مدرسه چندتا کلاس خالی داره. تو یکی از این کلاسها نمایشگاه کتاب برپا بود. بهمناسبت دهۀ فجر. کتابها اغلب مذهبی و انقلابی بودن. روی دیوارها هم عکسهای مناسبتی بود. ده دقیقۀ آخر زنگ رسانهشون رو اختصاص دادم به بازدید از نمایشگاه. چرخی لابهلای کتابها زدیم. گفتم اگر بینشون کتابی هست که قبلاً خوندید ب ...
۱. دیروز و امروز یکی از همکارا نیومده بود اداره. گفتن شب وقتی خواب بودن، دزد اومده لپتاپ و گوشی و طلاهاشونو برده. درگیر این ماجراست و برای همین نیومده. هنوز ندیدیمش که جزئیات قضیه رو بپرسیم ببینیم تنها بوده یا زن و بچهشم بودن ولی خیلی ترسناکه وقتی خوابی یکی بیاد دار و ندارتو برداره بره. البته اگه ...
قابلیت استوری تلگرام که تا پیش از این فقط برای کاربران پرمیوم ایرانی فعال بود، از امروز با آپدیت اندروید برای همهٔ کاربران ایرانی فعال شده. در همین راستا، منم یه ساعت پیش برداشتم تلگراممو بهروزرسانی کردم و بهعنوان اولین استوری، نقشهٔ ایرانو استوری کردم روش نوشتم خراب آن کس که آبادت نخواهد. در ادام ...
امروز، دو زنگ اول با دوازدهِ ریاضی (پیشدانشگاهی سابق خودمون) کلاس داشتم. فقط یه نفر اومده بود. این یه نفر تو مدرسهٔ قبلی هم شاگردم بود. هم پارسال هم امسال هر موقع امتحان گرفتم بالاترین نمره رو گرفت. امسال امتحان ترمشم ۲۰ گرفت و تنها بیست کلاس بود. بسیار دوستش میدارم. شبیه خودمه. حتی اسم و فامیلشم ...
حدوداً یه ماه پیش، مامان زنگ زد که دارم هویج و پیاز سرخ میکنم و روغنمون تموم شده. گفت اگه میتونی از اسنپ یا اُکالا بگیر. از این هویجهای خردشدهٔ آماده گرفته بود و در سطح کلان! داشت سرخ میکرد برای من و عروس و خودشون. این چیزا رو آماده میگیره ولی چون نسبت به سالم بودن روغن حساسه خودش سرخ میکنه. ق ...
* این پست دربارۀ طراحی یک سامانه برای جستوجوی راحتترِ واژههاست. اسمهایی که فعلاً براش به ذهنم رسیده ایناست: یابش، یابیار، جویار، جویا، جویابش، آختار، تاپ، تاپار، آختارتاپ! (به ترکی یعنی بگرد، پیدا کن) و جویاب (که این جویاب جوراب رو تداعی میکنه برام؛ ولی به هر حال جوریدن همون جستنه) روال ک ...
۱- فکر کنم اونایی که ایران زندگی نمیکنن نمیتونن وارد سایتهای ایرانی بشن. تو این مدت ازشون پست یا کامنتی ندیدم. ۲- به یکی نیاز دارم که باهاش در مورد اکسس حرف بزنم. یه چیزی تو مایههای ورد و اکسله. ۳- ساعت کار اداری دی و بهمن شش ساعت شده و من خبر نداشتم. این هفته از همکارا شنیدم و زنگ زدم از مسئولش ...
پریشب، صداها بلندتر و ترسناکتر بود. صدای تیراندازی، انفجار، و بوی عجیبی که بعداً فهمیدم بوی گاز اشکآوره. اول در حد بو بود، ولی وقتی در بالکن رو باز کردم ببینم چیه، چشمامم سوزوند! دیشب نسبتاً آروم بود و امشب آرومتر. دیروز مردد بودم که برم سر کار یا نرم. هشت صبح زنگ زدم به چند نفر از همکارا ببینم ک ...
چهارشنبه از یه جایی درخواست فایل اکسل واژههای مصوب رو کرده بودن. آخرین نسخه دست من بود. با هماهنگی مدیران و مسئولان فرستادم براشون. بعد یه نامهٔ رسمی تو کارتابل نوشتم به اطلاعشون رسوندم که در چه تاریخی چه فایلی رو با چه ویژگیهایی به کی دادم. همیشه توضیح میدم که بعداً مشکلی پیش نیاد. توضیح میدم ک ...
مهرماه ۱۴۰۱ در اوج جنبش «زن زندگی آزادی»، روزنامهنگار فقید رضا حقیقتنژاد دربارهی حامد اسماعیلیون، که از پرچمداران اعتراضات در خارج از کشور بود، میگفت «او رهبر اپوزیسیون نیست ولی مثال درست یک رهبر اپوزیسیون است؛ چهرهای که نشان داد اگر کسی برنامه و کاریزما داشته باشد، ایجاد حرکت منسجم میان مردم م ...