خب دوستان عزیز همونجور که احتمالا متوجه شدید ویرگول هم پرید , تنها رسانه ای که میشد داخلش بدون سانسور توی این وضعیت چیزی نوشت و بازخورد هاش رو دید هم پروندن , دلیل اینکارا خیلی عجیبه و من میسپارمش به تاریخ و آیندگان, الان که دیگه نمیشه داخل کامنتا ازتون خبر بگیرم اما امیدوارم حالتون خوب باشه و زنده ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پایان داستان ضحاک شاهنامه فردوسی تصحیح خالقی مطلق ببستش برین گونه آویختهوزو خون دل بر زمین ریخته بیا تا جهانی به بد نسپریم به کوشش همه دست نیکی بریم نباشد همی نیک و بد پایدارهمان به که نیکی بود یادگار همان گنج دینار و کاخ بلند نخواهد بدن مر تو را سودمند سخن ماند از تو همی یادگار سخن را چنین خوارمایه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

درود بر دوستان عزیز این چند وقت فکرای عجیبی توی سرم گذشت و اینکه گفتم همینطوری بیام اینجا بنویسمشون :1 ) ناکامی ها : شما هم احتمالا یه سری نقطه های نرسیده توو زندگیتون دارید که سر نرسیدن بهشون سرکوفت زیاد خوردید یا خودتون به خودتون سرکوفت زدید , من درباره یه سری بخشای زندگیم به طرزی عجیبی دچار حساسی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

درود بر دوستان عزیز این چند وقت فکرای عجیبی توی سرم گذشت و اینکه گفتم همینطوری بیام اینجا بنویسمشون :1 ) ناکامی ها : شما هم احتمالا یه سری نقطه های نرسیده توو زندگیتون دارید که سر نرسیدن بهشون سرکوفت زیاد خوردید یا خودتون به خودتون سرکوفت زدید , من درباره یه سری بخشای زندگیم به طرزی عجیبی دچار حساسی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ای تن‌ همیشه سبزای تاریخ همیشه برخواسته از خاکسترای مردمان کهنآه که به زنجیرت بسته اندآه که غمگینت کرده اندآه که رمق را از تو ربوده اندآه که مردمانت را کشته اندسر نیزه هایتان را زمین بگذاریددر تن خاک من آنها را فرو کنیدنگذارید خراشی به تن جوانان من بیفتدآه ای ستمگرانآه ای ظالمانچه بسیار ظلم ها در سر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاش بودیسرت را بر شانه هایم میگذاشتیآزادی را در ماه میدیدیمو بر زمین زیرمانصبح سبز میشدکاش بودیپوتین هایمان را بر دیوار شهر می آویختیمو در آنها گل میکاشتیمکاش بودیزمین صدا میزند ماراخورشید دقیقا از سمت نور می آیدو باران بوی خاک آزادی را تراوش میکندکاش بودیاینجا گربه ها لنگ میزنندو سرباز ها صاف راه م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

(نامه ای به توِ خواننده عزیز :)یه سری چیزا با غم فرق داره میدونی ؟ انگار غمو میشه تحمل کرد ولی اونا رو‌ نه ، نمیدونم احساس میکنم غم چیز قشنگیه ، مثلا وقتی بارون میباره دوست دارم غمامو بغل کنم و بدون چتر کل شهرو بگردم یا مثلا برف که میاد تو اون سکوت سردش راه برم و به کیرچ کیرچ کفشام گوش کنم و باز به ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

گاهی اعمالی در زندگی مرتکب میشوم که مرا با خود بیگانه میسازد و گسستی بین من و من ایجاد میکند که شاید خلا بین آن را نفرتی سرد پوشانده ، این گسستْ غم انگیز و تلخ نیست بلکه عبوس و رخوتناک است و نگریستن به آن نه اشکی بلکه سردی غریبی به چشمانت میدهد انگار که در صبحی سرد و ابری به افق بنگری ، این گسست ها ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

همواره از خواندن وقایع تاریخی حیرت میکنم که تا چه اندازه این مکتوبات پیشین ، سرد و فراموشکار است ، رنج هایی که زمانی مردمانی بدبخت با آنها تا قهقرای فلاکت و تیره روزی رفته اند در چند خط ساده و کوتاه خلاصه میشود ، مردمانی که با دستانی خالی در مقابل بزرگترین جنایتکاران تاریخ ایستادند و به حیوانی ترین ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ننگ بر نویسنده ای که از درد مردم ننویسد ، آجر باد آن قلمی که از نبود آزادی خویش ننویسد ، خشک باد آن مرکبی که از سرخی خون این مردم ننویسد ، آتش باد بر کاغذی که از فریاد این مردم سیاه نشود .این جملات نثار آن دسته عزیزانی که خود را نویسنده و صاحب قلم میدانند اما جرئت انتشار یک متن ساده را نداشتند ، عزی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید