دو روزه سر کار نرفتم نشستم خونه که این مقاله رو تموم کنم. تموم نمیشه :| یکی از سؤالات امتحان امروز دوازدهمی‌ها این بود که استاد شفیعی کدکنی در پاسخ به بیت «سعدی، به روزگاران مهری نشسته در دل * بیرون نمی‌توان کرد الّا به روزگاران» این بیت را سروده است: «گفتی به روزگاران، مهری نشسته گفتم: بیرون نمی‌تو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شرط تمدید سنوات دکترا، داشتن مقاله‌ست و چون مقاله نداشتم، برای ترم جدید نتونستم ثبت‌نام کنم. چون که ثبت‌نام سیستمیه و بدون مقاله نمیشه. الان وضعیتمو عدم مراجعه زده تو سیستم. فی‌الواقع علاوه بر جریمهٔ تمدید سنوات، یه جریمه هم باید بابت عدم مراجعه و تأخیر در ثبت‌نامم بدم. قسمت جالب ماجرا اینجاست که ای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱. دیروز تو جلسه رئیس یه موضوعی رو مطرح کرد. گفتم فلانی تو این زمینه یه مقاله نوشته. گفت مقاله‌شو بیار بخونم. بعد از جلسه خواستم پرینت کنم که پرینتر وصل نشد و گذاشتم برای امروز. معمولاً این چیزا رو روی کاغذ باطلۀ یک‌روسفید می‌گیرم. برای ایشون هم همین کارو کردم و روی باطله گرفتم. صفحهٔ اول پرینت هم د ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱. دیروز یه سری خرید سوپرمارکتی برای خونه انجام دادم. من از این ور سفارش می‌دادم و مامان و بابا از اون ور تحویل می‌گرفتن. وسط سفارشا برای مامان گل هم سفارش دادم. وقتی پیک رسید، زنگ زدم به مامان که بره دم در سفارشو تحویل بگیره. حواسش نبود بپرسه چیه. تا برسه دم در، پیک اشتباهی زنگ همسایۀ طبقۀ پایینو ز ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این متن، انسجام چندانی نداره. یه سری حرف‌ها و افکار پراکنده‌ست راجع به آشپزی که دوست داشتم ثبت کنم. هفتۀ پیش که با اون بنده خدا راجع به کارِ خونه و آشپزی صحبت می‌کردم، برداشتش این بود که من این کارها رو انجام نمی‌دم و دوست ندارم. برداشتشو تصحیح کردم و گفتم اتفاقاً دوست دارم و انجام می‌دم، ولی نه برا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیروز، هم باید فرهنگستان می‌بودم، هم به‌خاطر آلودگی هوا کلاسا مجازی بود و کلاس داشتم. تصمیمی که اتخاذ کردم گرفتنِ امتحان بود. سه سری سؤال برای پایۀ دهم و یازدهم و دوازدهم طراحی کردم و پی‌دی‌افشو با لینک پاسخنامه‌ای که تو گول‌فرم طراحی کرده بودم گذاشتم تو گروه. این‌جوری هم به کارهای خودم رسیدم هم درس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چون محل تحویل سفارشم فرهنگستان بود و چون اداره‌ها هی تعطیل میشه، برای بار دوم زمان تحویل سفارشمو عقب انداختم. اما دقایقی پیش مطلع شدیم که رئیس خواسته هر روز یه تعدادیمون بر اساس حروف الفبا! حضور داشته باشیم و سنگر علم و ادب رو حفظ کنیم. فردا نوبت منه. لذا بر آن شدم که زمان تحویل سفارشو جلو بندازم؛ و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

با ذهنیتی که از فضل و ادب پدر خواستگار اخیر داشتم (همون که تو کلاس مثنوی بعد از حل کردن اون مسئلهٔ ریاضی شماره‌مو گرفته بود) و با توصیف‌های مادرش از پشت تلفن راجع به خانواده‌شون و پسرش، نظرم در مجموع منفی نبود. چون پیش اومده که همون اول کار، ندیده و نشناخته با دو سه جمله توصیف گفته باشم «نه». حالا و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱. فردا و پس‌فردا به‌علت آلودگی هوا، مدارس و دانشگاه‌های تهران و یه سری شهرها از جمله تبریز که این هفته صدرنشین میزان آلودگی بود غیرحضوری شد و اداره‌ها دورکار شدن. ۲. یکشنبه یکی از کلاس‌هایی که باهاشون درس داشتم کلاً غایب بودن و یکی از کلاس‌ها هم فقط چهار نفر اومده بودن که زنگ زدن اولیاشون اومد و بر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱. چهارشنبه یکی از هم‌دوره‌ای‌هام از رساله‌اش دفاع کرد. چهار نفر بودیم و این اولین فارغ‌التحصیل بود. ۲. در هفته‌ای که گذشت، سرگروه ادبیات منطقه اومد از کلاس‌ها و روش تدریسم بازدید کنه. تنها کلاسی که یه کم باهاش چالش داشتم یازده انسانی بود. از شانس قشنگم دقیقاً همون ساعت اومده بود. گویا این یازده انس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید