مسیر شغلیم با یه علامت سوال بزرگ روبرو شده. من چی میخوام؟ اگه قراره زندگی و تمام و کمال حس کن ...
من اصولا و اساسا عصرهای جمعه جاهای تفریحی نمی روم چون می دانم توسط خانواده های محترم قرق شده اشت و هر جا خانواده هست انواع اعصاب خوردی هم هست.اما مورچه را برده بودم یک کافه ای برای یک قرار دوستانه و نمی دانستم با وقتم چه کنم.رفتم یک طرف دیگر آبیدر. رفتم و از ترافیک قفل شده آنجا و بوی قلیان و بنزین ...
دوازده سال گذشته، اما هنوز صدای قدمهایت در گوشم میپیچد. هنوز وقتی کسی "آقاجون" صدا میزند، دلم میلرزد. تو عاشق دخترهایت بودی، عاشق پسرهایت، عاشق زندگی، عاشق لبخند مادرم. آن روزهایی که بیمار بودی، ما هنوز باور نداشتیم که دلِ زمین بخوادت، ما هنوز آقاجون داشتیم... یادته موهای خواهر کوچکم رو که روی ص ...
میدونم تموم شده اما باز منتظر پیام چ هستم. دلم واسش تنگ شده. حالم خوبه. با دوستم راه رفتیم و خرید کردیم. باز تنهای تنهام. گوشیم و زندگیم خالی خالی شده. جالبه وقتی تو رابطهام دلم میخواد رها شم و وقتی تو رابطه نیستم دلم میخواد سریع یکی و پیدا کنم. بهتره با ترسهام مواجه شم و در هر صورت شجاعانه و خالص ...
آدمی نیستم حرف کسی به دل بگیرم جز، حرف های منفی ینی به حدی این حرف ها حال منو بهم می زنه که حد نداره می خوای یه جیزی شروع کنی از همون اول میگه نمیشه شانس نداری نکن که نمیشه و... من اصلا طاقت گوش دادن به این مدل حرف ها ندارم همیشه تا مامان شروع می کته منم میگم وای چقدر حرف می زنی دو دیقه دهنت ببند می ...
تابستان، با تمام آفتابش، دروغ نمیگوید . حرارتش رو به پوست میکشد، همانطور که کینهها به قلب . و من امروز برای تویی مینویسم که از "او" متنفری ... نه از سرِ بیدلیلی، نه همیشه بیحقی . گاهی حق با توست، گاهی با او، گاهی هیچکداممان نمیدانیم . اما این تنفر، جانت را میسوزاند، بی آنکه کسی بویش را ب ...
گاهی اوقات یهو کلیک می کنم رو یه خواننده و فقط آهنگ های همون رو گوش میدم الان کلیک کردم رو حامیم.. ولی من نباید با این صدا و اهنگ دلم می گرفت... ...
اینبار وقتی داشتیم برمیگشتیم، حسابی بغض کرده بودم، اونقدر که به سختی و به ندرت صحبت میکردم. بغل خداحافظی که کردیم، هر دو سرمونو برگردوندیم و همو ندیدیم. من سریع از ماشین بیرون پریدم و شروع کردم به راه رفتن. از اون بغض فقط یه قطره اشک بارید. باقی رفتن تو قدم هام. عکسامونو میبینم، حال خوبمون، اعتمادی ...
چند روزه مادربزرگم خونهی ماست. پریشب من ساعت یازده رفتم بخوابم و دوازده دیدم از گشنگی نمیتونم بخوابم، رفتم پایین. همه خواب بودن جز مادربزرگم. قابلمه آبگوشت رو از سر گاز آوردم پایین. نون اوردم و مثل قحطی زدگان هی داشتم میخوردم. مادربزرگمم روبروم بود ولی هیچی نمیگفت با تعجب نگاه میکرد. فرداش مامانم ...