۱۴. اولین بار که پشت میکروفن قرار گرفتم که برای جماعتی صحبت کنم هفت سالم بود. چهلتا حدیث کوتاه و ساده را قرار بود حفظ کنیم و سر صف، از حفظ بخوانیم. وقتی پشت میکروفن رفتم و جمعیت را دیدم، زبانم بند آمد. حتی حدیثِ «حسود هرگز نیاسود» که کوتاهترین و آسانترینشان بود هم یادم نیامد. برگشتم سر صف و جایزه ...
مدتها پناهیان روی موضوع ولایت پذیری کار می کرد، از وقتی شناختمش اواخر دهه هفتاد تا همین چند سال پیش، محرمها، ماه روزه ها. گاهی هم مشکوک می شدم که نکند به اسم ولایت پذیری دارد یک فعالیت سیاسی می کند و یک نوع تبعیت به دور از عقلانیت را ترویج می کند. خلاصه که شوربختانه هر چه منبرش شور می گرفت در این ...
به کجا چنین شتابان میروی دنیای ما؟ باز هم یک درد دیگر خفته در فردای ما؟ باز هم قصد و قرض ها مانده در پستوی تو؟ میرود تا کی مغیلان اینهمه بر پای ما؟... از تحصیل کرده های رشته ادبیات عذر میخوام اگه وزنش درست نیست:) ...
چشم نواز شماره بیست و سه: شاید فقط برای من اینطوریه اما، تکون خوردن موها وقتی که شخص داره میدوه به نظرم خیلی قشنگه. صرف نظر از زن یا مرد بودنش.... ...
درباره الهه شنیدین؟ راستش ترسناکه. خبرای این مدلی که میاد تا یه مدتی میترسم از خونه بزنم بیرون. فکر کن تا امروز عصر زندگیت کامل عادی بوده، صبح پاشدی خیلی عادی موهاتو شونه کردی به خودت رسیدی کارای عادیتو انجام دادی. یه ساعتی از خونه زدی بیرون اما دیگه به خونه برنگشتی...:) موندم یه آدم چقدر میتونه پست ...
من همیشه یه جمله رو سرلوحه ی خودم قرار دادم: "برای خودت و گوشات ارزش قائل شو :)" چون موسیقی فقط یه رشته ی بیجان از نُت ها نیست یه سرزمین جادوییه… یه آغوش پر از احساس و رویا شاهکار هایی که توی هر نتشون، زندگی موج می زنه موسیقی رو نمی شنوی… لمسش میکنی نفست رو باهاش هماهنگ می کنی. هر قطعه ی نا ...
اگر از من بپرسند فوق العاده ترین استعدادت چیست نه از قلم خوبم صحبت میکنم، نه از دست پختی که بهترین خانم های فامیل هم تحسینش میکنند، نه از تعریف های استادم در موسیقی و و و..... از بپرسند استعدادت چیست خواهم گفت: تظاهر به شاد بودن و مشکلی نداشتن. آنقدر در این امر خبره و با مهارت هستم که گاهی خودم هم ب ...
امروز حین انجام دادن تکالیف کلاسیم، ذهنم درگیر اساتیدم شد. به اینکه چی ذهنشون رو داره سامان میده. چی باعث میشه جهتگیریهای علمی و غیرعلمیشون شکل بگیره و چطور روابط قدرت بین اساتید و دانشجوها شکل میگیره. همزمان گاهی خودم رو میبردم در مکالمه با استادِ جان. وقتی که ازم در مورد کلاسهام میپرسید.. ...
1.صحبت موسیقی و اینا شد نهال گفت آره من فن عرفان طهماسبی و حامیمم.بعد با هیجان تعریف کرد که آره مامان، یه آهنگ ترند شده (بام بد تا کرد بهش گفتم که موهای بلندتو میخوام رفت کوتاه کرد، حتی موهای کوتاهش بیشتر از قبل اونو زیبا کرد! ) حامیم رفته موهاشو کوتاه کرده، پشت سرش بقیه هم همین کارو کردن(یا یه همچی ...
من فرزند عصر جدیدم. عصر جدید، خدا را با خرما همزمان می خواهد. دینش در دنیایش ضرب می شود. میوه ی خوب می خورد و بهره وری بالا ارائه می دهد. برای اینکه دهان جدیدی توی روحش باز شود و لقمه های راز را ببلعد، خودش را معطل روزه و ریاضت نمی کند. با علم پیش می رود و خدا را توی بازار صدا می زند. عارف در عصر جد ...