پنج‌شنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴. به‌مناسبت روز معلم دعوتمان کرده بودند به باغ یکی از همکاران، که سمت دماوند بود. بسیار دور. پنجِ عصر با کسی جایی قرار داشتم و اینها تازه پنج قرار بود از آنجا راه بیفتند برگردند تهران. سرویس گرفته بودند که صبح باهم برویم و عصر باهم برگردیم. راستش حوصلهٔ جمع زنانه‌شان را ندا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

زهرای بتبا سلام ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

  کاش جایی بودم که نوشتن شغل بود. می‌شد خزعبلاتی که ترشح می‌کنی را تبدیل به پولی کنی که باعث شود یکی جلویت پلو فسنجان بگذارد که کوفت کنی، یا نوش جان کنی، یا هر چه؛ برای آن یکی چه فرقی می‌کند تا وقتی بتوانی پولش را بدهی؟   ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام در ابتدا جای همه دوستانی که در ذهن خوانی های یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت حضور داشتند رو خالی میکنم. الان که داشتم مرورشون میکردم، دلم گرفت. چقدر شور و اشتیاق بین بچه های وبلاگ زیاد بود. چقدر هیجان بود. چقدر همه منتظر بودیم تا دوستانمون به روز بشن و مطالبشون رو بخونیم و چقدر ذوق زده میش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

با بوسه های زیباتون :) وی دیروز چندین عاشقانه دیده :>>> ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

   شجاعت برای هرکسی معنای خودش را دارد. صرفنظر از اینکه شما در مورد شجاعت و شجاع بودن و متضادش یعنی ترس و ترسو بودن چه نظری دارید ولی من فکر می کنم این دو مفهوم در هم تنیده اند ... چرا ؟ بگذارید اینگونه نگاه کنیم که برای داشتن یک زندگی شجاعانه باید ابتدا شجاعانه ترسید . برای اینکه بدانیم شجاعت کجای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مسئول رفاهی زنگ زد که پنجاه تومن وام چهاردرصد برنده شدی آخ جون میرم "اتر " میخرم چند وقت دیگه زیاد میشه باش میریم ماشینمون رو عوض می کنیم که بدجور پیر و فرسوده شده و هر چند ماه یه بار باید وام بگیریم تعمیرش کنیم گفتگوی اثنی عشران رو دیدم که تعریف می کرد قاچاق چیای یهودی  یه تخم مرغ رو چند میفروشن تو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بنشین در این ساعت بهشتی کمی بشنوم از تو  بگویم از من هیچ هرگزی در دنیا مجالش نشد ، که با هم رودر رو حرف بزنیم . آنقدر نشد که باورم نمیشود توی بهشت هم بشود ما را باش فکر میکردیم حرف زدن کار ساده و مباحی است. هم حرام از آب در آمد هم پیچیده  اولش فکر می کنی حرفهایت را زده ای، بعد عمری یک جلسه که با هم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

For you I miss my trains I forget to text my friends For you I burn my lunch I say I love you on a hunch   For you I let my tea go cold I stare at an ampty whiteboard For you I don't call my dad Scared he'll know I got it bad   For you I don't get out of bed Hit myself right in the head For you I pa ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این پست صرفا امروز (17 اردیبهشت 404) این کاربره و اگه علاقه ای ندارید میتونید نخونید :>  ادامه مطلب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید