توی راهم و به نظرم جدی قراره فردا آقای ح رو ببینم. از وقتی جدی جدی قراره همو ببینیم معذب تریم: )))) بهش میگم فردا میای فرش قرمز پهن کنی؟ میگه من مشکلی ندارم، خودت گردن میگیری؟ گفتم اونی که باید گردن بگیره دیگه من نیستم. تویی : ))) ولی فعلا وایسا برسم بعد گردن گیرا رو فعال کنیم. __ دیدارمون میسر میشه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تراپی امشب هم مثل همیشه فوق العاده بود. چیزی رو یاد گرفتم که ارزشش بیشتر از هزاران جلسه تراپیه. یاد گرفتم ببخشم. تا الان نمیدونستم بخشیدن چیه؟ چطوریه؟ من یاد گرفتم و این یاد گرفتن باعث شد و میشه بارهایی که الکی تا اینجا به دوش کشیدم از روی شونه هام کم بشه. باشه... باشه دکتر :) من بابامو میبخشم. من ع ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قدرت تخیل نداری نخون :))))) دست هایش در جیب سر به زیر انداخته بود و در خیابان های سرد و خاکستری شهر بی هدف قدم میزد. مقصدش کجا بود؟ خودش هم نمیدانست! به خودش که آمد دیگر از دیوارهای بلند شهر، آسمان تیره و سر و صدا خبری نبود. آسمان آبی بود و زمین سبز. اطراف را نگاه میکرد. و جذب زیبایی محیط شده بود. ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز دلم خیلی پره. مثل روزای قبل. چیزی عوض نشده فقط زندگی غیر معمولی من ورق دیگه ای ازش جلو رفت. مثل هر روز منتها با این تفاوت که امروز تولد پدرمه. البته فرداست ولی امشب احتمالا خیلی خوشحاله. دقیقا وقتی که حالم بده. همه بدنم به نحوی یه جوری مریضه. ناراحتی معده. گردن و کمردرد. سردرد و سرگیجه. بیحالی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاش هیچ خردادی وجود نداشت،هر چقدر بیشتر نزدیکش میشم یک چیزی قلبم رو فشار میده دلم رو به درد میاره... تازگی ها خیلی اینو درک میکنم که یکسری رویاها هستن که همیشه فکر میکنی اگه بهشون برسی خوشبخت ترین ادم دنیا میشی ولی وقتی بهش میرسی میبینی اصلا اینطور نبوده و حالا هر روز و هر روز در حسرت همون روزهایی ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قدرت تخیل نداری نخون :))))) دست هایش در جیب سر به زیر انداخته بود و در خیابان های سرد و خاکستری شهر بی هدف قدم میزد. مقصدش کجا بود؟ خودش هم نمیدانست! به خودش که آمد دیگر از دیوارهای بلند شهر، آسمان تیره و سر و صدا خبری نبود. آسمان آبی بود و زمین سبز. اطراف را نگاه میکرد. و جذب زیبایی محیط شده بود. ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آدم باید با دل و روحش سر درسش حاضر بشه و الا لابلای درس خوندن،  آواز میخونه یا به غصه هاش فکر می کنه یا هر کاری که ساعتهای درس خوندنش براش بی مصرف و عذاب آور بشن. "نماز "و " رابطه"  و" شغل " آدم و .... هم همین بلا سرش میاد ، اگه دل و روح توشون حاضر نباشه. دل عجیبه و روح عجیبا غریبا ست. امروزه کشف شد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مدتهاست امار نشون داده نمیشه . به نظر این سایت هم داره به رحمت خدا میره .  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

انسانی که راه زندگی را با تقلب پیموده، نه پای حقیقی دارد، نه عمقی در وجودش . با هر درسی که به زور تقلب گذرانده، زیر پایش خاکستری از دروغ ریخته است . او که سر کار می‌رود با نقابی از ریا، هر لبخندش را مهارتِ بازیگری ساخته، بی‌آنکه عمق مهارتی در دل داشته باشد، تنها تصویری از موفقیت را به نمایش گذاشته ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیروز من و آقای ح یه تنش کوتاه داشتیم و من نیم قدم تا بلاک کردنش فاصله داشتم. یکهو برگشت گفت که من باید برم محل زندگی‌م. کی؟ زمانی که من دارم میرم ببینمش. از سرم دود بلند شد. خیلی بد حرف نزدم ولی خب تنش ایجاد شد. برای من هم کامل توضیح نداده‌بود که چرا باید بره و بیشتر حس پیچوندن بهم داد. خلاصه آرامش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید