bayan tools یاسآهنگ بد شدم دانلود موزیک و اما شب ششم. چون می خوام برای شب هفتم تنها آهنگ شادمهرم رو بذارم، بنابراین برای امشب اهنگ یاس رو میذارم. آهنگ های بیشتری برای انتخاب بود مثلا آهنگ گل آفتابگردون از گروه آریان (گل آفتابگردون به انتظار دیدن یاره) یا مثلا آهنگ همدست از سون باند (کنار ...
»شیمیفیزیک» شاخهای از شیمیست که در آن کاربرد مباحث فیزیک را در شیمی بیان میکند، در واقع شیمی هر جا کم میآورد دست به دامان فیزیک میشود. اگر شیمی و فیزیک را دو روستا بدانیم که توسط رودی که از بینشان رد شده از هم جدا شدهاند، دانش شیمیفیزیک پلیست که روی آن رود بنا شده و آن دو را به هم وصل میک ...
«همیشه نمیتوانی از چیزهای شکستنی محافظت کنی؛ قلبها و تخممرغها میشکنند، همهچیز تغییر میکند ولی تو ادامه میدهی. چون علم یعنی پرسیدن سوال و زندگی یعنی نترسیدن از جواب.» ...
روضةِ خُلدِ برین: خلوةِ درویشانست. مایهٔ مُحتشم ئی: خدمت درویشانست، گنج عُزلت، که طلسماتِ عجایب دارد، فتحِ آن: در نظرِ رحمت درویشانست قصرِ فردوس، که رضوانش به دربان ئی رفت، منظر ئی از چمنِ نُزهَت درویشانست! آنچه زر میشود از پرتوِ آن قلبِ سیاه کیمیاء ئیست که در صحبت درویشانست آنکه پیش اش بِنَهَد تا ...
دریافت لینک دانلود آهنگ a deal with God حتما دانلود و گوش کنین :> ادامه مطلب ...
برای این که مشتری شوید، عارضم، اینترنت قطع است. تا زمانی که این علامت تعجب بیصاحب ! بالای شبکهٔ وایفایِ خانهام است، یعنی هنوز اینترنت به خانه برنگشتهست. شما را نمیدانم، من هنوز نتوانستم به زندگیام برگردم. نکتهٔ بامزهٔ انسدادِ فعلی آن است که حتی نمیتوانی توی گروههای ایتا هم پیام بدهی؛ رسما م ...
* این پست دربارۀ طراحی یک سامانه برای جستوجوی راحتترِ واژههاست. اسمهایی که فعلاً براش به ذهنم رسیده ایناست: یابش، یابیار، جویار، جویا، جویابش، آختار، تاپ، تاپار، آختارتاپ! (به ترکی یعنی بگرد، پیدا کن) و جویاب (که این جویاب جوراب رو تداعی میکنه برام؛ ولی به هر حال جوریدن همون جستنه) روال ک ...
اینترنت قطعه، پیامرسانها و پیامکها کار نمیکنن و مجبورین از کفتر کاکل به سر برای ارسال پیغام استفاده کنین و شاید حتی از کار هم بیکار بشین. انگار برگشتین به 1984، چه کاری میتونین انجام بدین؟ درسته، برای افزایش معلوماتتون کتاب بخونین. توی این پست به سراغ چند تا کتاب خوب برای خوندن میریم تا در این ش ...
دودوتا چارتا ئی کرد بعد همهٔ اتاقش را چپاند در کوله. بی خداحافظی رفت. انگاری که قرار بود برگردد. اما قرار نبود. دیگر به موسیقی گوش نمی داد، فیلم نمیدید درباره شان فکر نمی کرد، یا در خیابان به ادم ها نگاهی نمیانداخت و یا اینکه بهشان مانند یکی از اقوام نزدیک ئی که سالهاست ندیده اند زل میزد پشت سرش، د ...
فکر میکردم دنیا به آخر رسیده! خودم هم دنیا را نخواسته بودم؛ از ته دل. اما عجب چیزی سمجیست این زندگی؛ بیشترین شباهت را به گیاههای رونده دارد. همانقدر پرقدرت و آهسته. همهچیز عوض شده. از تغییرات ناراحت نیستم. چرا باشم؟ قصهی جدید، با آدمهای خودش، با گفتوگوها و تصاویر خودش... خسته شدم از خواندن ...