۷۲. شنبه بچه‌ها نیومدن مدرسه و زنگ اول بی‌کار تو دفتر نشستیم تا تکلیفمون مشخص بشه. معلما داشتن راجع به اینکه شیرآلات و سینک و کابینت‌ها رو با چی بشورن که تمیزتر بشه و فیلم‌ها و سریال‌های نوروزی تبادل تجربه می‌کردن. معلم فیزیک راجع به پرتاب یه فضاپیما یا ماهواره به فضا می‌گفت ولی کسی توجهی نمی‌کرد. م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعضی وقت ها هست که ادم میشینه و چند سال اینده رو تصور میکنه. چندین سال پیش وقتی با خودم تصور میکردم بعد از ۱۹ سالگی چی میشه، تصور ذهنی من مه بود و غبار. هیچی نمیدیدم. اوایل فکر میکردم بی دلیله ولی به مراتب بهم ثابت شد هر چیزی که نتونم تصور شفاف هم ازش داشته باشم برام پوچ و بی معنیه. کوتاه و تلخه. کم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاکستری عزیزم، امشب احساسات پیچیده در غم دارم. ناراحتم که ۴۰۳ خیلی زود تموم شد، اصلا ناراحتم که زمان اینقدر زود داره می گذره. درسته امسال سالی بود که به هدفم رسیدم ولی به فانتزی های توی ذهنم نرسیدم، نمی دونم چرا. شاید چون من هیچ وقت قرار نیست به یه فرد مستقل تبدیل بشم و لذت انجام دادن کارهای خودم رو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از بچگی آدم خیال پردازی بودم. نمیدونم دلیلش چی بود! شاید چون توی واقعیت اون چیزایی که میخواستم نبود.  همیشه توی ذهنم زندگی های مختلفی رو تصور میکردم که توی اونا من آدم متفاوتی بودم.  خب چون توی فکر و خیالم بود و منم بچه بودم پس هر چیزی ممکن بود.  قبول دارم! توی بیشتر اون تصورات چیزی شبیه به دنیای وا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از بخت بلندم خانم ارایشگر روزه بود‌.یعنی شما فک کن که یک خانم با موهای فر کوتاه و رنگ شده ی منحصر بفرد-واقعا منحصر بفرد چون نگه داری آن مدل مو خیلی جانکاه است_ و آرایش بسیار عالی و سر و وضع شیک وکفش هفت-هشت سانتی،نه تنها روزه بود که پنج شنبه گذشته در یک کلاسی شرکت کرده بود و در آنجا فهمیده بود دلیل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

1403 برای من سال آخرین ها و اولین ها بود. یه جهش برای ورود به دنیای جدید. دبیرستانم تموم شد و وارد دانشگاه شدم. روابط خیلی اثرگذاری رو تموم کردم یا شروع کردم. وقتی به امسال فکر می‌کنم در برابر پارسال شبیه یه تورنادو می‌مونه. هزاران لبخند دارم برای تعریف کردن، انقدر که نمی‌تونم شماره‌گذاریشون کنم.  ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای اینکه به خودم حال بدهم، کنسرو قلیه‌ماهی خریدم و با برنجی که از قبل توی یخچال مانده بود، گرم کردم و مشغول خوردن شدم. تازه یک قاشق خورده‌ بودم که یاد دوستم افتادم. همین چند ماه پیش، برای خودش قلیه‌ماهی سفارش داده بود و هنوز عکس قلیه‌ماهی از استوری‌اش پاک نشده بود که مُرد...قاشق دوم را به یاد فلان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برانکارد بیارید منو روش بزارید که من خورد وخمیرم همین الان میمیرم. له له لورده هستم یعنی دیروز موتورم روشن شده بود که تا ساعت دو شب یه ریز شستم و تمیز کردم دختر بزرگه که افطاری رو ساعت یک ونیم شب خورد چون خواب بود اون دوتا هم افطاری خوردن خوابیدن همسر هم رفت بیرون برگشت خوابید فقط،من بودم و آشپزخونه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خب خب خب امروز 29 اسفنده سال 1403 بیاین بگین از اتفاقای خوب و بدی که براتون افتاده و راجع بهش صحبت کنیم تمام اشک ها و لبخند هاتون :))) دستاوردهاتون، اشنایی های جدیدتون و هر اتفاقی که جالبه خوشحال میشم  منم تو یه پست خلاصه سال 403 خودم رو می نویسم از شانس امروز 3 تا ازمون دارم ... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در دو روز گذشته به شکل وحشیانه‌ای میلم به شکلات زیاد شده بود. میل که می‌گویم یک اشتهای بدون کنترل بخوانید. من هم انگشت بر دهان بودم که خدایا چه شده است؟ من مثل سگ از دیابت می‌ترسم و این گونه شکلات نمی‌خورم، پس این کیست؟ من کجایم؟ تمام قرص‌هایی که مصرف می‌کنم را جستجو کردم و عوارضشان را خواندم. هیچ ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید