این ربطی به نوستالژی و این کلیشهها و تراماهای عشق به قدیم ما ایرانیها ندارد. امروز داشتم فکر میکردم که چقدر از آخرین باری که استانبولی خوردم میگذرد. شاید چند سال. البته اگر هم زیاد نگذشته بود تفاوتی ایجاد نمیکرد. ماجرا اینجاست که ما هیچوقت استانبولی را با گوشت درست نمیکردیم. برنج بود و رب و پی ...
تهران کنارت فیلمی از علی بهراد اوجِ ازهم پاشیدگیِ فرهنگی در سینمای ایران بوده که علناً از تالیفاسدهای اجتماعی و قوانین موجود در یک کشورِ انقلابی و اسلامی عبور کرده و در حالِ هنجار نمایش دادن ناهنجاریهای یک عِفّت عمومی است. به تشویش در رابطهی لیلی و پاشا دقت کنید. شادمان و افشار مجموعهای از رفتار ...
اگر قطار گذران زمان، من و تو را در ایستگاه های متفاوتی از سرنوشت پیاده کرد، قطار دیگری را سوار شو و پیدایم کن. من در یک کافه قدیمی به انتظارت نشسته ام. پشت سرم یک کتابخ ...
رجوع میکنم به گذشتگان , به دفتر سرخ تاریخ , به زبان هایی که از رنج میگفتند , به پاهایی که زخم آلود میدویدند چون که بودن را بر نبودن ترجیح داده اند . آدمی دست خودش نیست , آنکه تقدیر چه باشد و در کدام نقطه این نقشه پهناور چشم بگشاید .آدمی دست خودش نیست , آنچنان که افسار زمان را نیز به دست ندارد , شاید ...
بعد از حدود ۹۰ روز، (فیلتر)نت وصل شد. اولین کاری که کردم باز کردن اینستاگرام بود. کمی از خبرها را خواندم و احساساتِ مختلفی را که به سمتم هجوم میآوردند، یکییکی پس زدم؛ الان وقتش نبود، شب که شد به قلبم راهشان میدهم. میدانی؟ خوبی تاریکی این است که میتوانی بدون اینکه کسی بفهمد، گریه کنی.در میانِ پس ...
بهت گفته بودم من تا مدتها نمیتونم فراموشت کنم... هنوزم وسطِ روزمرگیای ساده، بین نوشتنِ یه خط کد، بیاختیار پرت میشم به سمتِ تو ... به اینکه یه روزی کنارم بودی، به اینکه با هم، خیلی جدی، برای چیزهایی که میخواستیم، رویا میساختیم. اگه هنوز بهت پیام میدم، نه از روی عادت، فقط از سرِ یه دلتنگیه که هر ...
نمیشود و آنچه را که میبینیم حاصِل دادههای یک هوش دارای منطقِ مصنوعی است، امّا این اخطار را باید جدّی گرفت که وقتی یک اَلگوریتمِ کامپیوتری اختیارِ این را پیدا میکند که انسانی را مجازات کند، دیگر نمیتوان به حقیقتِ هیچکس و هیچچیزی باور داشت چرا که میتواند به دستِ هوشِ مصنوعی ساخته شده باشد. وجو ...
بعد از حدود ۹۰ روز، (فیلتر)نت وصل شد. اولین کاری که کردم باز کردن اینستاگرام بود. کمی از خبرها را خواندم و احساساتِ مختلفی را که به سمتم هجوم میآوردند، یکییکی پس زدم؛ الان وقتش نبود، شب که شد به قلبم راهشان میدهم. میدانی؟ خوبی تاریکی این است که میتوانی بدون اینکه کسی بفهمد، گریه کنی.در میانِ پس ...
سلام به دوستان خوبِ وگریستیام!خیلی خوشحالم که میبینم هرروز تعداد افرادی که از وگزیست استفاده میکنن و وبلاگهایی که ثبت میشن بیشتر میشه. باعث افتخاره که وگزیست رو خونهی خودتون دونستین 🌹 ممنونم از کسانی که با گزارش مشکل و پیشنهاداتشون و فعالیت توی این بستر، وگزیست رو همراهی کردن❤️ طبق معمول قرار ...
درود دوستان .من از زمان بچگی به کتاب علاقه داشتم , نه اینکه خوره کتاب باشم و زیاد خونده باشم , اما کلا دوستدار شکل , بو , قلم و ساختار کتاب بودم(البته به جز کتاب های درسی😒) .خب بچگی کتاب های مربوط به اون سن رو میخریدم و بعضا میخوندم که پیشتر راجع به چندتاشون در پست کتابخونم صحبت کردم . من اون زمان ب ...