امشب فکر کردم، لابد از منشأ زلال و درخشانی جاری ئیست، جوهر وجودی ام که هنوز حرکت می کند و بمن هر لحظه می رسد و میاید! شنیده اید فلانی دون پایه است؟! کلمهٔ دنیا از دون مشتق است، یعنی «پایین دست»، خیلی ها بوده اند که خیلی روش ها را بکار گرفته اند، مانند صحو و سکر یا اعدام و ایجاد یا هزاران فنّ دیگر ا ...
فیلم خیلی ناز و غمگینی بود، اینم رفت تو دسته بندی درامی که باعث میشه خیلی زشت گریه کنی.. همه چی ملایم بود، عاشقانه ملایم، روند ملایم، کلا داستان ملایم.. بازیگراشو دوستداشتم خیلی خوب بودن و بهم میومدنTT نمیدونم واستون میاره یا نه ولی این صفحه جستجوی فیلمجو هستش از اینجا میشه سرچ کرد و به فیلم دسترس ...
چند ماه پیش یه شومیز خریدم که از این دکمههای فلزی پرسی داره. بعد از یه مدت، یکی از دکمههاش افتاد. نتونستم درستش کنم و گذاشتم تو جیبش تا امروز که بالاخره بردم یه جا که هم خیاطی بود هم تعمیرات چمدون و اینا. آقای مسن صاحب مغازه گفت میتونه درستش کنه. بعد از نیمساعت چرخیدن تو پاساژ برگشتم و دیدم از ب ...
bayan tools همایون شجریانمن کجا باران کجا دانلود موزیک -می تونم داستانی رو برات بگم؟ + بگو -یه زمانی یه دلقکی بوده که هرکی گریه میکرد رو می خندوند. -یه روز یه نفر با حال گریان می ره پیش دکتر -دکتر بهش میگه که یه دلقکی هست که تو را می خندونه و حالت خوب میشه + مرد گریان میگه: نه نمی تون ...
یک. من پیش خودم حس میکنم تو زیادی ساده هستی و دلم برات میسوزه. میدونم که تو هم در بهترین حالت، درباره من همین نظر رو داری. اشکالی نداره، آدمها آزادن عقاید مختلفی داشته باشن. دو. خواهرم فکر میکنه من زیادی سادهم. میگه بدون اینکه بخوام توجه جلب میکنم و خودم متوجهش نیستم و نگرانمه چون اون بی ...
دارم فکر میکنم، حتما من آدم بدی هستم چون آخه هر کسی سر راه من میاد آدم خوب اون و من آدم بد م، اون پسر خدا ست ، اون پدر روحانی، اون مادر ترزاست، اون مریم مقدس و من ابلیس ، ابلیس که حلول پیدا کرده در رضا ( تنهاترین پسر دنیا ) . ...
بالاخره پیامک وصل شد و اینترنت هم دارد قاعده چُرِ بزغاله توی جاهای محدودی وصل میشود. کمتر از دو درصد... سیم سفیدها هستند... ببینید کی بهتان گفتم... خاک بریزید روی این شست اگر غلط درآمد. سعید پیام داد پیامک را خدا آزاد کرد. به سعید نوشتم از کره شمالی به ترکمنستان تغییر وضعیت دادیم. نمیدانم خندید ...
نمیدونم وبلاگ و بیان انقدری به زندگی برگشته که صفحه چت سوم رو افتتاح کنم یا نه. چت؟ آزاد!=) و مروری برا چت های گذشتگان و بازماندگان: صفحه چت یک صفحه چت دو ...
این تئاتر رو چند هفته پیش با لیلی رفتیم، خیلی هم اتفاقی بلیتش رو گرفتیم، یعنی صبح چک کردم جا نداشت، عصر دنبال یه تئاتر دیگه بودم دیدم سانس فوقالعاده داره سریع بلیتش رو خریدم و با رفتیم دیدیم. بامزه بود، بهترین تئاتر عروسکی که […] ...
توی این مدت بدون اینترنت حتی گوگل، قشنگ شناختم خودم رو که باید فکر اینکه *یکماه برم تو یه کلبه وسط جنگل بدون امکانات ارتباطی* رو باید بذارم دم کوزه آبشو بخورم! زندگی ما تو این قرن هم اینجوریه دیگه خلاصه... الان که اومدم بیان، باز مثل همون قدیما اول رفتم سراغ قالب وبلاگ. یکم بالا پایین کردم کد رنگارو ...