برمیگردم و نگاه که میکنم به امروز، مثل همه این روزها، از  همون زمان که چشم باز کردم تا همین الان مدام در معرض اخبار بودم.هی وسط هر کار و فرصتی گوشی رو چک و کانال ها رو بالاپایین کردم.جایی که بودیم تحلیل های مختلف شنیدم.حرف زدیم.غصه خوردیم.برگشتیم خونه.وسط همه بدو بدو های افطار باز خبرها بودند و تیر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کسی این جا هست که ویندوزش ۱۱ باشه و اینترنت سیستمش وصل بشه ولی اصلا سایتی رو باز نکنه؟ می خواستم بدونم این مشکل همگانیه یا فقط مشکل لپ تاپ منه. به خاطر ملی بودن اینترنته یا مشکل از اینترنت منه؟ بعدا نوشت: برای دوستانی که این مشکل مشابه رو دارن. راه حلش رو یکی از دوستان به نام الف توی کامنتا گفتن. دس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قبل از هر چیز لازم می‌دانم بگویم این نوشته به قصد تخریب یا انتقاد شخصی از نویسنده‌ی آن مطلب نیست. برعکس، به نظر من ایشان فردی بسیار باهوش و متفاوت هستند و نوشته‌هایشان معمولاً قابل تأمل است. اما احساس می‌کنم در این مورد خاص، به‌خاطر نوع نگاه و تأثیری که چنین حرف‌هایی می‌تواند روی فضا بگذارد، لازم ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دارم این سریالو میبینم هنوز کامل ندیدم ولی خیلی خوبه.. نمیدونم چطوری بگم ولی فوق العاده قشنگ نشون میده همه چیو روابط زنو شوهر، خواهر و برادر، مادر و پدر و.. خیلی ملموس و واقعی ! این سکانس (حتما بازش کنید) خیلی حرف درش بود وقتی که سی بی گفت که مامان علاوه بر عشقی که بهم داری، حس حسادت هم داری!نمیتو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

"می‌ترسم قبل از مرگ نبینمت." منتظرم بگی منم همینطور ولی نمیگی. می‌فهمم. آدم با ترس‌هاش شناخته می شه. من از رها کردن می‌ترسیدم. ولی الان از عادت کردن به miseryهه که می‌ترسم. پس من توی پلی‌لیستم پیدات می‌کنم. توی هرکاری که کردم تا این رو نگه دارم. توی کتاب‌هایی که تقریبا با هم خوندیم و خیابون‌هایی که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

«اگر بار آخر که بغلت کردم می‌دونستم بار آخره، محکم‌تر بغلت می‌کردم.» منتظرم بگی که بار آخر نبود. نمی‌گی. «آدم هیچ‌وقت نمی‌فهمه آخرین بار کیه.» من تو استخون‌های خودم پیدات می‌کنم، تو رگ‌های دستم؛ توی شونه‌ی چپم و توی ستون فقراتم. حرف‌هات رو می‌تونی برای خودت نگه داری، چون من می‌دونم که این عشق نیست. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فک کنم مارو اسکل کردن. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شاید اینطوری بهتر شم از خودتون مراقبت کنین :) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

می‌دانی چرا اینجاییم؟ می‌دانی چرا منتظر پایانت در ساعت دوصفر بودیم؟ وقتی عزیزی از آدم جدا می‌شود، حتی لحظه‌ی رفتنش هم دل‌خواستنی‌ست. می‌نشیند و تماشا می‌کند که تو بند کفش‌هایت را ببندی، در آغوشت می‌گیرد و برای آخرین بار احساست می‌کند، به چشم‌هایت زل می‌زند، دستت را نوازش می‌کند، تو بی‌رحمانه رها می‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید