رفتیم زیارت حاجی زاده، همه از ته دل ولی بی صدا گریه می کردن، مردها بیشتر و سوزدار تر از زنها، پیرمردها بیشتر از جوونها یه حالی بودها قطعه شهدای این روزها اینقدر بزرگ بود که فقط خوندن سنگ قبرها و خوردن بغضها از تمام وقتی که برای زیارت بهشت زهرا داشتیم بیشتر شد. بوی خون تاره می اومد و بوی مظلومیت ام ...
نوید محمدزاده با خشم و خروش نسبت به اخراج پدر همسرش از ایران به افغانستان شکایت کرد و از تریبونش برای مسأله ی شخصی استفاده کرد. درست. او در همه جا کنارِ مردم نبود. درست. امّا قرار هم نیست که هر کس که تریبون داشته باشد گرفتار دیکتاتوری اکثریت شود و همه جا آن تریبون را در ظاهرِ طرفداری از "مردم" مصرف ...
یکی از تعطیل ترین روزهای ساله و من مجبور شدم بیام سرکار. نمیدونم چی شد اما بالاخره بغضم شکست و مسیر خونه تا شرکت هق هق گریم با آهنگ قاطی میشد. "دار و ندار من و دل رفته به تاراج جنون *** آینه ی باور من خفته خاکستر و خون" دیروز تراپیستم گفت فاصله جلسات و بیشتر کنم و امروز حالم طوریه که انگار خنجر خورد ...
نمی دانم از کجا باید شروع کنم ؟ از شب اول جنگ یا قبلش ؟ خوب چند وقتی اینجا نبودم(۱) و واقعا سختم بود بیام و داشتم خودم را با شرایط جدیدم که مجبورم وقت و زمان کمتری به علایقم اختصاص بدهم یکجورایی کنار می آمدم ... بعد از فوت پدر شوهر باید علاوه بر بچه ها حواسم بیشتر به علیرضا هم باشه و تو آن شرایط ...
۶ یا ۷ سالم بود، دقیقا یادم نیست. توی کامپیوتر آهنگ های جالبی پیدا میشد. مثلا ی چیزی که هنوز و هنوز من بشه گوشش میدم آهنگ چه لاک خوش رنگی چه آرایشی داری آرمین 2afmهست. با اون عینک جالبش توی ویدیو، جلوتر ک بری میرسی ب آهنگ های تتلو. مثلا ی آهنگ داشت با طعمه توش میگفت، بهت میگم نرو بار بیستمه، یه روز ...
نوستراداموس قبلا آرایشگاه شخصی خودش را داشت. اما الان به همان علتی که هم تو دانی و هم من با سه تا آرایشگر دیگر شریک شده است و به اصطلاح در یک آرایشگاه دیگر برای خودش لاین گرفته است به عبارت دیگر با ورد به آرایشگاه با چهار تا خانم آرایشگر مواجه می شوی که خودش کلی بدبختی است. فک کن سلام و احوالپرسی با ...
نمیدانم چه قرار است بنویسم. میخواهم فقط بنویسم. نبودن که عادی نمیشود فقط من دارم وانمود کردن را یادمیگیرم. دلم هم بیشتر میشکند و ظهر با خودم فکر کردم، چرا پیام نمیدهم؟ دیدم مهمترین دلیل من این است که دوست ندارم مرا باری روی دوشهایش ببیند. من بار نیستم. من بار اضافی نیستم. از این که گاهی در روزه ...
روزهای ما هم میگذرد این چند روز که کلی اذیت شدیم رابطه انسان با حیوان خانگی خیلی صمیمانه میشه چون یه موجود ناز دوست داشتنی که نمیتونه حرف بزنه و هرچند خرابکاری زیاد داره اما خیلی دوست داشتنی بود به هرحال خیلی اذیت شدیم ولی چیکار میشه کرد خدا کنه در حقش کوتاهی نکرده باشیم هر چند خریدنش اشتباه محض بو ...
اولین سریال ترکی عمرم رو دارم می بینم اسم فیلم اتاق قرمز.. که داستان های یک روانشناس با مراجعه کننده هاش و آسیب های روانی که مراجعه کننده هاش تو یه دوران کودکی خوردن و شده طرحواره و ترومای بزرگسالیشون رو بررسی میکنه..البته راه حل حرفه ای نمیده برای مشکلات ها بیشتر شنونده اس اما برای من والد و معلم ...
از عصری به طور ناگهانی اشتهام باز شده کلی میوه خوردم الان یه لیوان بزرگ شیر سرد چنتا بادوم تازه و... سیر نمیشم 😂 شاید بخاطر اینکه عصری رفتم قبرستون. من گاهی عصبی بشم زیاد غذا می خورم . ...