هوا گرم هست اما قابل تحمل .من پیش مادرم و اون با اصرار اومده درب حیاط نشسته. من هم اومدم کنارش نشستم از نظر عرف این محله خوب خیلی مطلوب نیست اما برای دل بیقرار مادر قراری هست و من هم طبق معمول مادرم مهمتره از حرف بقیه. توی چند روزی که نبودیم چون یهو سه تامون نبودیم و یکی از زن داداشا هم که مشکل براش ...
اگر من یک فرزند پسر تقاضا کنم و قرار باشه به همسرم محرم بشه، باید یک: شیر همسرم رو بخوره، دو: شیر خواهر همسرم رو بخوره سه: شیر زنِ برادرِ همسرم رو بخوره چهار: شیر برادرزاده ها و یا خواهرزاده های همسرم رو بخوره. پنج: شیر مادر همسرم رو بخوره این ها هم همه نشدنیه. چون مادر همسرم به رحمت خدا رفته. خوا ...
سلام ۱) اولین پست سال ۱۴۰۴ هست و یهو دیدی آخرین پست. هر چی میگذره نسبتم با وبلاگ برام کمرنگتر میشه و گرچه همیشه احساس تعلق خاصی بهش داشتهم، هیچ بعید نیست یه روز ببینم که دیگه نمیخوامش. من حتی الان که گاهی به گوش میرسه بیان ممکنه تعطیل بشه و این چیزها، انگیزه بکآپ گرفتن از مطالبم رو ندارم. جالب ...
علیرضا این روزها خیلی غمگین و تو خودشه و دل و دماغ هیچی ندارد ... خوب حق هم دارد نمی دانم می تونه با خودش کنار بیاد یا اینکه ممکنه مدتها تو این وضعیت بماند اخلاقش طوریه که خودش باید با خودش کنار بیاد و کمک بیرونی را پس می زند ... حتی در مورد سیگار کشیدن علنی و بی ملاحظه اش هم نتونستم بهش چیزی بگ ...
می دونی من خوشحالم که آمار طلاق بالا رفته، چرا؟ خب احمق جون معلومه که زنها شجاعتشون بیشتر شده و برای خودشون ارزش بیشتری قائل اند و راحت تر از قبل می تونن زندگی کردن با آدم های انگل رو ادامه ندن. می دونی، اکثر مردها غیر قابل زندگی اند چون مرد هایی که توی جامعه مرد سالار رشد می کنند زن رو مقصر اتفاقات ...
بیدار شدم. وسط یه برهوت انفرادی ،افتاده بودم. خورشید روی نعشم نمی تابید، شلاق می زد. خشم خدا رو ابلاغ می کرد اما شلاق خورشید باعث بیداریم نشده بود. صدای یه گفتگوی شیرین و شهد دار بیدارم کرده بود. یه گفتگو با رنگ و عطر توتهای سرخ و سیاه صدا از بیرون می اومد. بیرون برهوت من. یکی کفشهاشو در آورده بود ...
قشنگ ترین روتین زندگیم اینه: پسر که بیدار شد ببرمش تو حیاط یا تو طبیعت یکم آفتاب بگیریم.. و با طبیعت صحبت کنیم..گهگداری با هم دعا کنیم خدارو شکر کنیم بیام داخل ویتامین رو بهش بدم.. پاهاشو بشورم لباسش عوض کنم .. یکم کتاب بخونیم .. آیت الکرسی و چهار قل براش بزارم براش صدقه کنار بزارم و پسر باز چرتش ...
هر ادمی یه جوری به وجد میاد ( به وجد میاد ینی انگار لاتاری برده انگار ده سال جوون شده انگار تازه متولد شده ... کلا بهترین انگار ذهن ادمه ) اکثر ادما وقتی خودشونو بروز بدن به وجد میان یکی دلبری میکنه، یکی پولشو به رخ میکشه، یکی دینشو، یکی ظاهرشو، یکی سوادشو و ... امروز یه به رخ کشیدن عجیب دیدم ... یه ...
صدای کولر میتونه صدای پنکه سقفی قورت بده. حالا پرت شیم اونجا که فرهاد توی در دنیای تو ساعت چند است بیهوش شده و اون دوقلوها دارن فرانسوی صحبت میکنن. هرچند سکانس مورد علاقه من اونجا بود که گلی میره کارخونه متروکه و اون پیرمرد راجب مادرش باهاش صحبت میکنه. هرچند نمیتونم از سکانس های فرهاد و مادر کلیپ ...
دنیا به گریه هات اهمیتی نمیده،هر چقدر فریاد بزنی جز انعکاس صدات چیزی به دست نمیاری،قوی بودن رو انتخاب نکردم بلکه مجبور شدم،دنیایی که مجبورم کرد قوی باشم مقابل همه چیز،چون چاره ای جز این نیست،گاهی با تیکه های شکسته شیشه بهترین چیزها ساخته میشن و ماندگار ترین ها،میشه که بشکنی ولی بهترین باشی،و چه روزه ...