پسرک تازه از مدرسه رسیده، زنگ آیفون قدیمی رو فشار میده، قبل از صدای بوق، صدای قررررچ دکمه رو میشنوهه. رمز باز شدن در رو میگه: "منم" و وارد میشه. هوا خیلی عجیب ابری شده. شاید اگه برف بباره فردا تعطیل شه. پسرک لباساشو عوض میکنه، قربون صدقه مرغ عشق هاش میره، ناهار که خورد میشینه پای تلویزیون. میزنه شبک ...
هر بار که به خودم گفتم قلبم غم دارد جوابم یک کلام بود: "میگذرد"مهم نبود که با این گذشتن، من چه چیزی از دست دادم و روحم چگونه فرسوده شد اما دیگر هیچگاه نهراسیدم از روزی که زخم انقدر به استخوان برسد که من بیخیال تمام احساسی که در وجود خود حس میکنم، بشوم ...
در این مطلب، مهتاب جان توصیه عرفانی خودش رو نوشت و من هرچقدر فکر کردم، دیدم چیزی به ذهنم نمیرسه که بخوام بگم... از اتصال به آقا امام زمان علیه السلام برای رشد انسان چیزی بالاتر نیست. لیلا و برادرزادهام، با فاصله کمتر از ۲۴ ساعت به دنیا اومدند :) اما دیشب فهمیدم که برادرزادهام از پوشک گرفته شده. ...
خاک رَهِ آن یار سفر کرده بیارید... تا چشم جهان بین کُنَمَش جای اقامت... . . . بدون شرح... ...
امروز روز دختر عزیزانی که فوت شدن هم دخترداشتن... خبرها زیاده نمی دونیم چی درسته چی غلط فقط میگم اگه عمدی باش امیدوارم تمام کسانی که نقش داشتن با خاک یکسان بشن.🤲 یکی از فوت ها مال همینجای ما بود.. مال باغ گل 😔(بخاطر گل محمدی ها من به اونجا میگم باغ گل یه کلیپ از باغ گل می ذارم شما هم ببینید) چند نفر ...
روز همه دختر گلی ها مبارککک👸 امروز پرنسس خودم شدم به خودم هدیه دادم خیلی وقته بود پلاکم گوشه اش شکسته بود چند وقت پیش دادم برام درست کنن امروز تحویل گرفتم 🫠 کلیک برم بندازم گردنم و چنتا عکس خوشگل از خودم بگیرم🤗 وی امروز نشست با مامان پفک خورد ویس کوچولو رو به مامان نشون دادم گوش کرد گفت عه، پرتقال ب ...
«امروز، روی صندلیِ نرمِ مطبِ دکتر نشسته بودم و انگشتانم را به هم گره کرده بودم… دکتر با آن عینکِ گردِ طلاییاش نگاهم کرد و گفت: «آنه، فکر میکنم وقتش رسیده قرصهایت را کم کنیم… مثلِ این است که بالاخره یاد گرفتی دوچرخه سواری کنی و حالا میخواهیم چرخهای کمکی را برداریم!» هوا برای یک لحظه ساکت شد. صدای تیک ...
امروز آف هستم و به جای هرکاری ترجیح میدم کتاب صوتی تموم کنم و کتاب تولستوی بعد هم به پوستم برسم و خوراکی و سریال. ولی اگر موعد دریافت حقوقم امروز بودم که خونه نمیموندم ...
انقد خسته و کوفته م انگار ادامسم که کلی تو دهن یکی این ور اون ور افتادم و زیر فشار دندوناش له شدم و بعد تفم کرده کف خیابون ... زیر کفش آدما حسابی چسبیدم به خیابون ... همینقدر ناتوان و کوفته ... اهل نفرین نیستم اما نفرین به اون آدمی که چشم اولین بار تو چشمش افتاد و نحسی و سنگینیش سالهاست تو همه ی زند ...
ملت از امروز چله ی موسویه شروع می کنن. که نمی دونم چیه ولی تا عید قربان هست... ما چی؟ ما خیره سری ما گناه ما شرم ما امید به عفو تو به حرمت خودت و بزرگیت الاهی العفو خیلی بزرگی خدا که تو دل بدترین گناهکارها هم شعله امید برپا می کنی . هر چند شرمشون میخاد تو زمین فرو ببردشون. من گواهی میدم که در کل ...