جمشید شاه را نمی دانم.اما خود داریوش بزرگ نوروز را به مدت ده روز جشن می گرفته است و بعد از ان ملت برمی گشته اند سر کار و زندگیشان تا سال بعد. بعد امروز که بیست و چهار روز گذشته است از نورز، رییس اداره با دیدن من سال نو را تبریک گفت و این تبریک چنان غیرمنتطره بود که انگار برق من را گرفت. جریان برق قط ...
بلند شو برو تو حیاط.. سرتو بگیر بالا آسمون رو ببین، یه لحظه فقط ببین یه لحظه به مغزت بگو خفه شوووو آفنرر حالا فقط ماه رو ببین و ذوق کن چشماتو ببند و صدای جیرجیریک ها هم گوش بده خالی از لطف نیس :) به قول اون دوستمون لازم نیس این همه پول بدی نقاشی های فلان شخص رو بخری فقط کافیه هروقت دلت خواست بیای یه ...
آردا نام دنیای داستانهای جان رونالد روئل تالکین هست که ما پیشتر از طریق سه گانه ارباب حلقهها با دنیای فانتزی این داستانها آشنا هستیم. من به شخصه علاقه خاصی به این دنیا، شخصیتها و داستانهای این دنیا دارم و قبلتر در سال ۱۴۰۱ هم طی پست برک ۱۹ شهریور - نومنور سرزمین ستاره در مورد سریالی که شرکت آ ...
سلیقهام بیشتر فیلمها و کتابهای براساس واقعیته و خب مثال نقض هم داره که ارباب حلقههاست که بالای 20 بار تا حالا دیدمش. یکجور مثل قرص مسکنه واسم. هر وقت احساس خستگی زیاد میکنم از نظر روحی ارباب حلقهها هم هست. حالا اومدم بگم که last breath رو دیدم بر اساس واقعیت بود ولی خب پیشنهاد نمیکنم. میم، یکی ...
خب .. دیشب ساعت چهار صبح خوابیدم امروز نیچه مجددا ب خاطر بیماری سر کار نرفت ! خانه ماندنش و هیچکاری نکردنش بیشتر روی مخ مان میرود فکر میکنم از صب تا الان چند جمله بیشتر صحبت نکردیم و هم اکنون ب دلیل ساز زدن کمی حالمان بهتر شده و میتوانیم چند خطی بنویسیم اینجور مواقع معمولا توقع آدم از پارتنرش اینه ...
من هنوز نمیدونم دقیقا امسال با خودم چندچندم از نظر کاری، ولی جلسات خیلی خوب کاری داشتیم، امروز به نظرم کارها خیلی بهتر و واضحتر مشخص شدن. بعد از جلسهی طولانی که داشتیم هم رفتیم با محمد و مسعود کافه نشستیم و کلی گپ زدیم. […] ...
بیشتر دوس دارم موهامو ببافم، امروز بالا بستم اومدم جلو آینه خودمو دیدم کلی کیف کردم چقدر زیر مویی داشتم تا حالا دقت نکرده بودما اینا جدید رشد کرده بودن، مرتب کردم و چتری کوتاهشون کردم بعد روغن زیتون زدم خوب بود یک ساعت پیش از حمام اومدم بیرون موهاموبرس زدم ...
وای الان بعد از امتحان آناتومی قبل رفتم توی سالن تشریح نشستم. سه تا از دخترا هستیم و سه تا از پسرا. اصلا با هم حرف نمیزنیم انگار غریبیم.راستی امتحان آناتومی تئوری دو فصل اول گردش خونچ ۱۲ از ۱۵ شدم خیلی ناراحتم. هوا خیلی گرمه ولی بوی اجساد کمه. عجیبه... این جلسه قراره قلب رو شروع کنن و بعد دوشنبه ...
در امتدادِ سکوتهایی که سالهاست بین من و خودم کشیدهام چیزی فرو ریخت… بیصدا.. بیهشدار… شبیه ستونی از خاکستر که از درون پوسیده و تنها با نگاه کردن فرو میریزد من… محکومِ تبعید از خویش بودم در تبعیدی که با امضای ترس و تربیت و تردید خودم صادرش کرده بودم هیچوقت بلد نبودم با «من بودنم» آشتی کنم از ...
بین یه دوراهی گیر کردم که میشد جلوش رو گرفت اما نگرفتم حالا مثل خوره داره روانم رو میخوره. اگه منصرف بشم یه عوارض داره انجامش بدم چند تا عوارض. بعدا که تصمیم گرفتم مینویسم الان فقط احتیاج به انرژی مثبت و دعای شما دارم برام دعا کنید که بهترین اتفاق بیفته. توکل بر نام اعظمت یا الله. پی نوشت برای مخاطب ...