سیستمهای توتالیتری سیاست رو از یه مفهوم انتزاعی تغییر میدن به واقعیتی در زندگی مردم؛ در این نوع حکومتها لباسات،عادتهای غذاییت و جوری که بعدازظهرهای خستهکننده پاییزیو میگذرونی هم به سیاست مربوط میشه و تو نمیتونی سیاسی نباشی. شهروند -به تعبیر من پوست کلفت خاورمیانهای الاصل- سوسول امریکایی میتونه ...
قبل نوشتن درباره موضوع اصلی حرفی دارم که بزنم... داشتم میرفتم برای خواب اما خب یهو با خودم گفتم اگه نت وصل شه خیلیا از اینجا میرن میخواستم پست بنویسم راجبش ولی اینطوری ساده و رک به نظرم بهتره اینجارو فراموش و ترک نکنین و با ستاره هاتون مارو خوشحال کنید :) ادامه مطلب ...
امروز سر کلاس زبان انگلیسی تچیر که میخواست بهم بگه ببین رضا هر کی توی یه چیزی استعداد و توانی نداره چند جلسه اومدی ؟ بیا این پولش این اضافه تر فقط برو و دیگه نیا ؟ اگر جایی منو دید برو راه تو کجا برو، به کسی هم مگو من تیچر ت بودم فقط برو!؟ ...
فهمیدم وقتی خشمم رو مینویسم کمتر عصبانیم .جایی که خودم رو تخلیه میکنم بیانه و نیروی زیر دستم متاسفانه! که البته اون پر رو تر از این حرفاس خوشبختانه و میدونه تحت فشارم که سرش غر میزنم ...شاید اون هم جای دیگه جور دیگه خشمش رو تخلیه میکنه ... که قطعا این کار رو میکنه... مدیر عامل هم از من به عنوان سطل ...
چرا یه عده میگن سه شنبه یه عده جمعه چه خبره؟ ...
همین الان یکی دیگه از سریالهایی که این چند روز درگیرشون بودم، تموم شد. The pitt. جالب بود، دوستش داشتم. نمیدونم چرا اینقدر به فیلمها و سریالهای بیمارستانی علاقه دارم وقتی موقع انتخاب رشته تنها چیزی که بدون هیچ دردسر و فکر اضافهای از گزینههام حذفش کردم، تجربی بود. کتاب نخوندهم امروز. باید برم ...
راستش را بخواهید بعد از گذشت ده یازده روز قطعی اینترنت دیگر وبلاگنویسی و وبلاگ خوانی مزه نمیدهد. نکند خسته شدم باشم، نه! شورش را درآوردهاید...تقصیری نداریم، تأثیر ایرانی بودن است. کیفیت محتواها به زیر صفر رسیده و همه اسپم نویسی میکنند. درست مثل فضای تلگرام و...تا کنون چنین قطعی سفت و سختی ندیده ...
بعد از مدت ها اینترنت وصل شد و گوگل در دسترس قرار گرفت. اما نتایج به صورتی هست که انگار داخل ذره بین دارم سرچ میکنم. نه عنوان صفحه و نه توضیحات نشون میده. فقط اسم سایت ها رو نشون میده علت این اتفاق هم این بوده که به مدت طولانی سایت هایی که سرور هاشون داخل ایران بود، توسط گوگل دیده نمیشدند و به همین ...
پس چرا این نت وصل نمیشه شیبل میچین کسکشا ...
مگر نگفت «نمیر ام از این پس، که من زنده ام که تخم سخن را پراکنده ام» لیک من هم این چند رج را که هزاران بار توی دفتر هام، بروی افدرا و اکسیر و شاهدانه مشق کردم، بار دیگر اینجا، بی هیچ خامهٔ افیون و جام شراب، تخمه و ترکه اش را می پراکنم. برای دشت مامطیر بابل «مامطیرا پیره مادر، کردگار خونجگر، ماهی وکل ...