...اما عجل امان نداد. غافلگیرم کرد. نه مثل برق، نه مثل سیلی، نه حتی مثل شلیک. بیشتر شبیه همان لحظهای بود که فهمیدم زنی که سالها کنارش راه میرفتم، هیچوقت نگاهم نکرده، فقط صورتم را دیده. یا وقتی که توی چشم یکی خیره میمانی و میفهمی که حتا اسم تو را هم درست یاد نگرفته. مرگ هم همینجور است، بی ...
یک ساعت داشتم با پدربزرگ شوهرم تلفنی صحبت میکردم که لازم نیست این همه آدم دولتمرد و سرشناس رو برای عروسیمون دعوت کنیم. زیر دویست نفر خوبه. یه مراسم کوچیک و جمع و جور کافیه... شوهرم رو دیدم. ساعتِ ست عروسی خریده بودیم. مدلش خیلی لوکس و عجیب غریب بود و یک سنگ آبی جذاب مثل نگین توش به کار رفته بود. به ...
گفتی باهم دیگه سر میکنیم همه مشکلاتمون حل میکنیم… اصلا منم میرم سرکار مثل تو با هم دیگه میسازیم باهم دیگه جمع میکنیم! ولی یهو وسطاش دیدم مهم شده بود براش عدداش… دیدم من جلوتر از اونم، اون عقب تر انگار شل شده قدماش… برا اون من تموم شده بودم داشت کنده میشد جونم! منو وسط یه راهی ول کردی که کل مسیر من ب ...
همسر میگه: وقتی تو مراسم عروسی و حین فیلمبرداری یهو یکی دستش رو دراز میکنه و یه اسکناس بعنوان شادباش میده، کاملا حواسم جَمعه که تو یه جیبی بذارم که متعلقات خودم توش قرار نگرفته. مراسم که تموم میشه و وسائل رو جمع میکنیم، به همه بچه های گروه میگم «یه گوشه جمع بشید و هرکی هرچی شادباش گرفته، رو کنه.» و ...
مدت مدیدی بود میخواستم ازتون بپرسم: به نظرتون کسی که دوست صمیمی نداره، مشکل داره؟ البته قبلش باید دوست صمیمی رو تعریف کنیم که میتونید در اینترنت پیدا کنید. من الان نظرم رو نمیگم که کسی دچار سوگیری نشه. اما شما به این سوال پاسخ بدید اگر دوست داشتید. ولی نکته عجیب در جلسه دومم با روانشناس این بود ...
معنی قسمتهای کره ای داخل پرانتز نوشته شده :) 널 위해서라면 (for you)난 슬퍼도 기쁜 척 할 수가 있었어 (I could pretend to be happy even when I was sad)널 위해서라면 (for you)난 아파도 강한 척 할 수가 있었어 (I could pretend to be strong even when I was sick) I'm so sick of this fake love Now I don't know me, who are you? Why you sad? Ooh ...
دیروز رفته بودم دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و پشت درِ اتاق ۲۰۵ منتظر بودم کلاسِ استادم تموم بشه. زمان انتظار طولانی شد و من کیفم رو گذاشتم داخل کلاس ۲۰۶ و رفتم طبقه پایین که دستام رو بشورم. کلاس ۲۰۶ خیلی کوچیکه. مفید در حد ۳ دانشجو ظرفیت داره. صندلیای هم که من روش کیفم رو گذاشتم؛ چسبید ...
نشستهام وسط به هم ریختگی خانهام . سیگار دود میکنم، suite in minor نمیدونم چی چی گوش میدهم و به این آشیانهی کوچیک سر میزنم. شبها همه چیز را آماده میکنم و صبحها چشم را که باز میکنم دوباره میبندم. لحظات انسان پر است از بطالتهای اغراقآمیز برای نمایشهای زرد بیهویت. معطل کردن دیگران یکجور ارزش تولید ...
سریال راجبه دو دنیای اهریمنا و انسان هاس . دنیای اهریمنا که قدرت های خارق العاده دارن و میخان که از اون دنیا بیان به دنیای انسانها و ازادانه زندگی کنن . منتها یه شرطی شروطی داره ولی خب یه سری از اهریمنا این شرطا رو زیرپا میذارن و باعث میشن که هرج مرج تو دنیای انسان ها به وجود بیاد . از طرفی انس ...
چرا یادم نبود یکشنبه ۱۴ام امتحان فنی حرفه ای دارم و بلیط برگشتو برا امروز گرفتم؟؟؟؟ نابود و خسته و استرسیم صدتا قرص معده خوردم اما بازم حالت تهوع و سنگینی معده دارم ... خداااا خسته شدم ازین حجم دغدغه و پریشون احوالی ☹️ ...