از خیلی وقتها پیش که اسنپهای عجیبی سوار شدم، این ایده توی ذهنم بود که یه حالت کتاب یا دفترخاطرات درست بکنم و اون اسنپهای عجیب غریب رو در قالب داستان توشون بنویسم. اول میخواستم کتاب فیزیکی کنم! بعدش گفتم توی وبلاگ یه بخش جدید اضافه کنم. ولی خب در نهایت تبدیل شد به یه کتاب تلگرامی: https://t.me/mos ...
گرسنگی لمسی مفهوم «گرسنگی تماسی» (Contact Hunger) که توسط رنه اشپیتز (René Spitz) و بعدها توسط روانشناسانی مانند هری هارلو (Harry Harlow) توسعه یافت، به نیاز اساسی انسانها، بهویژه نوزادان، به تماس فیزیکی، محبت و تعامل عاطفی برای رشد و بقای سالم اشاره دارد. این مفهوم بر اهمیت پیوندهای عاطفی و لمس ف ...
محبت، نیشگونیست شیرین که دل را از خوابِ سرد بیدار میکند. همین نیشگونِ کوچک، یادآور بزرگترین حقیقت زندگیست؛ بیمحبتی هیچ است. * گاهی کوچکترین لمسِ محبت، بزرگترین بهانهی لبخند میشود. ...
در نازرنگِ وجودم، قصهای از عاشقانهترین امیدها نهفته است. من، رنگی از نازم که حتی در دلِ غم هم، پر از لطافت شکوفه میشوم. * من همان رنگ نرم و آرامیام که آسمان را به مهربانی میدوزد. ...
اینقدررررررر من عصبانی می شم وقتی کلی وقت گذاشتی. غذا پختی بعد اینا ادا درمیارن 😤😤 مامان ناهار آبگوشت بار گذاشته منکه خیلی گشنم بود برای خودم یه کاسه گذاشتم به بابا میگم برای تو هم بیارم میگه سم بهم بدین بهتر از ایناس کی تو تابستون آبگوشت می خوره، این برای زمستونه منکه گشنم بود حال شنیدن نداشتم گفتم ...
من هیچ وقت نمیتونم بفهمم چرا آدمایی که بالآخره تهش با ساپورت پرو مادرشون مهاجرت میکنن آنقدر خودشون با کساییه که محبورن به سختی مهاجرت کنن مقایسه میکنن؟؟؟ چرا فکر میکنی انتقال پول تمکن تر حساب بابات به خودت کار سختیه ؟ در قبال اونی که سالها کار میکنه... اصلا شما فرض کنید من آدم عقده ای هستم.هرچند ن ...
به نام دوست . . بعد از این دو ساعت بی برقی حالا داره صدای جاروبرقی از یکی از خونهها میاد. دوست نداشتم دیروز تنها و بدون همسر به خونه مادرش اینها برم ولی به خاطر بچهها که با بچههای عمه عمو شون بازی کنن ، رفتم. پکر بودم .. مزخرفتر از همه اینکه رفتم و دیدم ناهارشونو خوردن و منتظر ما نموندن! و مشغو ...
با اتکا به قدرت و دانش روز افزون جورابچیلار، صحیح نیست که این گنج عظیم علم و دانایی را در خدمت پیروان قرار ندهیم. بدانید و آگاه باشید. ...
سلام دوستان عزیزم دوستان خوش قلبم که از من بصورت خصوصی و عمومی احوال پرسی کردند برای همه تون دلی آرووم و شاد آرزو میکنم. یه مدت نبودم راستش بخواید حالم یک روز بعد از نوشتن پست بهتر شد اما دلم به نوشتن نمیرفت الان هم به احترام شما مینویسم حس خوبی به نوشتن ندارم آخه دیگه زندگی من خیلی تکراری شده هدفم ...
امروز قرار بود سارا اینجا بیاید و یک نوع نیمروی قرتی درست کند که روش پختش را از اینستاگرام یاد گرفته بود.ساعت یازدو نیم به گوشی ام زنگ زد: - چرا در رو باز نمی کنی؟ یه ساعته دارم زنگ می زنم! - برق نیست.چرا همون اول به گوشی ام زنگ نزدی؟ - زیرا شماره ت رو نداشتم! - چرا؟ - خوب گوشیم رو عوض کردم و شماره ...