به دوستام قول دادم که توی وبلاگم بیام و گزارش وضعیتم رو هر شب اینجا بنویسم. شما خوبین؟ در چه حالین؟ ...
دانشگاه اطلاعیه داده که از بچههای بیهوشی و اتاقعمل هرکی داوطلب امدادرسانیه اعلام آمادگی کنه. نمیدونم برم یا نرم ! نمیدونم به دردشون میخورم یا نه! ...
احساس خفگی میکنم . گوگل هم وصل نمیشه و پیامرسانی داخلیم هیچ خبری نمیذا ن از هیچجا فقط چرت و پرت میگن ...
جنایت میکند خصم اسراییلی و اینترنت جهانی قطع است. اینترنت الان از صداوسیما مهمتر و اندازه پدافند مهم است. اینترنت که قطع باشد مردم بیشتر اینترنشنال نگاه میکنند. اینترنت که قطع باشد دست ما حامیان ایران کوتاه است. چون اینترنتِ مخالفانِ این خاک هرگز قطع نمیشود. اینترنت که قطع باشد چطور باید مرد ...
دیروز زنگ زدم خونه دایی. خانومش گوشی برداشت، از شادی جیغ زدم،زنداییم پنج ماهه که آمریکاس و در حالیکه هنوز چهل روز از ویزاش مونده هوس کرده برگرده، اونم کی؟ درست سه ی صبح جمعه، بدترین و اولین روز جنگ .....میگه خوش شانس بودم به تعجب تبدیل میشم. هر کی دیگه بود میگفت بدشانس بودم ....گفتم زندایی تو مرد ر ...
دوستان موتور جستجو ایرانی میشناسید توی این اوضاع اینترنت کار کنه؟ ...
از هر چه بگذریم سخن اوپا خوشتر است . سریال جدید اِن N VIXX چا هاک یون ، با عنوان نوموسا نوموجین ، وکیل کارگران نومو جین . نوموسا ینی وکیل کارگران . بازی با کلمات کرده . اسم وکیله هم نو مو جینه . راجبه نو مو جینه که سالهاس کارمند بیمه اس ولی با وسوسه ی یکی از دوستاش استعفا میده و پول سنوات ...
سوریه رو که گذاشتیم بره از آمریکا و تهدیدش ترسیده بودیم. تیمی هم که تو تهران رو کار بود روزای آخر یه توک پا رفت اونجا شاورما خورد و برگشت.حالا که آش نخورده دهنمون سوخته و آمریکا پاشده اومده به حمله، حالا کاش نیروی زمینی رو راهی کنیم سوریه رو از جولانی و اردوغان پس بگیره خیلی ها میان کمک حداقل جای ...
من برای سفرم به تبریز از هفتهها قبل برنامهریزی کرده بودم. خردادماه کلاس نداشتم. روزهایی که در مدرسه مراقبت داشتم، بعد از امتحان مستقیم میرفتم فرهنگستان و روزهایی که مراقبت نداشتم هم از اول صبح فرهنگستان بودم تا وقتی ساعت کاری تموم بشه. با احتساب دو روز تعطیلی رسمی خرداد، تا آخر ماه باید ۱۳۰ ساعت ...
شبِ ۲۵ خرداد به اصرار همسر رفتیم خونه مامان بابام. حالا فاصله خونه ما و اونا چقدره؟ نهایتا ۲۰۰ متر. اما چرا؟ همسر میگفت چون خونه ما چسبیده به سپاهِ منطقه است، خطرناکه. اون شب هیچ اتفاقی در منطقه ما نیفتاد. شب دوباره به مصطفی پیام دادم. میدونستم مصطفی به خاطر انفجار نزدیک محل کارش یه ذره به هم ر ...