امروز سرکار متوجه شدم حقوقی که میگیرم از بقیه خیلی کمتره! کارم پر مسئولیت و گاها پرفشار هست، مطالب برای یادگیری زیاد هست اما نه تاثیری تو درآمدم داشته و داره و نه تمومی داره! با اینحال از افراد دیگه که کار سبک تر، کم استرس، و بدون نیاز به یادگیری دارن، کمتر حقوق میگیرم! فاجعه باره. دیشب که خجالت زده ...
سئو همیشه قراره از شنبه شروع بشه!!!چند بار این جمله رو شنیدی (یا گفتی؟ 🙃):«فعلاً نمیخوایم روی سئو وقت بذاریم، ولی بعداً حتماً روش حساب میکنیم.»سئو برای خیلی از کسبوکارها شده شبیه رژیم غذایی:همیشه قراره از شنبه شروع شه، ولی هیچوقت دقیقاً مشخص نیست کدوم شنبه!این تعویق دائمی، باعث میشه وارد یه چرخ ...
آدمها اگر میدونستن شبها چقدر بهشون فکر میکنیم، بازم این فاصلهها وجود داشتن؟ ...
شبیه حبیب لیسانسه ها شدم شاید. اما فکر میکردم پسره از من خوشش بیاد. هرطور فکر مسکنم بعضی رفتارهاش عجیب بود. جاشو عوض کرد، کنار من نشست به بهانه اینکه نزدیک کولر باشه، دائم جزوه امو نگاه میکرد و ازم خواست بعد از کلاس بهش بدم. اما من واضح نشنیدم. الکی لبخند زدم و سرمو به تایید نشون دادم. بعد از کلاس ا ...
از وقتی که خیلی کوچولو بودم مامانم برام میگفت که اوایل ازدواجشون دخترعموم براش از رویاهای بابام درباره بچه اولش گفته. دخترعموم برای مامانم تعریف کرده بود که: - عمو ایوب همیشه میگفت انقدر دوست دارم یه دختر داشته باشم موقع رانندگی دستشو از پشت صندلی بکشه به صورت و ریش هام و به "بابایی پفک میخوام".... ...
از موقعی که "قرص پَر" تجویز و مصرف شد نه فروپاشی روانی تجربه کرده، نه شاهد افسردگی از سر دلتنگیش بودم. من شب و روز اون رو زیر نظر دارم. چند روزی هستش که ساکته. دیگه موزیک هم گوش نمیده. صبح تا شب خیره میشه به کامپیوترش، یه سری کدهای پریشون و آشفته وارد میکنه، مینویسه و پاک میکنه، اجرا میکنه و اصلاح م ...
خبر خیلی حوب اینکه اینترنت خانه ام وصل شد و هنوز باورم نمی شود کهvpnگوشی وصل می شود و می توانم وارد اینستاگزام شوم.( تازه بلاگفا رو هم نمی تونستم وارد بشم) و اما: روحم هم خبر نداشت که من از دنبال کنندگان صفحه ای هستم به اسم هتل نمی دانم چی که تخصصش نگهداری از گربه های تی تیش ملت است که در پانسیون ها ...
همیشه از خانواده و اطرافیان و دوستان دیدم و شنیدم که میگن «فلانی رو ببین !!!» ببین فلانی به کجا رسیده؟ ببین فلانی چقدر درسش از تو بهتره؟ چقدر خوب کار میکنه؟ یا فلانی چقدر آدم خوبیه؟ انقدر از این مثالها هست که تمومی ندارن. همیشه سعی میکنن ما رو توی یک رقابت قرار بدن تا مثلا تشویق بشیم که حرکت کنی ...
عجیب ترین تجربه زندگیم و داشتم. یه کارگاه شرکت کردم، دختری که کنارم نشسته بود خیلی شیطون و بشاش بود و با من خیلی خوب بود. ازم شماره گرفت که باهم گاهی بیرون بریم خوشحال شدم که دوستی پیدا کردم و قبول کردم. بعد از کارگاه پرسید برنامه ای نداری و باز من لال شدم و نتونستم مخالفتی کنم! رفتیم به سمت کافه، ی ...
من یه INFPام: اینا گفته های دیگرانه مال من نیست: دوستی با امن قشنگه اما گاهی سخت میشه، چون میبینن ناراحتم اما نمیتونن از زیر زبونم بکشن بیرون که چه مرگم شده. گاهی اوقات که یهویی پر حرف میشم به نظرشون با نمکه میشم.... ...