دیشب حرفهایمان نتیجه نداشت. قرار است امشب ادامه بدهیم. یعنی این قرار را او گذاشت. این راه پیچیده است و بیشترین مسئولیت پای اوست. اگر میخواهد قبول کند باید کفش آهنین به پا کند. من هم به سهم خودم کفش را پایم خواهم کرد اما حقیقت این است که که کفش او باید محکمتر باشد. ...
Forwarded From من یک درختم! (maryam shavandi)"چیزی شبیه به مجسمههای میکل آنژ":این توصیف اوریانا فالاچی، خبرنگار ایتالیایی، از امام خمینی است. بعد از مصاحبه تاریخیاش در سال ۵۸ در گزارشش تنها به مکتوب کردن سوالها و جوابها اکتفا نمیکند، از حال و هوای بیت امام، نوع برخورد اطرافیان و حسی که در مواجه ...
مریم برای بار چندم گوشیاش را روی میز پرت کرد. دوباره با مادرش بحث کرده بود؛ مثل همیشه، بینتیجه . روی تخت افتاد و به سقف خیره شد. زیر لب گفت: «همیشه دیگران خرابکاری میکنن... همیشه من مقصر نیستم .» اما چیزی در دلش قلقلک میداد؛ یک جمله قدیمی از دوستی دور که گفته بود : « وقتی همهی رابطههات به مشک ...
ما عادت کردهایم مشکل را بیرون از خودمان ببینیم . فکر میکنیم اگر آنکه کنارش زندگی میکنیم، کمی مهربانتر بود، اگر رئیسمان منصفتر بود، اگر خانوادهمان درک بیشتری داشتند، حالِ زندگیمان بهتر میشد . فکر میکنیم با حذف و جایگزینی آدمها، حال دلمان عوض میشود . اما واقعیت این است که هیچکس تا وقتی خ ...
بعکس شلوار wide-legزیبایی را که از بانه خربده بودم به هوش مصنوعی دادم تا به من بگوید با چه رنگی آن را ست کنم.اولا توضیح داد که این پارچه دارای نقش سنتی است با نقش های هندسی تکرار شونده به رنگ های سفید و سبز زیتونی.بعد هم رنگ مکملش را کرم اعلام کرد که من یک بلوز کرم داشتم.اما،طرح یک گربه صورتی روی آن ...
دوستان بیاید با هم گریه کنیم. من تنهایی حوصله ندارم : ))) شوخی کردم. واقعیت زندگی رو پذیرفتن هم سخته. صحبت کردیم و هنوز داریم صحبت میکنیم. حداقل تا اینجا راهی نیست. منم وقتی ناراحت میشم که طنزم میزنه بالا و الان توی اون موقعیتم. که ناراحت و طنازم: )))) وضعیت گویا بنیسته. ادامه دادن نداره و حق میدم ...
آتوسا سلام ... امروز را هم گذراندی ... بیا منصف باشیم ؛ همه اش هم بد نبود . نصف روز درس خواندی و برای گرفتن نخ بادبادک رها شده امید در دنیای خیالت دقایقی دویدی... راستی فکر نکن نفهمیدم ؛ خوب دیدم که با چند قدم دویدن و کمی این طرف و آن طرف پریدن چیزی نمانده بود قلبت از سینه بیرون بپرد و نفس هایت به ش ...
امروز، روز بسیار خوبی از کار درآمد. بهتر از خیلی وقتها، با مردم طلبکار و ناراحت، با برنامه نویسهای به خطا برخورد کرده، با صاحبان صنایع صحبت کردم. (آخ نه یک بار از کوره در رفتم و گوشی را قطع کردم و بعد به طرف گفتم، مشکل از گوشی بوده.) ولی باز هم به نسبت خودم در شرایط مشابه قبلی، عالی برگزار شد و نتا ...
از من به تو نصیحت یه جوری برای رسیدن به اهدافت تلاش کن که کسی به گرد پات نرسه 🙌 خبلی خسته شدم ولی ارزشش داشت من از ثابت موندن و ادامه ندادن بیزارم. ...
دختر خوبی بودم، نیازهامو نادیده میگرفتم، تو خودم جمع میشدم و کم دردسرترین حالت ممکن برای بقا تلاش میکردم. اونقدر جو خونه ملتهب و ناپایدار بود که حتی بیخود و بی جهت هم گاهی احساس گناه داشتم. گناه از وجود خودم یا سوءاستفاده بقیه یا... بهرحال من عادت دارم نیازی نداشته باشم و اغلب خشمگین باشم که چرا کسی ...