این متن را پارسال، همین روزها نوشتم. در فرودگاه مشهد، امیرخانی و زنش را دیدم. امام رضا برشگرداند 🤲🏽 ...
من اگر بشنوم مادری بعد از گذراندن دوران آلودگی هوا/مدارس مجازی، دچار فروپاشی روانی شده، هیچ تعجب نمیکنم. به همین دلیل برای خودم بالشتکهای محافظتیای طراحی کردهام که آسیبهای این دوران صعب کمتر بهم اصابت کند.یک. صبح که از خواب بیدار میشوم ابتدا رژ خیلی قرمز میزنم.این باعث میشود در نقش مدیر یک ش ...
آیا میدانید تنها راه برونرفت از شرایط حال حاضر ایران چیست؟کشتی نوح بیاید همهمان را سوار کند، ببرد یک جای دور و آنجا یک ایران جدید بسازیم.اما اگر مائیم، بعد از پیادهشدن از کشتی، بلافاصله همین شرایط را بازآفرینی میکنیم.پس همینجا بمانیم و درد بکشیم و رنج را حس کنیم، شاید اینبار از این چرخه خارج ش ...
خلاصه بگویمامر آموزش نابود شده.و چی نشده؟ ...
راستی استاد بلامنازع قاعده «نگو، نشان بده»؛ اوجش آنجا که یوسف وارد میشود و زنها جای پرتقال، دست خودشان را میبرند. نیامده بگوید چشمش چنین بود و ابرویش چنان، گفته زنهای اشراف که قاعدتا دسترسیشان به جنس مخالف محدود نبوده، دستشان را... . یعنی یوسف خیــــــلی آنچنانتر بود. اینطور به فانتزیهای من و ...
در جوشن کبیر جای خالی صفتی که به قصهگو بودن خداوند اشاره کند، بهشدت حس میشود. ای کسی که در پیرنگهاش هیچ درزی نیست، ای بسیار درام سازنده، ای بزرگترین فانتزینویس، ای خداوندگار داستانهای روانکاوانه، ای سکسینویس بینیاز به سانسور، ای استاد گرهافکنی، ای خداوند کشمکشهای هولناک، ای موجزنویس، خداون ...
امروز یک باخت بزرگ دادم و در کمتر از یکساعت بعدش، یک قمار بزرگتر کردم. محدودهی امنم را زدم دریدم. دوستان و همراهان برای شفای من حمد بخوانید و در فراز کنید. ...
دارم this is us میبینم. میدانم خیلی قدیمی است اما برای من از قضا گل وقتش همین حالاست. اگر قبلا میدیدمش، درک و دریافتی که حالا دارم را نداشتم.القصه یکیش اینکه فهمیدم داستاننویس و فیلمنامهنویس میتواند بدون اینکه خندهش بگیرد، نتیجه بیست سی جلسه روانکاوی را بگذارد توی دهان شخصیتهاش. شخصیتها ا ...
دارم this is us میبینم. میدانم خیلی قدیمی است اما برای من از قضا گل وقتش همین حالاست. اگر قبلا میدیدمش، درک و دریافتی که حالا دارم را نداشتم.القصه یکیش اینکه فهمیدم داستاننویس و فیلمنامهنویس میتواند بدون اینکه خندهش بگیرد، نتیجه بیست سی جلسه روانکاوی را بگذارد توی دهان شخصیتهاش. شخصیتها ا ...
گفت: چه کارها میکنی؟گفتم: جرأت میکنم رنجهام را زندگی میکنم؛ وقتی سر میرسند، برایشان جا باز میکنم، نگاهشان میکنم، باهاشان راه میروم، اگر برآمد، کاری برایشان میکنم، برنیامد هم طوری نیست. و بالاخره هروقت خواستند بروند، رهایشان میکنم. ...