ترسم از این است روزی آید که دیگر در دنیا هیچ آیینهای باقینمانده باشد.اخر دنیا از اساس جای مناسبی برای آیینهها نیست. دنیایی که خودش زنگار گرفته چطور میتواند آیینهها را در خودش به خوبی نگه دارد؟ اینجا آیینهها خرد و شکسته میشوند یا سیاه؛ و یا اینکه درون گنجهای، صندوقچهای، جایی دور از دست و پنه ...
تنهاییاین چند تا باور اشتباه درباره تنهایی هست که ممکنه شنیده باشی: اگر احساس تنهایی میکنی، یعنی…تنها زندگی میکنیمجردیسنت رفته بالامهارتهای اجتماعی ضعیفی داریدرونگرا هستیاما علم تنهایی که توسط دانشمند «جان کاچیوپو» بررسی شده، میگه این باورها اشتباهه.تنهایی یه حالت روحی است که معمولاً با چالشها ...
محمدرضا شعبانعلی از نیمهٔ آذر ماه سال ۱۴۰۳ یک کانال تلگرامی به اسم با متمم راهاندازی کرده است. این کانال تلگرامی، همانطور که در نخستین پست آن آمده، احتمالاً بلندمدت نخواهد بود. نخستین پست کانال تلگرامی محمدرضا شعبانعلی این است: بامتمم | هایلایت این کانال مأموریت مشخص و تعیینشدهای ندارد. عمر ...
وقتی نوجوان بودم بیرون بردن آشغالها از خونه خیلی برام کار طاقتفرسایی بود و همیشه از زیرش در میرفتم. حضور توی مسجد بهخاطر مراسم ختم هم از همین کارهایی بود که نمیتونستم انجامش بدم. مکالمه با آدمهایی که ازم چندین سال بزرگتر بودن و اعضای درجهی اول خانوادهم نبودن که دیگه از همه سختتر بود. مامان ...
یه چیز جالب اینه که کلا همهچیز سادهتر از چیزیه که آدم توی ذهنش تصور میکنه. دارم مینویسم چون امروز دو بار این خورده توی صورتم. داشتم در مورد یه رفتاری که بعضی وقتها ناخودآگاه نشون میدم توی یوتیوب سرچ میکردم امروز، و تقریبا امیدی هم نداشتم که به چیز خاصی برسم. سرچ گشتم و گس وات؟ ریخته بود کف ی ...
جدیدترین دوره آموزشی محمدرضا شعبانعلی، دوره صوتی آموزش هدف گذاری است. محمدرضا شعبانعلی در این دوره صوتی هشت ساعته با استفاده از مجموعهای از کتابها، مقالات و تحقیقات معتبر، اصول و مبانی و تکنیکهای هدف گذاری و نیز تعدادی از معتبرترین انواع مدل های هدف گذاری را شرح میدهد. اهمیت هدف گذاری برای همهٔ م ...
شماره یک: جهان پس از بیداریتاری دنیا مقابل چشمانش او را ترسانده بود.هیچ به خاطر نداشت. دریچه ی کپسول که باز شد در حالی که لباس بارانی زرد به تن داشت از ان بیرون امد و اطراف را نگاه کرد.دیدن منظره ی روبه رویش سخت ترین کاری بود که می توانست بکند. دو جسد پوسیده که هیچ نرمی ای روی بدنشان نمانده بود درون ...
به من چيزهايی دربارهء معنای زندگی میگويد و من طوری نگاهش میكنم انگار كه برای بار اول است واژهء زندگی را میشنوم...چشمهايم را میبندم و سعی میكنم كه به زندگی نگاه كنم. دنيا، از پشت سلولهای نازك پلك، رنگی تاريك و متمايل به روشن دارد. نه آنقدر كه بگذارد ببينی و نه آنقدر كه از ديدن عاجزت كند.و اي ...
وقتی یه آهنگ رو روی تکرار گوش می کنی در نهایت دو تا نتیجه داره. یا حالت ازش بهم میخوره، یا انقدر درونش غرق میشی که فکر رفتن به آهنگ بعدی غیرقابل تصوره. هر آهنگی بعدش بخوای گوش کنی یا خیلی گوش خراشه، یا زیادی آروم. حتی از بین آهنگهای همون خواننده هم اگه بگردی نمیتونی آهنگی با همون تن و صدا و متن پیدا ...
پشت میز نشسته بودم و داشتم تایپ میکردم که یهو چشمم خورد به عنکبوتی که گوشه میز بود. قهوه ای بود و نسبتا بزرگ. با اون پاهای ترسناکش دوید وسط میز و درست جلو مانیتورم وایستاد.همیشه از عنکبوت ها میترسیدم. اولین چیزی که دستم اومد رو برداشتم، یه کتاب بود، با حرکتی نرم و آروم آماده شدم که از دست عنکبوت خلا ...