یکی از آرزوهام اینه یه گالری هنری بزنم اسمش هم بذارم «هاریکا». یعنی عالی و خاص. یه جای کوچیکی اجاره کنم و دیوارهاش و چند تا طرح ساده بزنم. روی دیوارها شلف بزنم و روی شلفها گلدانهای رنگی بچینم... یه طرف بشه برای نقاشی روی لباس یه طرف برای خیاطی... دو نفر خیاط بیارم کنارم کار کنن و ایده ها و مدلهای ...
تخم مرغ شده دونه ای 12 تومن بعد اومده برای ما کالا برگ گذاشته 😑 ملتی که خودش نفت، انواع معدن ها داره چرا مردم باید فقیر باشن؟ ما که داشتیم مثل ادمی زاد اعتراضمون می کردیم این دسته وحشی ها اومدن گند زدن به همه چی داروخونه رو زده ترکونده.. اون بیچاره که می خواد بیاد دارو بخره گناهش چیه؟ نکنه فکر می کن ...
دیانای صمیمی و وفادارم؛ امشب که قلم بر کاغذ میلغزانم، تمامِ دنیا در سکوتی بلورین فرو رفته است. نمیدانی چقدر مشتاقم که در این لحظاتِ جادویی کنارم بودی تا با هم از پشتِ پنجره، شاهدِ رقصِ شورانگیزِ دانههای برف باشیم. به قولِ آن شعرِ زیبایی که برایت خواندم، آسمانِ «آونلی» امشب چقدر کوتاه شده و دانهه ...
سریال های چینی که خیلی خوشم اومد ازشون.. همشونو توی فلیکس دراما و فیلمجو دیدم. ادامه مطلب ...
سریال های چینی که خیلی خوشم اومد ازشون.. همشونو توی فلیکس دراما دیدم. ادامه مطلب ...
کیوان یک دوستی دارد که در هفته سه روز می آید و به او سر می زند.سر زدن هایش هم دو ساعته است و خیلی هم زر می زند و ادعا می کند خیلی از سیاست و تجارت سر در می آورد. خلاصه که حسابی روی اعصاب است.یک بار که آکو از کیوان در مورد دارایی های این کنه سوال کرد.کیوان گفت: - هیچی نداره.نه خونه نه ماشین.هر چی داش ...
چهار ساعت و شش دقیقه خوندم فصل یک زیست + نمونه سوال و فصل دو رو خوندم و یه گفتارش موند فردا هفت بیدار میشم هشت شروع میکنم طول پارت ها مثل امروز نیم ساعته اتلاف وقتمو خیلیییی کم میکنم باید برسم زیستو جمع کنم گوشی چک نمیکنم فردا اول گفتار سه فصل دو رو میخونم بعد میرم سراغ نمونه سوال و تست هاش بعدم فصل ...
حوصله مون سر رفت اوووف چقدررر دیر می گذره همه چی. احساس خستگی هم هست. و این وسط هی یاد اون اهنگ عبدالمالکی می افتم که با یه حس جالبی میخونه دریاچه چیتگر بدون تو میتونه با اشکم خزر بشه تهران شلوغه، دستمو بگیر .... گهگاهی سریال The big bang theory می بینم و وقتی که لئونارد هافستادر حالش تو اون قسمت ...
بسم الله بعد از چند روز دیوانه وار پیگیری اخبار و خوندن کامنت ها و گوش کردن به تحلیل آدم ها و دیدگاه های مختلف آدم ها عجیبه که امشب حالم یکم آرومتره ناراحتی بابت وطن سرجاشه... بابت دنیا سرجاشه اما اضطراب کمتر شده...اون دلهره فلج کننده از بین رفته... دارم به این فکر میکنم اینجا تاریخ من کجای داستانم؟ ...
چند روز پیش یه سر زدم به وبلاگ یکی و دیدم یه خورده از وضعیت درسش ناراحته. گفتم… ...