چند سال پیش یادمه یک سری از بچههای وبلاگنویس بودن که به خاطر اینکه نمیتونستن موبایل داشته باشن (به هر دلیلی) و فقط حق استفاده از لپتاپ داشتن، روی آورده بودن به وبلاگنویسی و منتظر این بودن که اتفاق خاصی بیوفته تا بتونن از طریق موبایل وارد اینستاگرام و تلگرام و توییتر بشن. این موضوع منو خیلی به فکر ...
خب فروردینم امروز بالاخره تموم میشه این ماه ۳۵۲ صفحه کتاب الکترونیکی خوندم( بزن دست قشنگه رو) و همچنین احساساتم رو نوشتم... فهمیدم کلا آدم شادی ام و اگر استرسی هم وارد شه بهم از درون خودمه نه از محیط اطرافم روابطم با دیگران خوبه و تنها کسی تو این ماه من رو ناراحت کرده همسره که اونم در ماه ۳ سه بار ا ...
خب قبل از اینکه درمورد نظریه جدید مطرح شده بخوام صحبت کنم که با این جمله شروع میشه : احتمال دارد کل جهان هستی درون یک سیاه چاله غولپیکر باشد. اول باید یه اطلاعات کوچیک راجع به سیاه چاله ها بدم... بگید چی درمورد سیاه چاله ها میدونید؟ ...
دخترِ تنها، آرام در گوشهای از دنیا نشسته بود؛ جایی در میان رؤیاهای خاموش و خاطراتی که بوی غروب میدادند ، موهای قرمز و پرپیچ و تابش را باد نوازش میکرد و نگاهش، دوردستترین ستاره را میکاوید؛ انگار دلش را آن بالاها، جا گذاشته بود، میان آسمان، که روی زمین ، کسی حرف دلش را نمیفهمید. نه شانهای برای ...
گفتم بهش... به دکترم گفتم تو مردی! گفتم سراغتو از دوستت گرفتم و عکس از مراسم... فرستاده برام. خدایا چقدر دروغ گفتن سخته! نمیدونی به کجا نگاه کنی! خصوصا پیش این دکترم، که انقد دوست داشتنیه آدم نمیتونه هیچی نگه، نمیتونه دروغ بگه. همیشه پشت در مطب میگم میرم داخل و سرد میشینم منتظر میمونم داروهامو بنویس ...
📍 هتل سیسیل (Cecil Hotel)| کابوس در قلب لسآنجلس از بیرون یه هتل قدیمی و معمولیه اما داخلش؟ مثل اینه که وارد فصل جدیدی از یه داستان ترسناک واقعی بشی. هتل سیسیل از سال 1927 تا حالا، تبدیل شده به یکی از مکانهای تاریک تاریخ مدرن. از بیش از 16 مرگ مشکوک گرفته تا اقامت قاتل زنجیرهای معروف ریچارد رامیرز ...
بعضی وقتا به خودم میگم دلیل زندگی کردنم چیه؟ ب خاطر کی تو زندگیم دارم جلو میرم و میجنگم؟ شاید اگه برای جواب این سوال به ۸ سال قبل برگردیم، پاسخی پیدا نکنیم. توی تمام سال های زندگیم دلیلی برای زندگیم نداشتم و حتی دو سال از زندگیم رو با افسردگی شدید جنگیدم. روزایی سپری کردم که بیدار میشدم. میدیدم. راه ...
قبلا گفتم، دوباره میگم که شرایط جوری پیش رفت که من برم کنکور دکترا ثبت نام کنم. ولی خب من مدل اون دوندهی بچههای آسمان برای همینجا که هستم خوندم که همینجوری زندگی رو ادامه بدم کنارش حالا یک دکترایی هم بخونم. خودمم باورم نمیشه رتبه 2 شدمو انتخاب های بیشتری دارم. یک دوست 10 15 ساله رو پارسال از دست د ...
تنوع طلبی و بازیگوشی چه بده. کارم به جایی رسیده بود که برای پذیرفتن یه حرف معیارم تازگیش بود. و یادم رفته بود سادگی رو یتیم مکه بی سواد بوده و آقای عالم شده. هنوزم حرفهاش به دلها می نشینه و توی کتابها نقل میشه خمینی درس خیلی خونده بود اما خیلی ساده حرف میزد. باور نکردنی ساده حرف می زد. و حرفهاش رو ...
امروز خیلی اتفاقی وقتی داشتم تو خیابون پرسه میزدم رسیدم به یک کتابفروشی، از بیرون دیدم کافه هم داره، با خودم گفتم میرم استراحتی میکنم، در بسته بود، یکی از کارکنان وقتی داشت میرفت داخل منم سریع رفتم داخل، گفت تعطیله، مراسم داریم، گفتم یه […] ...