بسم الله الرحمن الرحیم و جنگ شد. امروز دوشنبه بیست و ششم خردادماه چهارمین روز از جنگ تحمیلی اسرائیل به ایران. علیه مردم تهران غیر منتظره و شدید شروع شد. اما هنوز مانده به آن درجه از دشواری مبارک برسد که در بیروت رسید. خانم غفارحدادی در کتاب دشواری مبارک گوشه ای ش را روایت کرده. نیاز داشتم به اینکه ...
هنر انتحاری (جهان...پول...شعر) یک شعر بلند "شبه هجویه-شبه فلسفی" (شعر منتشر نشده) عباس مهیاد جهان شعر می خواهد چه کار؟ میان این همه بی ترانه گی و پتیاره گی شعر در شکاف اخبار گیر می کند و شیاف خبر در رسانه های بی سر و ته با جفنگی توجیه "جنگ" از ماتحت تا مغز را ملنگ می کند... باز هم حال مان که خوب بود ...
این مطلب رو از یکی از وبلاگها خوندم آدرسش یادم رفت که بزارم .دم صاحب وبلاگ گرم خیلی قشنگ بود و به دلم نشست. "صبح بعد ورزش رفتم از نونوایی یه بربری داغ بگیرم. کارت دادم خانم کریمآقا شاطر گفت صلواتیه!! تعجب کردم. گفتم کریمآقا که توی این فازها نبود. خودش شنید همانطور که خمیرها رو پهن میکرد گفت اگه ب ...
در تمامی لحظات حساس زندگی از جمله شب های پر از اضطراب کرج و تهران ، من و شاهین در خواب عمییییق ب سر میبریم! ...
روز غدیر عروسی یه همکارم بود که جای دخترم هست اینقد این دختر نجیب و مودب و با شخصیت هست همسرش هم عین خودشه و همسرم کاملا میشناسه موقعی که مشهد بودم برام کارت دعوت فرستاد اما اوضاع که بهم ریخت اصلا نتونستم برم و دلم راضی نشد هر چند من معمولا اهل عروسی رفتن نیستم اما خیلی دلم میخواست عروسیش برم و به م ...
میدونی همش فکرمیکنم زندگی پاره از حلقم سرازیر میشه و فرار کنه. ...
الان صفحه وبلاگو نگاه کردم دیدم خیلی وقته داستان کوتاه ننوشتم :((( دلم میخواد اما ایده ناب و خاص به ذهنم نمیرسه..... ...
نمی دانم قدرت تخیل است، ایده ورزی است یا نه واقعا یکجور واقع گرایی لخت و دست به نقد در کار است. این پیگیری های پیچیده برای روشن نگه داشتن آتش را می گویم. یک روز به بهانه عامل نارنجی ویتنام را، یک روز فیلیپین را روزی به بهانه سلاحهای کشتار جمعی عراق را امروز ایران را به بهانه بمب اتم آتش می زنند. چ ...
میتونی با یه آهنگ چینی گریه کنی وقتی نمیدونی چی میخونه یه روزی مثل اینکه کنترل چیزی دستت نیست. یه روز مثل این که بعد همه رنج های زندگیت تو خاورمیانه اخبار جنگ میخونی.... نمیدونی چی میخونه اما میدونی داره احوالتو منعکس میکنه. ...
دیدم حالا که امتحانات دانشگاه تعویق افتاده.... به جای رفتن به قرارگاه و این چیزا..... بچهام رو از پوشک بگیرم حداقل :) چون دیشب یه ذره شک کردم که فعالیت رو از همین برهه شروع کنم. احساس میکنم تعهدم به آرامش روانی بچهها، از همه چیز باید بالاتر باشه. اینا هم بزرگ میشن و باید برای جبهه حق سربازی کن ...